گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

ستارخان

من می‌خواهم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد، شما به من می‌گویید بروم زیر بیرق روس؟ امکان ندارد.

ستارخان سردار ملی ایران

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

زندگی نامه
پهلوان محمود قتالی خوارزمی مشهور به پوربای ولی یا پوریای ولی، از عارفان و جوانمردان اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. در ریاض العارفین درباره پهلوان محمود قتالی خوارزمی چنین آمده است:

«اسم شریفش پهلوان محمود مشهور به پوریا ولی (پوریای ولی) بین الخواص و العوام مشهور و معروف و بفضائل صوری و معنوی موصوف، احوال فرخنده مثالش در کتب تواریخ و تذکره شعرا و عرفا مذکور. گویند کسی در قوت و قدرت با وی برابری نکرده، بعضی او را پسر پوریای ولی دانسته و برخی این لقب را بر خود آنجناب بسته (بهر حال) عارفی کامل و کاملی واصل بوده، حقایق و معارفی بسیار از وی بروز و ظهور نموده، مثنوی کنزالحقایق از منظومات آن جناب است. بعضی از اشعار آن کتاب و گلشن (راز) بهم آمیخته، غالباً از کنزالحقایق بوده باشد، زیرا که کتاب کنزالحقایق در سال 703 صورت اتمام یافته و شیخ شبستری هفده سال بعد از آن گلشن را منظوم نموده. وفاتش در سنه 722 هجری در خیوق خوارزم است. گویند در شبی که وفات یافت، این رباعی را گفت و علی الصباح مرده بر سجاده اش یافتند.»

امشب ز سر صدق و صفای دل من

در میکده آن هوش ربای دل من

جامی بکفم داد که بستان و بنوش

گفتم نخورم گفت: برای دل مـن

پوریای ولی

پوریای ولی گفت که صیدم به کمند استاز همت داوود نبی بخت بلند استافتادگی آموز اگر طالب فیضیهرگز نخورد آب زمینی که بلند استهر کجا محرم شدی چشم از خیانت بازدارای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می‌شود
پوریای ولی پهلوان نامداری بوده که درماندگان را همواره یاری میکرده است. بهمین جهت ورزشکاران ایران نام او را همیشه بر زبان می رانند و اشعارش را در زورخانها می خوانند و کشتی گیران وی را هنوز از پیشروان خود میدانند. اشعار زیر از مثنوی کنزالحقایق او نقل میشود:

بهشت و دوزخت با تست در پوست

چرا بیرون ز خود میجوئی ای دوست

اگر تو خوی خوش داری بهر کــــــار

از آن خـویـت بهشت آید پـــدیــــــدار

وگــر خــوی بــدت انــدر ربـــایــــــد

از آن جــز دوزخـــت چــیــزی نـیـایـد

دهـان تـو کـلیـدانی است هــموار

زبــان تــو کــلــیــد آنـــرا نـــگــه دار

بهشت و دوزخت را یک کلید است  

کلیدی این چنین هرگز که دیده است

کزو گه گل دمد در باغ و گـه خار

گـهی جـنـت گشاید زو گهی نــار

زبانت را کلیدی هـمـچــنــان دار    

بدان کت آرزو باشـد بــــگـــــردان

در این عالم نزن از نیک و بد دم  

که هم ابلیس میباید هم آدم

.....................

بن مایه نوشتار : 1- تارنگار زورخانه ی باباعلی

  • بازدید: 24720
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست بزرگان ایران پهلوان پوریای ولی
داستانزد ایرانی

هر چه نپاید دلبستگی را نشاید

شایسته نیست وابسته ی چیزهای ناپایدار شویم

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


پهلوان پوریای ولی