میهن نما
میهن نما
گفتاورد

جهانشاه درخشانی 

خاستگاه آریاییان فلات ايران بوده و همه‌ي کوچ‌ها از این فلات به جاهای دیگر انجام گرفته است. اين مردم در پايان يخبندان كه نزدیک 12 هزار سال پیش بوده، در ايران مي‌زيسته‌اند. با نگاه به اينكه هر چه به گذشته برگرديم هوا سردتر بوده، بنابراين اين خاستگاه مي‌بايستي در جنوب ايران بوده باشد كه هوا گرم‌تر بوده است، و کم‌کم با گرم‌تر شدن هوا اين مردم به سوی شمال آمده و به مركز فلات ايران رسيده‌اند و سپس با پیدایش گرماي بسيار بالا در میانه هزاره‌ي پنجم ق.‌م، به سرزمین‌های شمالي تا شمال اروپا کوچیده‌اند. براي مردمان ایرانی خاستگاهي جز فلات ايران نمي‌توان اندیشید و در آغاز تمدن پراكندگي ایرانیان به شرق و غرب آغاز مي‌شود.

دکتر جهانشاه درخشانی

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

محمدحسن جمشیدپور

گذار تاریخ از دوره‌ی خوارزمشاهیان به دوره‌ی مغول، به‌ سبب رویدادهای بهت‌آورش یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ ایران به شمار می‌آید. دودمان خوارزمشاهیان از خاندان‌های ترک‌نژادی بودند که به‌ صورت برده، وارد ایران شدند.[۱] مؤسس خاندان خوارزمشاهی برده‌ای ترک (مستوفی، ۱۳۳۹: ۴۸۰) بود به نام “نوشتکین غرجه” که توانسته بود از روزگار ملک‌شاه سلجوقی به دربار راه یابد و به مرور جایگاهش را در خوارزم تثبیت کند. از نامورترین امیران این دوران پر تلاطم، سلطان‌محمد خوارزمشاه است، ازیراکه در زمان او پهناوری پادشاهی خوارزمشاهیان به اوج خود رسید و با حکومت چنگیزخان همسایه شد و هم‌چنین پایان سلطنت او به لحاظ بی‌کفایتی و فرومایگی، برابر شد با تاخت و تاز قدرت نوخاسته‌ و ویران‌گر مغولان و در نهایت، درهم‌پیچیده‌شدن طومار تمدن درخشان دوره‌ی اسلامیِ ایران.[۲] حکایت تلخِ این‌که سلطان‌محمد چگونه با بزدلی‌، بی‌آن‌که یک‌بار برخوردی جدی را با سپاه مغول تجربه کرده باشد و با کوله‌هایی از گنجینه‌ها در پشت و حرمی از مخدره‌ها[۳] در زیر بغل! پا به فرار گذاشت، در این مجال کوتاه بازگفتنی نیست. در این‌جا بر آن هستیم با اشاره‌ای کوتاه به یکی از گزارش‌های تاریخی، خواننده را با فضای رخوت‌بار آن دوران ایران آشنا سازیم که پی‌بردن به عوامل آن کاری ا‌ست بس دشوار.

خوارزمشاه قطب‌‌الدین، علاءالدین محمد، نامور به سلطان‌محمد خوارزمشاه در آغاز فرما‌نروایی خود درگیر کشاکش و نبرد با غوریان[۴] بود. منهاج‌الدین سراج جوزجانی درباره‌ی آغاز کار فرمان‌روایی سلطان‌محمد می‌نویسد:

«سلطان‌محمد در آغاز، رسل به غزنین و غور فرستاد و صلح طلبید و از لفظ سقه‌ای از ثقات ملک غور شنیدم منک (من که) منهاج سراج‌ام که یکی از پیغام‌ها و ملتمسات سلطان‌محمد آن بود که من ِ بنده، محمد تکش التماس می‌نمایم که مرا سلاطین به فرزندی قبول کنند و اگر شایستگی فرزندی ندارم، می‌باید که سلطان غازی مادر مراکه خداوند جهان است در حباله‌ی خود آورد و مراکه محمدم به بندگی و فرزندی قبول کند تا من بنده‌ی همه‌ی جهان را به اسم و سکه‌ی آن‌جناب اعلی و خطبه‌ آن حضرت والا فتح کنم و به‌تیغ برای بندگان آن درگاه جهان پناه گشایم و یکی از بندگان باشم»! (منهاج سراج، ۱۳۴۲: ۳۰۶)

سلطان‌محمد با این تقرب می‌خواست که ولایت نیشابور را در دست داشته باشد. دکتر پرویز رجبی در این باره‌ می‌نویسد: «رحمت به ‌شیر پاک حافظ که حدود یک سده بعد، برای رسیدن به مقصود فقط سمرقند و بخارا را هبه می‌کرد!» (رجبی، ۱۳۸۹: ۲۵۲)

.......

پانویس‌ها

[۱] رخنه‌ی جدی ترکان به درون ایران از اوایل ورود اعراب به آسیای میانه آغاز شد. خلفای اموی با صدور بردگان ترک به ‌بغداد و هم‌چنین خلفای عباسی با گماشتن غلامان ترک در سپاه خود، ناخواسته زمینه‌های ورود ترکان و قدرت گرفتن‌شان را فراهم کرده بودند.

[۲] ناگفته پیداست که در دوره‌ی مغول با وجود ویرانی‌ها، تمدن ایرانی به نسبت دیگر ممالک آن زمان هم‌چنان در اوج خود بود. غیرممکن خواهد بود تصور کنیم که این میراث گران‌بها با ریشه‌های عظیمش به ناگه نیست و نابود شود. اما در این‌جا سیر افول قطعی پس از دوره‌ی مغول مد نظر این نگارنده است که به طرز مشهودی قابل نگریستن است.

[۳] زنان پرده‌نشین

[۴] غوریان دودمانی ایرانی‌الاصل بودند که توانستند مدتی دراز استقلال خویش را به موهبت موقعیت کوهستانی منطقه‌ غور، در برابر ورود ترکان حفظ کنند. (واسیلی ولادیمیروویچ، ۱۳۵۸: ۳۲۱)

منابع

رجبی، پرویز. (۱۳۸۹). سده‌های گمشده. جلدم پنجم. تهران: پژواک کیوان.

مستوفی، حمدالله. (۱۳۳۹). تاریخ گزیده. (مصحح عبدالحسن نوایی). تهران: امیرکبیر.

منهاج سراج، عثمان بن محمد. (۱۳۴۲). طبقات ناصری. (به‌کوشش عبدالحی حبیبی). نشر انجمن تاریخ افغانستان.

واسیلی ولادیمیروویچ، بارتولد. (۱۳۵۸). گزیده‌ مقالات تحقیقی. (ترجمه‌ی کریم کشاورز). تهران: امیرکبیر.

 

  • بازدید: 2608
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

عجله کار شیطان است

در کارها باید شکیا بود و از شتاب پرهیز کرد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    بکاربردن واژه ی وصی برای حضرت علی (ع) در دیباچه ی شاهنامه از سوی فردوسی نشانگر آن است که وی علی (ع) را جانشین پیامبر می دانسته است و این خود دلیل بر شیعه بودن وی است . محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و وصی اگر چشم داری به دیگر سرای بنزد نبی و وصی گیر جای درست پس از این بیت ها چنین می گوید : ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزند ایران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    فردوسی شیعه نبود چون در آن روزگار هنوز شیعه کشف نشده بود اما علاقمند به خاندان پیامبر بود اما بیشتر از آن به ایران دلبسته بود وگرنه می تونست قران تفسیر کند و از شاهان و خلیفه زمان صله بگیرد نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرهاد
  • سوزاندن نانوا به فرمان رضاشاه
    باسلام ندا خانم باید جان های امثال این متقلب ها گرفته شود تا میهن ها آباد گردند، اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت آن کارگران بدبخت هم که معلوم نیست قوط چند خانواده را متحمل بودند رو از کار بی کار می‌کرد، پس تلنگر و تنبیح به جا و به موقع واجبه که همچین بی وجدان هایی حساب کار دستشون بیاد و مسبب نان بریدن ه... نمایش / پاسخ
    فرستنده : کامران
فرتورهای دیدنی
پذیرش آگهی


Your SEO optimized title