میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ابوالفضل بیهقی

من که بوالفضلم ، کتاب بسیار فرو نگریسته ام ، خاصه اخبار ، و از آن التفاطها کرده ، در میانه ی این تاریخ چنین سخنها از بهر آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند ، و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد.

ابوالفضل بیهقی

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

هر که بامش بیش برفش بیشتر

هر کس جایگاه بالاتری داشته باشد ، دردسرها و گرفتاریهای بیشتری نیز دارد

هر که بامش بیش برفش بیشتر

  • بازدید: 351167
 

دیدگاه ها 

 
+281 # آتوسا 12 آذر 1393 ساعت 17:41
خوب بود ولی چرا فقط معنیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!
لطفا اکه میشه یه داستانم براش بسازینو بزارین
پاسخ | |
 
 
+462 # افسانه کارآموز 12 آذر 1393 ساعت 18:03
گفتاورد آتوسا:
خوب بود ولی چرا فقط معنیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!
لطفا اکه میشه یه داستانم براش بسازینو بزارین


یه داستان در این مورد براتون میزارم

یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.
اتفاقا فردای آن روز؛اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت.
ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج ...
بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت.

در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در حال درویشی رفیق سیر و سفر او بود به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد.بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری؛تا بدین پایه رسیدی!
درویش پادشاه شده گفت:ای یار عزیز در عوض تبریک؛تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی!
رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم!
پس هر که بامش بیشتر برفش بیشتر یعنی هر کس مقام بالاتری داشته باشد مسئولیت و گرفتاریهای بیشتری دارد.
پاسخ | |
 
 
+146 # محمد مبین 23 دی 1393 ساعت 22:20
افسانه جان به کمک این داستان تونستم امتحان انشا مو بیست بشم بازم ميگم ازت ممنونم
پاسخ | |
 
 
+179 # رضا 24 بهمن 1393 ساعت 10:01
هر که شد شوریده تر بی خویش تر
هرکه عاشق تر، یقین، دل ریش تر
عشق را با درد قسمت می کنند
هر که بامش بیش، برفش بیشتر
ضرب المثل قرآنی
(هرکه بامش بیش برفش بیشتر)
لا یکلف الله نفساً إلا وسعها سوره بقره -آیه286 خداوند بر هیچکس بیشتر از توانش تکلیف نمی کند.
(باهر دست بدهی از همان دست پس می گیری)
إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ سوره اسرا - آیه 7 اگر نیکی کنید ، به خود نیکی کرده اید
پاسخ | |
 
 
+75 # الهه 08 اردیبهشت 1394 ساعت 13:27
ممنون افسانه داستان خیلی جالب بود من که خیلی خوشم اومد بازم از این داستانا بزارین ممنون
پاسخ | |
 
 
+50 # ناشناس 25 خرداد 1394 ساعت 17:44
اگر کسی بام خانه ی بزرگی داشته باشد بعد از امدن برف،برف بیشتری را باید از روی بام خانه اش پاک کند
پاسخ | |
 
 
+33 # امیر 14 آذر 1394 ساعت 18:42
این داستان به من خیلی کمک کرد که توی انشا مدرسم در بارهی این ضربالمثل این داستان رو بنویسم خیلی تشکر میکنم
پاسخ | |
 
 
+65 # پردیس 14 آذر 1394 ساعت 19:45
هر که شد شوریده تر بی خویش تر
هرکه عاشق تر، یقین، دل ریش تر
عشق را با درد قسمت می کنند
هر که بامش بیش، برفش بیشتر
احمد فرجی (مجموعهء لهجه سبز ترنم)
پاسخ | |
 
 
+5 # Anita 17 آذر 1394 ساعت 14:53
خوب بود داستانش واقعا آموزنده بود من اینو برای دختر خالم تعریف کردم تا خوابش ببره
پاسخ | |
 
 
-43 # ایلیا 24 آذر 1394 ساعت 18:17
معلم ما یهم بالاترین نمره رو داد خیلی ممنونم ولی اونقدر سخت گیره که 17 داددددد
ایلیاکلاس هفتم2 نمونه دولتی کمال
پاسخ | |
 
 
-6 # حنانه توحیدی 20 آذر 1395 ساعت 23:14
معنی این شعررابه طورکامل ارائه می دهم(هرکسی کسی بام کوتاه تری دارد زحمت کمتری می کشداماهرکسی که بام بلندتری دارد زحمت آن زیاداست بایدتلاش بیشتری کند)ممنون
پاسخ | |
 
 
-12 # حیوا 02 دی 1395 ساعت 12:00
داستان خوب و آموزنده ای بود از نظر من نوعی درس زندگی هم بود.
پاسخ | |
 
 
0 # سلام بر مهدی عج 09 فروردین 1399 ساعت 13:32
البته کسانی که تلاش کنند میتوانند بر سختی غلبه کنند
پاسخ | |
 
 
-2 # ارغوان 04 دی 1395 ساعت 18:30
مطالب جالبی گذاشته اید دوستان هرکسی که در امد زیادی داشته باشد خرج و مسئولیت زیادی هم دارد ولی کسی که مال و منال کمی دارد به اندازه پول جیبش خرج می کند
پاسخ | |
 
 
-54 # ساجده برزگر 06 دی 1395 ساعت 15:10
معنی این ضرب المثل این است که هر که بام خانه اش بزرگ باشد هر وقت برف میاد زحمتش بیشتر اس که برف ها را بری زد
پاسخ | |
 
 
-7 # Hadi 06 دی 1395 ساعت 22:20
ممنون افسانه جان داستان خلی خوبی بود رفتم یه ۲۰ گرفتم دستت درد نکنه
پاسخ | |
 
 
+2 # ریحانه 13 دی 1395 ساعت 18:32
عالی است ممنون از مفهوم زیباتون
پاسخ | |
 
 
+45 # محمد امین 13 دی 1395 ساعت 19:51
معنی اینه که هرکی مقام بالاتری دارد مسولیت بیشتری داره
پاسخ | |
 
 
-16 # Fatmme 26 دی 1395 ساعت 22:08
عالی بود ممنون برای انشا مدرسه ام خیلی کمکم کرد باز هم از این داستان ها بنویسید
پاسخ | |
 
 
-18 # ...باران... 09 بهمن 1395 ساعت 23:53
ممنون این داستان خیلی عالیه برای گسترش و معنی و مفهوم ایران ضرب المثل
من با این داستان توانستم انشاء رو ۲۰ بگیرم...
پاسخ | |
 
 
+3 # سدنا 24 اردیبهشت 1396 ساعت 14:10
هرکس سعی وتلاش بهتری بکند نتیجه بهتری خواهد دید
پاسخ | |
 
 
-3 # خانم امینی 15 آبان 1396 ساعت 13:12
بسیارعالی لذت بردم یعنی باخواندن داستان مفهوم ضرب المثل برام شیرین بود
پاسخ | |
 
 
+11 # ناشناخته 22 آبان 1396 ساعت 19:01
کلاس هفتم هستم برای انشاء عالی بود
پاسخ | |
 
 
-22 # درسا 04 دی 1396 ساعت 20:16
سلام ممنون افسانه خانم من ۲۰گرفتم
نمیدونم چطوری تشکر کنم واقعا ممنونم
داستان اموزنده ای بود وبا اون داستان دوستای حسودم را شکست دادم
پاسخ | |
 
 
+6 # میترا 19 دی 1396 ساعت 08:29
عالی است ممنون خیلی خوشم اومد واقعا افسانه دستت درد نکنه بازم از این داستانها بنویسین
پاسخ | |
 
 
-19 # سارا 26 دی 1396 ساعت 21:45
خیلی خوب به خاطر این من فارسی را در کارنامه ۲۰ شدم اگر نبود من ۱۹.۲۵ می شدم ممنون
پاسخ | |
 
 
-1 # علی عسکری 05 اسفند 1396 ساعت 15:19
از آقارضاخیلی ممنونم چون میشه باتوجه به این شعرومعنی آن یک انشأخیلی زیبانوشت...
پاسخ | |
 
 
-11 # زهرا عامری محمد 02 فروردین 1397 ساعت 08:34
سلام من زهرا هستم .
میخاستم ازتون یک خواهشی کنم اگر ممکنه کمی داستان هارا بیشترکنید. ویک موضوع دیگه اینکه با معناومفهوم بیشتری باشند.
باتــــــــــــــــشـــــــــــــکـــــــــــــــر
پاسخ | |
 
 
-1 # Pari naz 06 خرداد 1397 ساعت 13:11
این معنی ضرب المثل به من کمک کرد تا تو امتحانم نمره کامل و بیارم
پاسخ | |
 
 
+1 # nazanin 06 مهر 1397 ساعت 14:52
داستان بسیار عالی بود
این ضرب المثل را معمولا در مورد افرادی به کار میبرند که به لحاظ مقام مادی و معنوی بالا باشند و از زیادی سختی ها در زندگی و کار زیاد شکایت کند
پاسخ | |
 
 
-4 # محمد امین اقا 20 آبان 1397 ساعت 20:07
واقعا ممنون افسانه جان به کمک تو از سخت ترین معلم سیستان و بلوچستان بیست گرفتم واقعا ممنون
پاسخ | |
 
 
-2 # نا شناس تنها 05 آذر 1397 ساعت 17:19
من بخاطر این انشاء ۱۹شدم و گرنه ۱۶میشدم
پاسخ | |
 
 
+1 # ایلیا 10 آذر 1397 ساعت 18:56
خیلی داستان جالبیه تونستم باهاش انشاء. رو بیست بگیرم
پاسخ | |
 
 
+1 # سارا 22 آذر 1397 ساعت 16:15
یعنی هر کس که مقام بالاتری داشته باشد مسئولیت و گرفتاری بیستری دارد
پاسخ | |
 
 
-1 # پرنیا 25 آذر 1397 ساعت 17:31
افسانه جون خیلی ممنونم بابت داستان قشنگت من تونستم با این معنی و داستان نمره کامل رو بگیرم خیلییییییییییییییی ممنونم
پاسخ | |
 
 
+3 # زهرا 22 دی 1397 ساعت 20:17
من به کمک این ضرب المثل وداستان تونستم کتاب فارسیم وکامل کنم
پاسخ | |
 
 
+3 # محمد 25 آذر 1398 ساعت 20:59
بدنبود خوبه هم نبود من این داستان را برای معلم خواندم نمره ۲۰نگرفتم ۱۵ونیم گرفتم بازم ممنون
پاسخ | |
 
 
-3 # نرگس طبیبی 01 دی 1398 ساعت 23:43
گفتاورد افسانه کارآموز:
یه داستان در این مورد براتون میزارم

یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.
اتفاقا فردای آن روز؛اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت.
ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج ...
بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت.

در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در حال درویشی رفیق سیر و سفر او بود به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد.بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری؛تا بدین پایه رسیدی!
درویش پادشاه شده گفت:ای یار عزیز در عوض تبریک؛تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی!
رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم!
پس هر که بامش بیشتر برفش بیشتر یعنی هر کس مقام بالاتری داشته باشد مسئولیت و گرفتاریهای بیشتری دارد.

خوبه عالی است فقط معنی ضرب المثل خوب نیست از بیست نوزده میدم چرا بیست ندادم چون خیلی طولانی بود باز هم ممنون
پاسخ | |
 
 
+2 # مهرانا 10 دی 1398 ساعت 21:39
از نظر من اگه داستانی کوتاهتر مینوشتید بهتر میشد به هر حال ممنون
پاسخ | |
 
 
-1 # Sama 16 بهمن 1398 ساعت 10:42
من هم بانظر مهرانا موافقم لطفا داستان های کوناهتری درموردضرب المثل ها بنویسید
پاسخ | |
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستانزد هر که بامش بیش برفش بیشتر
گفتگو و پرسش و پاسخ
پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title