گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

هوشنگ طالع

ما امروز بايد به اين نتيجه برسيم كه تنها دوست ملت ايران در سرتاسر اين جهان، ملت ايران است يعني ما نه دوست هميشگي داريم، نه دشمن هميشگي. بسته به حركاتي كه مي كنيم و بسته به منافع ملي ما در آن زمان، اينها مي توانند تغيير كنند. چيزي را بايد بدانيم كه تنها ياور ما ملت ايران است. حالابايد راه هايي در پيش بگيريم كه با اين ملت در آشتي كامل و صلح و صفاي كامل به سر ببريم. هويت ملي خود را بازيابي كنيم. اين عاملي است كه اين ملت را تا امروز نگه داشته است.

دکتر هوشنگ طالع

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

سعدی در بوستان سروده ای دارد به نام "اندر رای و تدبیر ملک و لشکرکشی" . وی کوشیده است شیوه ای از برخورد با دشمنان نیرومند را نمایان سازد.تدبیر در کار و مدارا با دشمن بهترین کار در برخورد با دشمنان قوی از دیدگاه سعدی است البته تا زمانی که پا را فراتر نگذاشته و با زورگویی آتش جنگ را شعله ور نکرده است که در اینصورت دیگر باید با همه ی توان با او وارد کارزار شد .



همی تا برآید به تدبیر کار

مدارای دشمن به از کارزار

سعدی بر این باور است که اگر توان رویارویی و نبرد با دشمن را نداری و بیم گزند و آسیب دیدن از او داری ، با نیکویی کردن (ظاهری) فتنه ی دشمن را بخوابان . مانند روشی که ابوبکر بن سعد زنگی در برخورد با مغولان برای در امان ماندن پارس به کار برد .

چو نتوان عدو را به قوت شکست

به نعمت بباید در فتنه بست

گر اندیشه باشد ز خصمت گزند

به تعویذ احسان زبانش ببند

عدو را به جای خسک زر بریز

که احسان کُنَد کُند، دندانِ تیز

به تدبیر رستم در آید به بند

که اسفندیارش نجست از کمند

سعدی بر این باور است که باید تا زمانی که نیرومند نشدی با دشمن نیرومند تر از خود نیاویزی . با این حال می گوید که با پیش آمدن فرصت مناسب می توان پوست دشمن را کَند.

عدو را به فرصت توان کَند پوست
پس او را مدارا چنان کن که دوست
حذر کن ز پیکار کمتر کسی
که از قطره سیلاب دیدم بسی
مزن تا توانی بر ابرو گره
که دشمن اگرچه زبون، دوست به
بود دشمنش تازه و دوست ریش
کسی کش بود دشمن از دوست بیش
مزن با سپاهی ز خود بیشتر
که نتوان زد انگشت بر نیشتر

سعدی زورگویی را ناپسند می شمارد و بر این باور است که اگر از دشمن تواناتری ، زور و ستم هم روا مدار .

وگر زو تواناتری در نبرد
نه مردی است بر ناتوان زورکرد

و در دنباله با نفی جنگ طلبی و قدرت نمایی ، به آشتی و صلح فرا می خواند.

اگر پیل زوری وگر شیرچنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ

سعدی درباره ی دشمنان جنگ جو هم چنین می فرماید :

چو دست از همه حیلتی در گسست

حلال است بردن به شمشیر دست

اگر صلح خواهد عدو سر مپیچ

وگر جنگ جوید عنان بر مپیچ

که گر وی ببندد درِ کارزار

تو را قدر و هیبت شود یک، هزار !

دفاع از خود را کاری نیکو بر می شمارد و بر این باور است که نباید در جنگ پیشدستی کرد ( پیرو آموزه های فرهنگ ایران که پیشدستی در جنگ را کاری ناروا به شمار می آورد و ایرانیان تا توانسته اند در جنگ ها پیشدستی نکرده اند و آغازگر جنگ نبوده اند ) ولی اگر دشمن جنگ را آغاز کرد باید از خود پاسداری کرد و خداوند هم این کار را نیکو می شمارد .

ور او پای جنگ آورد در رکاب

نخواهد به حشر از تو داور حساب

تو هم جنگ را باش چون کینه خواست

که با کینه ور مهربانی خطاست !

چو با سفله گویی به لطف و خوشی

فزون گرددش کبر و گردن کشی

به اسبان تازی و مردان مرد

بر آر از نهاد بداندیش گرد

و گر می بر آید به نرمی و هوش

به تندی و خشم و درشتی مکوش

چو دشمن به عجز اندر آمد ز در

نباید که پرخاش جویی دگر

چو زنهار خواهد کرم پیشه کن

ببخشای و از مکرش اندیشه کن

در پایان یادآور می شود که اگر دشمن از کردارهای ناپسند و زورگویی خود پشیمان شد و زنهار (امان) خواست ، او را ببخش ولی از مکر و حیله ی احتمالی اش غافل مباش.

.........

مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه پژوهندگان مهرمیهن )

  • بازدید: 535
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست چکامه چامه های پندآموز شیوه ی برخورد با دشمنان در گفتار سعدی
داستانزد ایرانی

آب از سر گذشتن

نا امید شدن


پیشنهاد
دیدگاه کاربران


شیوه ی برخورد با دشمنان در گفتار سعدی