گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید.

فردوسی بزرگ

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

چون نادر شاه افشار به سلطنت رسيد به ژنرال روسى كه شهرهاى شمال ايران را در اواخر دوره صفويه اشغال كرده بود پيغام داد و از او استفسار نمود كه آيا كشور ايران را ترك مى كند يا اينكه مايل است فراشان سلطنتى او را بيرون كنند؟
از مسكو يك نفر نماينده براى بستن قرارداد با نادر شاه به مشهد آمد ولى نادر او را نمى پذيرفت و او نيز به همراه سپاه نادر براى بدست آوردن فرصت ملاقات حركت مى نمود. يك روز نادر در حالى كه پيروزى جديدى به دست آورده بود سفير را نزد خود خواند. سفير نامبرده ، نادر را ديد كه روى زمين نشسته در حالى كه البسه اش بوى خون مى داد با دست غذا مى خورد. وقتى سفير از علت احضار خود پرسيد، نادر به او گفت كه مى خواهم ببينى كه چگونه با دست هاى آلوده بخون ، خشن ترين غذاها را مى خورم و شما مى توانى به آقايت بگويى كه چنين شخصى (نادر) گيلان را تسليم نخواهد كرد.

برگرفته از:ژنرال سايكس تاريخ ايران ج 2 ص 364

  • بازدید: 4369
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست گذشته ی ایران نادرشاه و ترساندن نماینده روس ها
داستانزد ایرانی

چون می گذرد غمی نیست

زندگی در حال گذر است و غم خوردن سودی ندارد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


نادرشاه و ترساندن نماینده روس ها