گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

اردشير بابکان

بدانید که برافتادن حکومت‌ها نخست از بیکار رها کردن مردمان و سرگرم نساختن ایشان به کارهای سودمند آغاز شده است. اگر بیکاری در مردمان رواج یافت، از بیکار ماندن، درنگریستن به کارها و باریک شدن در کار فرمانروایی برخیزد.

اردشیر بابکان

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

افسوس که نیک مردان رنج برند

روز و شب و ماه و سال اشکنج برند

دردا که ازین زمانه ی نادان دوست

دانایان رنج و ابلهان گنج برند


چون باد مرا روز جوانی بگذشت

حالی که ترا افتد و دانی بگذشت

ناگاه بیامد و نهانی بگذشت

تا چشم زدیم زندگانی بگذشت


شادیم همه ز بندگی کردن خویش

از بهر جهان دوندگی کردن خویش

و آنگه چو رسد مرگ ، دهان پر افسوس

پرسیم ز سود زندگی کردن خویش


یک کوزه ی کار ِ دست کاشان دارم

یک قـالی دست باف کـرمان دارم

یک جعبه ی خاتم از صفاهان دارم

یک سینه ی پُر ز مهـــر ایران دارم


استاد جلال خالقی مطلق

  • بازدید: 1416
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست چکامه چامه های میهنی یک سینه ی پر ز مهر ایران دارم - جلال خالقی مطلق
داستانزد ایرانی

روده ی بزرگ ، روده ی کوچک را خورد

بی تاب شدن از گرسنگی

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


یک سینه ی پر ز مهر ایران دارم - جلال خالقی مطلق