میهن نما
میهن نما
گفتاورد

کاشفی سبزواری

اگر پرسند که چهار ادب کدام است؟ بگوي اول به دو زانو نشستن هم پير را و هم جماعت را. دويم سخن بسيار ناگفتن. سيّم بسيار در خود نگه ناکردن. چهارم آب دهن نا انداختن.

روانشاد حسین واعظ کاشفی سبزواری

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

سر ریز غم عشق توام از دل غم خیز
چون باده ناب کهن از ساغر لبریز
در پیچ و خم شاخ درختان به شب تار
بس ناله برآید ز من و مرغ شباویز(۱)
بی خویشم و بی تابم و چون آهوی وحشی
پیوسته دوان در پیِ آن چشم دل آویز
بیمارِ غم عشقم و بر خوان تمتّع
از منع طبیبم نبود قدرت پرهیز
فصل گل سرخ است و منم مرغ نواگر
خواهم که نوا سر دهم از شاخه ی گلریز
حل گشته مرا جوهره در پیکر معشوق
چون شیر و شکر یکسره گردیده هم آمیز
فارغ شدم از هر چه مرا بود دل آزار
فارغ نیّم از دست دل وسوسه انگیز
بالای سیه ،رنگِ دگر نیست ادیبا
جز رنگِ فسونکاریِ بالای بلاخیز
——–
۱- مرغ شب آویز: پرنده ای که شب می خواند.


استاد ادیب برومند

  • بازدید: 1214
 

دیدگاه خود را بنویسید



گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

خودش را به آب و آتش می زند

بیش از اندازه کوشش می کند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title