میهن نما
میهن نما
گفتاورد

جهانشاه درخشانی 

خاستگاه آریاییان فلات ايران بوده و همه‌ي کوچ‌ها از این فلات به جاهای دیگر انجام گرفته است. اين مردم در پايان يخبندان كه نزدیک 12 هزار سال پیش بوده، در ايران مي‌زيسته‌اند. با نگاه به اينكه هر چه به گذشته برگرديم هوا سردتر بوده، بنابراين اين خاستگاه مي‌بايستي در جنوب ايران بوده باشد كه هوا گرم‌تر بوده است، و کم‌کم با گرم‌تر شدن هوا اين مردم به سوی شمال آمده و به مركز فلات ايران رسيده‌اند و سپس با پیدایش گرماي بسيار بالا در میانه هزاره‌ي پنجم ق.‌م، به سرزمین‌های شمالي تا شمال اروپا کوچیده‌اند. براي مردمان ایرانی خاستگاهي جز فلات ايران نمي‌توان اندیشید و در آغاز تمدن پراكندگي ایرانیان به شرق و غرب آغاز مي‌شود.

دکتر جهانشاه درخشانی

کاربردی
پیشنهاد ویژه

1.زبان پارسي دري برماندِ گران‌ارج و گرانسنگ ميهني ايرانيان، برآمده از دل هزاره‌هاي تاريخ و فرهنگِ پر فَرّ و فروغ ايرانزمين، از تبار گويشهاي ايراني / آرياني است و ريشه به كهنترين زبان تاريخ، زبان اوستايي، مي‌رساند.

2. در ميان گويشهاي زبانيكِ گوناگونِ روا در پهنه‌ي پهناور ايرانزمين كه همه يكسره همتبار و همريشه اند، «زبان پارسي دري» زبان سنجه‌ي رسمي و بآيين، و زبان پايه‌ي فراگير ايرانزمين و مايه‌ي وند و پيوند و يگانگي و يكپارچگي ايرانيان در سرتاسر گستره‌ي سپنتاي ايران بزرگ است.
3. پاسداشت و ارجگزارد و كاربرد زبان پارسي دري بر هر ايراني راستين و سرشتين فريز است.
4. پاسداري از زبان پارسي را هيچ گونه ستيزه‌اي با ديگر گويشهاي بومي ايراني نباشد؛ چه همه‌ي اين گويشها همتبار و همريشه اند و برآمده از درخت گشن بيخ و بسيار شاخ زبان ايراني / آرياني؛ و پاسداري از ديگر گويشهاي بومي در كنار زبانِ سنجه‌ي پارسي دري، فريز ميهني و فرهنگي همه‌ي ايرانيان است.
5. در نوشتار و گفتار پارسي بايد از كاربرد واژگان بيگانه پرهيخت و به كاربرد واژگان ناب و نژاده‌ي پارسي كوشيد.
6. برترين و بهترين آبشخور و بنمايه و درسنامه‌ي زبان پارسي، همانا شاهنامه‌ي ورجاوند و فرهمند فردوسي بزرگ است.
7. پاسداري از زبان پارسي، تنها كاربرد شماري واژه‌ي پارسي به جاي مشتي واژه‌ي بيگانه نيست؛ كه دربردارنده‌ي چنين هنجار و كرداري است:
1) كاربرد همه‌ي واژگان كهن و نوين پارسي در كنار يكديگر
2) پاسداشت و كاربرد درست و بآيين دستور زبان پارسي
3) يافتن و زنده گردانيدن تكواژها، پيشاوندها، ميانوندها و پساوندهاي كهن و از ياد رفته‌ي زبان پارسي، به ويژه بهنگام واژه‌گزيني در برابر واژگان بيگانه‌ي نوين
4) بهنگام رويارويي با نوين واژگان بيگانه بايد نخست در پي واژه‌يابي در بنمايگان كهن و سپس در پي واژه‌سازي بود.
5) بهنگام ساخت و آفرينش واژگان نوين بايد پرواي سبك و سياكِ ساختار آوايي و دستوري و گردانشي زبان پارسي را نيك گزارد.

نوشته‌ي شهريور همافر
برگرفته از سرزمین پارسیان

  • بازدید: 2256
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست زبان و گویش راهبرد پاسداري از زبان ميهني پارسي
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

مُشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید

برای شناخت هر کس یا هر چیز بهتر است به خودش بنگریم تا گفته های دیگران

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • گریه کردن رضا شاه
    انگلیس تا زمان اشغال ایران تو جنگ جهانی دنبال ادامه دادن قاجار بود رضاشاه اگه آدم انگلیس بود تبعیدش نمیکردن داستان ترک مخاصمه ارتش هم تو تاریخ هست برو بخون ببین داستانش چی بود برادر ،رضاشاه یاغیها رو ادب کرد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بختیاری


Your SEO optimized title