میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اردشير بابکان

بدانید که برافتادن حکومت‌ها نخست از بیکار رها کردن مردمان و سرگرم نساختن ایشان به کارهای سودمند آغاز شده است. اگر بیکاری در مردمان رواج یافت، از بیکار ماندن، درنگریستن به کارها و باریک شدن در کار فرمانروایی برخیزد.

اردشیر بابکان

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

عطار نیشابوری

خسروی می رفت در صحرا و شخ

با سپاهی در عدد مور و ملخ

جمله صحرا غبار و گرد بود

بانگ پیل و کوس و بردابرد بود

بود بر ره شاه را ویرانه ای

خفته بر دیوار آن دیوانه ای

شاه چون پیش آمدش او برنخاست  

همچنان می بود کرده پای راست

شاه گفتش ای گدای خاک راه

تو چرا حرمت نمی داری نگاه؟

شاه می بینی و لشکر پیش و پس

برنخیزد چون منی را چون تو کس؟

پیش شه دیوانه آزادوش

همچنان خفته زبان بگشاد خوش

گفت : آخر از چه دارم حرمتت؟  

یا کجا در چشم آید نعمتت؟

گر به قارونی برون خواهی شدن

همچو قارون سرنگون خواهی شدن

ور چو نمرودی تو از ملک و سپاه

همچو گردی به یک پشه تباه

ور نکو رویی است در غایت تو را

کافری باشی ز ترکان ختا

ور تو را علم است و با آن کار نیست  

از تو تا ابلیس ره بسیار نیست

ور تو همچون صاحب عادی به زور  

سر دهد چون عوج یک سنگت به گور

ور بهشت آمد سرایت خشت خشت

همچو شدادت کشند اندر بهشت

ور نداری این همه عیب و بدی   

پس چو هم باشیم در خودی

هر دو از یک آب در خون آمدیم

هر دو از یک راه بیرون آمدیم

هر دو از یک زاد بر پاییم ما   

هر دو از یک باد برجاییم ما

هر دو در یک گز زمین افتاده ایم  

هر دو اندر یک کمین افتاده ایم

هر دو از یک مرگ خیره می شویم  

هر دو با یک خاک تیره می شویم

در همه نوعی چو با تو همدمم  

من چرا برخیزم از تو چه کمکم

الهی نامه

  • بازدید: 2399
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

از این شاخ به آن شاخ پریدن

پراکنده و ناهماهنگ سخن گفتن

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • وزوانیان هنوز به زبان پهلوی سخن می گویند
    سلام زبان دری چیزی جدا از فارسی است پهلوی ٬فارسی٬دری٬اوستایی زبان هایی مجزا بوده اند که اصل با پهلوی و اوستایی بوده است اوستایی زبان شرقی ایران بوده و با سانسکریت هم ریشه و با پهلوی شباهت داشته و دیگر زبان های شرقی مثل پشتو ٬اسی ٬سغدی شبیه اوستایی هستند اما از زبان پهلوی زبان هایی مختلفی شکل گرفته ا... نمایش / پاسخ
    فرستنده : بالاچ سر مچار پهلوی
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    بکاربردن واژه ی وصی برای حضرت علی (ع) در دیباچه ی شاهنامه از سوی فردوسی نشانگر آن است که وی علی (ع) را جانشین پیامبر می دانسته است و این خود دلیل بر شیعه بودن وی است . محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و وصی اگر چشم داری به دیگر سرای بنزد نبی و وصی گیر جای درست پس از این بیت ها چنین می گوید : ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزند ایران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    فردوسی شیعه نبود چون در آن روزگار هنوز شیعه کشف نشده بود اما علاقمند به خاندان پیامبر بود اما بیشتر از آن به ایران دلبسته بود وگرنه می تونست قران تفسیر کند و از شاهان و خلیفه زمان صله بگیرد نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرهاد
فرتورهای دیدنی


Your SEO optimized title