میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هر زمان دشمنان تاخته‌اند اخگرهاي فرو نهفته در خوي و منش ما ايرانيان بيش از پيش پرشرار افروخته شده است.ما در خاكستر نمانده‌ايم مانند بسياري از مردمان و كشورهاي جهان كه از پهنه تاريخ زدوده شده‌اند. من ايران را به ققنوس تشبيه كرده‌ام؛ چرا كه چندين ‌بار ايران از درون خاكستر خود برخاسته است و همچنان پرشور جهان را افروخته است.

میرجلال الدین کزازی

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

«كرمان» با «كارمانا» (Karmana)‌، در زبان فارسی باستان، نام منطقه‌ای باستانی در حدفاصل نواحی مركزی ایران و سرزمین «گدروزبا» (Gedrosia) است. بخش شمالی این سرزمین، منطقه‌ای است بی‌نهایت فقیر، چنان كه امروز نیز آن را «دشت لوت» یا بیابان تهی می‌نامند، اما نیمه‌ی جنوبی آن چنان كه مورخان یونانی آورده‌اند، منطقه‌ای حاصلخیز و پربركت بود و از جمله رودخانه «هیكتانیس» (Hyctanis) كه در این منطقه دارای ذرات طلا بود، ضمن این كه معادنی از نقره نیز در این محل یافت می‌شد. مورخان یونانی، هم‌چنین از مهم‌ترین شهر این منطقه یاد كرده‌اند كه «هرمز»‌ نام داشته و احتمالا برگرفته از نام «اهورامزدا»، خدای بزرگ در آیین ایرانی است. امروزه نیز این شهر اگرچه به نام «هرمز» شهره است، اما نام حقیقی آن «میناب» است. در زمان «هخامنشیان» «كارمانیا» نیز بخشی از امپراتوری گسترده هخامنشی بود. سرزمینی كه «كورش كبیر» بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی از سال 53-590 پیش از میلاد، آن را تحت فرمانروایی خود داشت. با این همه ایرانیان باستان كه نام تمام كشورهای مطیع و خراجگزار خود را فهرست كرده‌اند، «كرمانیا» در این فهرست نامی نیاورده و از آن غافل مانده‌اند. هم‌چنین در كتیبه «بیستون»، یادگار «داریوش كبیر»، و نیز در كتیبه «داوا» (Daeva)، كه آن نیز یادگار فرزندش «خشایارشا» است، هیچ نامی از «كارمانیا» نیامده است، و البته جای بسی شگفتی است كه این كتیبه‌‌ها هر دو، فهرستی بلند از نام كشورها و سرزمین‌های فرمانبردار شاهان ایرانی را در خود جای داده‌اند. می‌توان چنین برداشت كرد كه این ناحیه در آن زمان به طور رسمی بخشی از ساتراپ‌نشین «گدروزیا». و یا بخشی از سرزمین پارس به شمار می‌آمده است. اما در میان كتبیه‌های موجود، نخستین‌بار در كتیبه‌ای از شوش است كه از «كارمانیا» به عنوان محلی برای صادرات درخت با چوب «ساج» یاد شده است. همچنین بنا بر الواح به دست آمده از «تخت جمشید» نیز، امروز با نام كاركی (Karki)، به عنوان یك ساتراپ یاد نشده است.) ‌ضمن این كه بنا بر مندرجات موجود در بایگانی‌های تخت جمشید، اكنون به خوبی روشن است كه جاده معروف به «جاده شاهی» از همین سرزمین، یعنی «كارمانیا» عبور می‌كرده است. البته در زمان نامشخص، احتمالا در اواخر قرن پنجم یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد، «كارمانیا» باید به موقعیت ساتراپی دست یافته باشد...

با آ‎غاز امپراتوری ساسانی، كه از سال 224 به بعد بنیاد نهاده شد، پایتخت از «كارمانیا» به «وه‌ اردشیر» (Veh-Ardeshir) منتقل شد. شهری نوبنیاد، در حدفاصل شوره‌زارهای دشت لوت و كوه‌های غربی كه اكنون با نام «كرمان» شهره است. از آن‌جا كه شاهان ساسانی بر آیین زرتشتی بودند و اهورامزدا را می‌ستودند، یكی از سرزمین‌های مقدس آن‌ها، منطقه‌ای به نام بم (Bam) بود كه بنا به آداب زرتشتی، مردگان خود را به طور آیینی در محوطه‌های مرتفع آن قرار می‌دادند. مكان مقدسی به نام «برج خاموشی» كه هنوز هم ویرانه‌های آن در «بم» قابل مشاهده است. نخستین اسقف‌نشین مسیحی در این منطقه را نیز از میان قرن هفتم در فاصله‌ زمانی كوتاهی قبل یا بعد از غلبه مسلمانان، می‌توان تاریخ‌گذاری كرد. (464.م)

باغ شاهزاده

نمایی از باغ شاهزاده کرمان


--------------------------
نویسنده : پونا لیندرینگ

  • بازدید: 3524
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست سرزمین ایران كارمانا (کرمان) سرزمینی كهن در ایران باستان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

چشم و همچشمي كردن

رقابت كردن با ديگران ، هم طرازي نمودن با اطرافيان

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • وزوانیان هنوز به زبان پهلوی سخن می گویند
    سلام زبان دری چیزی جدا از فارسی است پهلوی ٬فارسی٬دری٬اوستایی زبان هایی مجزا بوده اند که اصل با پهلوی و اوستایی بوده است اوستایی زبان شرقی ایران بوده و با سانسکریت هم ریشه و با پهلوی شباهت داشته و دیگر زبان های شرقی مثل پشتو ٬اسی ٬سغدی شبیه اوستایی هستند اما از زبان پهلوی زبان هایی مختلفی شکل گرفته ا... نمایش / پاسخ
    فرستنده : بالاچ سر مچار پهلوی
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    بکاربردن واژه ی وصی برای حضرت علی (ع) در دیباچه ی شاهنامه از سوی فردوسی نشانگر آن است که وی علی (ع) را جانشین پیامبر می دانسته است و این خود دلیل بر شیعه بودن وی است . محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و وصی اگر چشم داری به دیگر سرای بنزد نبی و وصی گیر جای درست پس از این بیت ها چنین می گوید : ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزند ایران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    فردوسی شیعه نبود چون در آن روزگار هنوز شیعه کشف نشده بود اما علاقمند به خاندان پیامبر بود اما بیشتر از آن به ایران دلبسته بود وگرنه می تونست قران تفسیر کند و از شاهان و خلیفه زمان صله بگیرد نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرهاد
فرتورهای دیدنی


Your SEO optimized title