گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

عبدالرفیع حقیقت

يكي از خصوصیات ممتاز دانشمندان و انديشمندان راستين ايراني، آزاد انديشي و مردم گرایي است. كه نماينده وسعت نظر بي انتها و رهایي يافتن از قيود دست و پاگير محدود مربوط به قبيله و گروه و نژاد و شهر و قوم و مملكت و مكتب و توقف نكردن آنان در مراحل مختلف زندگي فريبنده مادي مي باشد . اين خصيصه ی آموزنده و آموزنده جهاني كه راهنماي سعادت بشري و شيوه ی راستين رسيدن به مدارج عالي كمال معنوي است بدون مطالعه و تفحص و تعمق وسيع وهمه جانبه و همچنين تامل و تهذيب و كوشش و جهش فكري و عملي بي وقفه و بي غرضانه و خالي از تعصب امكان پذير نيست .

عبدالرفیع حقیقت

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

فریدون جنیدی

فریدون جنیدی

به نام خداوند جان و خرد

سخن نخست آن است که : بند شاهنامه با آنچه که امروزیان با خواندن تاریخ های اروپایی ((تاریخ)) اش می خوانند,همانا هنگام پادشاهی داراب,و دارای دارایان است,که در زیر آنرا از درون شاهنامه بر شما نمایان می کنم .
پادشاهی هخامنشیان دو هنگام را در بر می گیرد : نخست ,هنگام کوروش و کمبوجیه,دو دیگر,هنگام داریوش و فرزندانش.وبدینسان می توان آنرا با دو نام کورشیان و داریوشیان خواند.
هنگام داریوشیان در شاهنامه به دارای دارایان = دارا پسر داراب نامزد گردیده است و بسی از رویدادهای زمان داریوشیان در این هنگام بازگو شده است چونان,ساختن دارابگرد = تخت جمشید امروزین,و کاخ شوش در خوزستان:

یکی شارسان کرد,زرنوش نام

به اهواز گشتند از او شادکام

کندن کانال از دریای سرخ به رود نیل و دریای مدیترانه و دیگر کانال ها (1) که در یونان کنده شد :

ز پستی برآمد به کوهی رسید

یکی بیکران ژرف دریا بدید

بفرمود کز هند , وز رومیان

بیارند کارآزموده ردان

گشایند از این آب دریا دری

رسانند رودی به هر کشوری

چو بگشاد از آن آب,داننده بند

یکی شهر فرمود,پس سودمند

چو دیوار شهر اندر آورد گرد

ورا نام کردند دارابگرد

آتشی که در دو آتشدان سنگی کوه رحمت ,کنار تخت جمشید (کاخ نوروزی دارا = دارابگرد) فروزان بوده است :

یکی آتش افروخت از تیغ کوه

پرستیدن(2) آذر آمد گروه

زهر پیشه ای کارگر خواستند

همه شهر از ایشان بیاراستند

نقش رستم

و برای آگاه شدن از کار کارگران همه کشورهای زیر فرمان هخامنشیان نیک است که به سنگنوشته های داریوش در تخت جمشید و شوش بنگریم,و نیز اکنون بجا است که نگاره های دیوارهای تخت جمشید را که داستان آوردن پیشکشی ها از سر تاسر آن مرز بزرگ,باز می گوید در شاهنامه ببینیم:

فرستاده آمد ز هر کشوری

ز هر نامداری و هر مهتری

ز هند و ز فغفور و خاقان چین

ز روم و ز هر کشوری همچنین

همه پاک , با هدیه و باژ و ساو

نه پی بود با او کسی را , نه تاو !

پارسه

در شاهنامه داراب پسر همای آمده است و همای گونه ای دیگر از هومای = هوماد یا کشور نیک ماد است و چنانکه می دانیم کورش از سوی مادر , پیوسته مادیکان بود , و چرا از مای = ماد در شاهنامه به گونه زن یاد کرده شده ؟ زیرا که در زبان های ایرانی باستان سرزمین و شهر و کشور در سخن به گونه زن بکار می رفته است چنانکه این ویژگی هنوز در زبانهای آریایی اروپا,و نیز در زبان تازی دیده می شود .

مهرمیهن : گفتنی است استاد فریدون جنیدی همینک در حال گردآوری نامه ای (کتابی) با نام "داستان ایران" در دو دفتر(جلد) می باشند که به گفته ایشان به زودی به ایرانیان پیشکش خواهد شد . در این نامه سرگذشت ایرانیان از آغاز آریاییان بنا بر روایات فراوان شاهنامه و اوستا و ... بر پایه مستندات علمی و زمین شناسی و همچنین با کشف رمز های فراوان از شاهنامه گردآوری شده است .

--------------------------------------
1 - برای آگاهی بیشتر پیرامون حفر کانال سوئز بدست ایرانیان به جستار " حفر کانال سوئز بدست ایرانیان" بنگرید

2 - پرستیدن = پرستاری . نگهداری کردن

  • بازدید: 10487
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست گذشته ی ایران جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
داستانزد ایرانی

چوب خدا صدا ندارد

خداوند بدکاران را کیفر می دهد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه