میهن نما
میهن نما
گفتاورد

http://www.mehremihan.ir/images/stories/f7/karimkhan-zand.jpg

این فرنگیان همچنان که هندوستان را به مکر و خدعه و تزویر و نیرنگ مسخر کردند، میخواهند ایران را نیز مالک و متصرف شوند اگر فکر می نمایید که فرنگی صاحب حسن سلوک است، بدانید چنانچه بر ایران غالب و مسلط گردد، شما صاحب مناصب عالیه نخواهید بود. آنان همه شما را می کشند و احدی از شما را زنده نخواهندگذاشت ... اگر العیاذبالله، فرنگی ایران را مالک شود، برای اینکه خاطرش کاملا جمع شود، اسلام را بر می اندازد و بزرگان ایران را خوار و ذلیل می سازد.

کریم خان زند

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

پس از مرگ اسكندر گجسته، سلوكيان از سال 350 تا 250 پ.م در ايران فرمانروایی كردند و سرانجام اشكانيان ايشان را از ايران برون راندند.

شاهنشاهي اشكاني از سال 250 پ.م تا 224 ميلادي (474 سال) به‌درازا کشید و 29 شهریار از این خاندان بر ایران پادشاهی نمودند.

اشك اول كه سلوكي‌ها را شكست داد و اين سلسله را تاسيس كرد، از 250 تا 248 پیش از ميلاد فرمانروا بود.

مهرداد (میترادات) اول (اشک 6) را بنیان‌گذار شاهنشاهی اشكاني می‌دانند؛ امپراتوري او از جيحون تا فرات و از درياي مازندران تا خليج فارس ادامه داشت. پژوهشگران نقش او در دودمان اشکانیان را همتای کورش بزرگ در دودمان هخامنشیان می‌دانند. گرچه رفتار هیچ فرمانروایی در همه دوران ایران زمین هرگز به پای کورش کبیر نرسیده و نخواهد رسید.

برای مهرداد دوم (اشک 9) اشکانی نیز نقشی همانند داریوش بزرگ هخامنشی قائل هستند. (1)

اردوان پنجم (اشک 29) در جنگ هرمزگان از اردشیر بابکان نخستین پادشاه ساسانی شکست خورد؛ وی دختر اردوان را به همسری خود درآورد.

پادشاهان اشکانی:

1-     ارشک نخست 250 – 248 پیش از میلاد           16- ارد دوم                  4 – 8 م

2-     تیرداد نخست    248 – 214 پ م                    17- ونون نخست         8 – 17 م

3-     اردوان نخست    214 – 196پ م                    18- اردوان سوم          17 – 42 م

4-     فری‌باپت            196 – 181پ م                   19- پروان                   42 – 45 م

5-     فرهاد نخست     181 – 174 پ م                  20- گودرز                   45 – 51 م

6-     مهرداد اول         174 – 136 پ م                  21- ونون دوم              51 – 52 م

7-     فرهاد دوم         127 – 136 پ م                   22- بلاش نخست        52 - 78 م

8-     اردوان دوم         127 – 124 پ م                   23- پاکر                  78 – 108 م

9-     مهرداد دوم          124 – 76 پ م                   24- خسرو             108 ـ 128 م

10- سنتروک              76 – 67 پ م                     25- بلاش دوم        130 – 148 م

11- فرهاد سوم          67 – 60 پ م                     26- بلاش سوم      148 – 191 م

12- مهرداد سوم         60 – 56 پ م                      27- بلاش چهارم    191 – 208 م

13- ارد نخست           56 – 37 پ م                      28- بلاش پنجم       208- 216 م

14- فرهاد چهارم           37 – 2 پ م                      29- اردوان پنجم      216- 224 م (۲)

15- فرهاد پنجم          2 پ م – 4 میلادی


قلمرو فرمانروایی:

کشور پهناور ایرانِ اشکانی از سمت خاور تا هندوکش و حدود پنجاب و از شمال تا رود جیحون و دریای کاسپین(مازندران) و از جنوب تا دریای پارس(عمان) و خلیج فارس و از سمت باختر نیز تا (بیشتر) رود فرات گسترش داشت. البته این مرزبندی‌ها همیشه به همین صورت نبوده است و این حدود مربوط به دوره‌ی اوج و گستردگی اشکانیان است؛ گرچه گاهی نیز مرزهای این دولت از این حدود نیز فراتر می‌رفته است؛ چنان که در زمان پادشاهی ارد، سپاهیان پارتی در باختر از رود فرات نیز گذشته و تا انطاکیه و تنگه هلسپونت پیش رفتند.

سرزمین ایران اشکانی شامل شماری دولتهای خودمختار دست نشانده هم می‌شد. آنچه که به‌وسیله ساتراپهای اشکانی اداره میشد، شامل هجده استان یا ساتراپی بود که یازده استان را که در بخش شرقی کشور جای داشتند، استانهای بالا (علیا)؛ و هفت استان غربی را استانهای پایینی (سفلا) می‌خواندند.


استانهای غربی:

1- میان رودان (Mesopotimia) با زمینهای شمال بابل.

2- آپولونیاتیس (Apolloniatis): جلگه خاور دجله.

3- خالونی‌تیس (Chalonitis): بلندیهای زاگرس

4- ماد غربی: حدود نهاوند.

5- کامبادین (Cambaden): حدود بیستون و بخش کوهستانی ماد.

6- ماد بالا: اکباتانا (همدان).

7- رگیان (Rhagiana): نواحی شرقی ماد.


استانهای شرقی:

8- خوارنه (Choarene): سر دره خوار.

9- کومیسنه (Comisene): کومس (قومس).

10- هورکانیا (Hyrcania): گرگان.

11- استابنه (Astabene): ناحیه استو (قوچان).

12- پارتیا (Parthyene): خراسان.

13- اپه‌ورکتی‌کنه (Apavarcticene): ابیورد، حدود کلات.

14- مرگیانه (Margiane): ولایت مرو.

15- آریا (Aria): هریوه، هرات.

16- انائون (Anauen): جنوب هرات.

17- زرنگیان (Zarangiane): زرنج، کنار هامون.

18- آراخوزیا (Arachosia): رخج در ساحل علیای هیرمند در قندهار

استان‌های خودمختار:

افزون بر این استانهای هجده‌گانه، شماری دیگر از استانهای پیشین هخامنشی در این دوره (اشکانی) به صورت خودمختار اما متحد و زیر سلطه (تحت‌الحمایه) دولت اشکانی وجود داشتند. این استانها در هنگام نیاز سپاه و دیگر امکانات در اختیار شاهنشاهان اشکانی قرار می‌دادند؛ (گرچه گاهی نیز از فرمان پادشاهان اشکانی سرپیچی می‌کردند.)
این دولتهای تابع که در نهایت جز قلمرو رسمی دولت اشکانی به شمار می‌آمدند به قرار زیر است:

19- سکستان: نیز که در بخش پایین هیرمند دولت محلی خودمختار داشت، در برخی منابع، استان نوزدهم دولت اشکانی به شمار آمده است.

20- ارمنستان: که پادشاه آن، هم‌پیمان، دست نشانده و از خاندان پارتیان بود.

21- کرودئن (Cordoen): در جنوب دریاچه وان (ترکیه) و خاور دجله که سرزمینی کوهستانی بود.

۲۲- آدیابن(Adiabene): (حدیب، حاجی‌آباد) در کنار رود زاب که شامل سرزمین آشور می‌شد و مرکز آن، اربل(Arbela) خوانده می‌شد.

۲۳- امارت هترا (Hatra): در باختر دجله جای داشت و به خاطر قلعه استوارش نامدار بود.

۲۴- آتروپاتن (Atropaten): سرزمین آذربایجان که ماد کوچک نیز خوانده می‌شد و در دوران سلوکی نیز مستقل بود. این استان در زمان اشکانیان توسط یک شاهزاده اشکانی اداره می‌شد که هم‌پیمان و زیر حمایت دولت اشکانی بود. این استان در زمان سلوکیان و اشکانیان یک مرکز دینی و یک مرکز ایرانی‌گری در برابر یونانی‌مآبی به‌شمار می‌آمد.

25- میسان (Mesene): که در زمینهای میان‌رودان جنوبی در پیرامون مصب دجله و فرات جای داشت و مرکز آن به نام خاراکس (Charax) تقریباً در خرمشهر کنونی بود.

۲۶- ایلام (Elymais): که در خاور دجله و شامل شوش و اهواز کنونی بود و تا بخشهایی از دره‌های زاگرس ادامه داشت. مهرداد نخست آنجا را گشود اما بعدها دوباره خودمختاری و استقلال محلی یافت.

27- پارس: که پادشاهان کوچک و محلی آن، در زمان سلوکیان مستقل بودند؛ در زمان اشکانیان بخشی از جنوب کرمان نیز به قلمرو آنان افزون گشت. این قلمرو کانون آیین زرتشت بود.

28- اسروئن (Osroene): در شمال خاوری میان‌رودان که مرکز آن ادسا (Edessa) نام داشت. (3)


پایه‌های نگاشته:

1-     زرین‌کوب، عبدالحسین (1380) روزگاران، تهران: انتشارات سخن

2-     پیشاهنگ، حسنعلی (1384) تاریخ ایران برای نوجوانان، تهران: نشر صادق

3-     یزدان صفایی (31/4/1389)، قلمرو اشکانیان، (9/7/1389)، http://ahouramazda.persianblog.ir

حسنعلی پیشاهنگ
http://www.ariobarzan.blogfa.com/post-95.aspx

  • بازدید: 4152
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست گذشته ی ایران گستره ی شاهنشاهی اشکانیان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

شش ماهه به دنیا آمده است

در کارهایش شتاب می کند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    بکاربردن واژه ی وصی برای حضرت علی (ع) در دیباچه ی شاهنامه از سوی فردوسی نشانگر آن است که وی علی (ع) را جانشین پیامبر می دانسته است و این خود دلیل بر شیعه بودن وی است . محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و وصی اگر چشم داری به دیگر سرای بنزد نبی و وصی گیر جای درست پس از این بیت ها چنین می گوید : ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزند ایران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    فردوسی شیعه نبود چون در آن روزگار هنوز شیعه کشف نشده بود اما علاقمند به خاندان پیامبر بود اما بیشتر از آن به ایران دلبسته بود وگرنه می تونست قران تفسیر کند و از شاهان و خلیفه زمان صله بگیرد نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرهاد
  • سوزاندن نانوا به فرمان رضاشاه
    باسلام ندا خانم باید جان های امثال این متقلب ها گرفته شود تا میهن ها آباد گردند، اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت آن کارگران بدبخت هم که معلوم نیست قوط چند خانواده را متحمل بودند رو از کار بی کار می‌کرد، پس تلنگر و تنبیح به جا و به موقع واجبه که همچین بی وجدان هایی حساب کار دستشون بیاد و مسبب نان بریدن ه... نمایش / پاسخ
    فرستنده : کامران
فرتورهای دیدنی
پذیرش آگهی


Your SEO optimized title