میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ابن خلدون

اکثر حاملان علم و دانش در میان امت اسلامی از ایرانیان بودند. مگر موارد نادری که بسیار اندک است. اگر در میان آنان کسی از لحاظ نسبی عرب است از نظر زبان و پرورشگاه و استادان و آموزگاران عجم است. در حالی که امت مسلمان عرب است ... احدی غیر از عجم به حفظ و تدوین و دانش نپرداخت.

ابن خلدون

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

عاقلی، دیوانه‌ای را داد پند

کز چه بر خود می‌پسندی این گزند

میزنند اوباش کویت سنگها

میدوانندت ز پی فرسنگها

کودکان، پیراهنت را میدرند

رهروان، کفش و کلاهت میبرند

یاوه میگوئی، چه میگوئی سخن

کینه میجوئی، چو می‌بندی دهن

گر بخندی، ور بگریی زار زار

بر تو میخندند اهل روزگار

نان فرستادیم بهرت وقت شب

نان نخوردی، خاک خوردی، ای عجب

آب دادیمت، فکندی جام آب

آب جوی و برکه خوردی، چون دواب

خوابگاه، اندر سر ره ساختی

بستر آوردند، دور انداختی

برگرفتی زادمی، چون دیو روی

آدمی بودی و گشتی دیو خوی

دوش، طفلان بر سرت گل ریختند

تا تو سر برداشتی، بگریختند

نانوا خاکستر افشاندت بچشم

آن جفا دیدی، نکردی هیچ خشم

رندی، از آتش کف دست تو خست

سوختی، آتش نیفکندی ز دست

چون تو، کس ناخورده می مستی نکرد

خوی با بدبختی و پستی نکرد

مست را، مستی اگر یک ره بود

مستی تو، هر گه و بیگه بود

بس طبیبانند در بازار و کوی

حالت خود، با یکی زایشان بگوی

گفت، من دیوانگی کردم هزار

تا بدیدم جلوهٔ پروردگار

دیده، زین ظلمت به نور انداختم

شمع گشتم، هیمه دور انداختم

تو مرا دیوانه خوانی، ای فلان

لیک من عاقلترم از عاقلان

گر که هر عاقل، چو من دیوانه بود

در جهان، بس عاقل و فرزانه بود

عارفان، کاین مدعا را یافتند

گم شدند از خود، خدا را یافتند

من همی بینم جلال اندر جلال

تو چه می‌بینی، بجز وهم و خیال

من همی بینم بهشت اندر بهشت

تو چه می‌بینی، بغیر از خاک و خشت

چون سرشتم از گل است، از نور نیست

گر گلم ریزند بر سر، دور نیست

گنجها بردم که ناید در حساب

ذره‌ها دیدم که گشته است آفتاب

عشق حق، در من شرار افروخته است

من چه میدانم که دستم سوخته است

چون مرا هجرش بخاکستر نشاند

گو بیفشان، هر که خاکستر فشاند

تو، همی اخلاص را خوانی جنون

چون توانی چاره کرد این درد، چون

از طبیبم گر چه می‌دادی نشان

من نمی‌بینم طبیبی در جهان

من چه دانم، کان طبیب اندر کجاست

میشناسم یک طبیب، آنهم خداست

......

روانشاد پروین اعتصامی

  • بازدید: 1593
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست چکامه چامه های پندآموز پند دادن دیوانه عاقل را
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

گر سر به گل داري اکنون مشوي

شتاب کن، تند باش

(اشاره به اینکه اگر در حال شست و شوی سر خود هستی (در گرمابه ای) این کار را رها کن و بشتاب - همسان : آب دستت بزار زمین و بیا)از زمان باستان تا چند سال پیش ایرانیان برای شست و شوی سر خود از گل سر شور بهره می بردند که دارای ویژگی های بسیار سودمندی بود و به موها آسیبی نمی زد ، همچنین وارونه ی شامپوهای امروزی به زمین و گیاهان نیز آسیبی نمی رساند.

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • سوزاندن نانوا به فرمان رضاشاه
    باسلام ندا خانم باید جان های امثال این متقلب ها گرفته شود تا میهن ها آباد گردند، اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت آن کارگران بدبخت هم که معلوم نیست قوط چند خانواده را متحمل بودند رو از کار بی کار می‌کرد، پس تلنگر و تنبیح به جا و به موقع واجبه که همچین بی وجدان هایی حساب کار دستشون بیاد و مسبب نان بریدن ه... نمایش / پاسخ
    فرستنده : کامران
  • هر که بامش بیش برفش بیشتر
    البته کسانی که تلاش کنند میتوانند بر سختی غلبه کنند نمایش / پاسخ
    فرستنده : سلام بر مهدی عج
  • گیل و دیلم در شاهنامه
    خیلی ممنون و متشکر از این مطالب ارزنده و مفیدتان که سبب شد با قومیت و فرهنگ خودم بیشتر آشنا بشم و بهش افتخار هم میکنم. نمایش / پاسخ
    فرستنده : رضا یزدی
فرتورهای دیدنی
پذیرش آگهی


Your SEO optimized title