گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

عبدالرفیع حقیقت

يكي از خصوصیات ممتاز دانشمندان و انديشمندان راستين ايراني، آزاد انديشي و مردم گرایي است. كه نماينده وسعت نظر بي انتها و رهایي يافتن از قيود دست و پاگير محدود مربوط به قبيله و گروه و نژاد و شهر و قوم و مملكت و مكتب و توقف نكردن آنان در مراحل مختلف زندگي فريبنده مادي مي باشد . اين خصيصه ی آموزنده و آموزنده جهاني كه راهنماي سعادت بشري و شيوه ی راستين رسيدن به مدارج عالي كمال معنوي است بدون مطالعه و تفحص و تعمق وسيع وهمه جانبه و همچنين تامل و تهذيب و كوشش و جهش فكري و عملي بي وقفه و بي غرضانه و خالي از تعصب امكان پذير نيست .

عبدالرفیع حقیقت

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

مردی به باغی رفته و بر بالای درختی نشسته و زردآلو می چید و میخورد . ناگهان مرد باغدار از راه رسید و بانگ زد : از خدا نمی ترسی که میوه های باغ را می خوری؟ آن مرد همانگونه که زردآلو می خورد گفت : برای چه بترسم ؟ این درخت از آن خدا است و من هم بنده ی خدا ، پس از آن می خورم . باغدار بشتافت و ریسمانی آورد و مرد را به درخت بست . سپس چوب زدن آغاز کرد . مرد زیر ضربه های چوب فریادش بلند شد که : ای مرد از خدا نمی ترسی ؟ باغدار گفت : برای چه بترسم ؟ تو بنده خدایی و این هم چوب خداست و من هم با این چوب خدا ، بنده ی خدا را می زنم .

مولانا

  • بازدید: 1786
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست داستان داستان های مثنوی چوب خدا و بنده ی خدا
داستانزد ایرانی

رشته هایمان پنبه شد

کار و کوششمان سودی نداشت

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


چوب خدا و بنده ی خدا