میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد باستانی پاریزی

یکی از عواملی که موجب ریشه دار شدن نفوذ فردوسی در فرهنگ ایرانی شده است ، هزار ریشه بودن فردوسی در شئون فرهنگی است . هنوز بهترین تصویرها و مینیاتورهای ما آنهایی است که از مجالس شاهنامه پرداخته شده ، بزرگترین خطاطان ما شیواترین خط خود را در خدمت شاهنامه بکار برده اند . با شکوه ترین مجسمه ها از قهرمانان شاهنامه ساخته شده ، سالهاست که دلپذیرترین نمایشنامه ها را از داستان های شاهنامه استخراج کرده اند .

روانشاد باستانی پاریزی

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

سورنا فیروزی-بررسی درست و مستند تاریخ یک رخداد برجسته ی تاریخی، نه تنها برای استوارسازی گفته و دانشی ساختن آن نیاز است،بلکه شوند گرایش به بزرگداشت یاد آن رخداد در آن روز تاریخی نیز می شود.بسیار نیکبختی است که گاهنگار نبونئید یا همان داریوش مادی امروزه در دست است که به یاری اش،میتوان چند کردار پارسیان در بابل را با دردست داشتن روز و ماه و سال درست آن بررسی کرد و تاریخ آنها را نگاشت.گاهنگار نبونئید به روشنی می گوید که کورش بزرگ در هفتم آبانماه سال 539 پیش از میلاد (برابر با سال هفدهم فرمانروایی نبونئید) ، درون بابل شده است.

7 آبان روز کورش بزرگ

فرجامین فرمانروای نوبابلی یا کلدانی، با دو گونه نام گزارش شده است. در نوشته های توراتی و اسلامی از وی با نام داریوش مادی نام برده شده  و در بن نوشتهای میانرودانی و یونانی، نبونئید، نبونیدوس و یا لابونیت. این که چگونه از دو فرد با یک شمار سال حکومت (هر دو 17 سال) برای یک نقطه ی جغرافیایی، به عنوان فرمانروا نام برده شده، یک چیستان به چشم می آید. اما ابن عبری این چالش را چاره کرده است:

داریوش مادی، یونانیان او را "نابونیدس" « گویند... در عصر پادشاهی او، دولت نبطیان کلدانی منقرض شد و پادشاهی آن قوم به پارسیان رسید. ( ابن عبری، فصل دولت پنجم، رویه ی 62)

با توجه به نمونه هایی از آیین رایج در میانرودان، که فرمانروایان هم دارای یک نام آیینی و هم یک نام شخصی بوده اند، این گمان پیش می آید که آیا به استناد کتاب دانیال از تورات که یک سند کمابیش مستقیم از روزگار یادشده است، نام شخصی این واپسین فرمانروا، داریوش و تبارش مادی بوده و نام آیین میانرودانی اش، نبونئید بوده باشد؟ دور از ذهن نیست. اما آنچه در اینجا کانون پژوهش است، داده های در پیوند با کورش از گاهنگار نبونئید است که ریشه ی بسیاری از آمارهای تاریخی امروزه، به ویژه رخداد روز هفتم آبان ماه است. در اینجا، به آگاهی های برآمده از این گاه نگار پرداخته میشود:

1- در سال ششم از فرمان روایی نبونئید ( 550پیش از میلاد)، ایشتو مگو (آستیاگس؛ واپسین فرمان روای مادی)، ارتشش را گردآوری و برضد کورش به راه انداخت، اما این ارتش برضد شاه ماد شورید و او را زندانی و سرانجام به کورش سپرد. پیرو نوشته های هرودوت در کتاب یکم اش میدانیم که شوند این شوریدن، هارپاگ، وزیر زخم دیده از شاه بوده است. در این بخش از گاه نگار، کورش، شاه انشان خوانده شده است. در پی این رخداد، کورش به سوی هگمتانه رفت و داراییها از هگمتانه به انشان جابجا شد.

2- در سال نهم از فرمانروایی نبونئید ( 547 پیش از میلاد)، از کورش این بار با نام، شاه پارس نام برده شده است .

این مساله در کنار نوشته های کاخهای پاسارگاد، ارزشمندترین مواردی است که از تبار و هویت پارسی کورش یاد میکنند و گفتمان ناپارسی بودن کورش را نیرومندانه پوچ میسازند. پیرو گاهنگار یاد شده، کورش از دجله در پایین اربیل گذر میکند. از اینجا به بعد، دانسته نیست چه کسی به اورارتو لشگر کشیده و در این لشگرکشی فرمانروای اورارتو کشته شده است. برخی نگرش بر یورش کورش به اورارتو دارند و برخی دیگر بر یورش بابلیان به رهبری ولیعهد به اورارتو. بایستی دانست که فرمانروایی اورارتو پیشتر به دست مادها برانداخته شده بود و از این رو، روشن نیست این اورارتو، کدام هستی تاریخی میتوانسته باشد؟

3-در سال شانزدهم از فرمانروایی نبونئید 538  پیش از میلاد، که پیشینه ی داده هایش  از میان رفته است، نام سرزمین و کشور پارس به روشنی آورده شده که این نیز نشان می دهد، هویت لشگریانی که در شرف درونش به بال هستند، پارسی است.

4- در سال هفدهم از فرمانروایی نبونئید( 539 پیش از میلاد)، در شهر اُپیس، لشگریان نبونئید، کشتاری به راه انداختند. نبونئید خود در مانده بود. در همین سال » طما « شهر بیابانی اوگبارو یا ،» اولولو « در روز شانزدهم از ماه همان گئوبرووَ  (گوبریاس)، که فرماندهی ارتش کورش و فرماندار گوتیوم بود، درون بابل شد و آن را آماده ی آمدن کورش ساخت. در روز برابر با هفتم آبان ماه » ارَحسمنَ « سوم از ماه سال 539 پیش از میلاد، کورش بزرگ همراه با پسر بزرگش، کمبوجیه ی دوم، در آرامش و صلح کامل و به دور از خونریزی، درون بابل شد. پیرو استوانه ی او، بابلیان از این پارسی استقبال و نبونئید را نفرین کردند. می دانیم که برپایه ی نوشته ی برسوس، تاریخ نگار معتبر یونانی زبان میانرودانی، کورش نبونئید را به کرمان فرستاد.

در هفتم فروردین سال بعد برابر با روز چهارم از کمبوجیه نیز محترمانه، درون یک ،» نیسانو « ماه نیایشگاه شد.

در یک نگاه، چنانکه دیده میشود، روزنگار چیرگی بر هگمتانه و بابل و رخداد درونش کورش بزرگ به بابل به دور از خونریزی در هفتم آبان ماه، سراسر مستند و معتبر بوده، این روز به راستی روز کردار بزرگ کورش است.

سورنا فیروزی - هفته نامه ی امرداد - شماره ی 330

....................

یاری نامه:

1- ابن عبری، غریغوریوس بن هارون، مختصر تاریخ الدول، ترجمه عبدالحمد آیتی، 1377 ، تهران، نشر علمی و فرهنگی،1377 ، چاپ اول.

2 - لوحه ی ABC7

http://www.livius.org/cg-cm/chronicles/abc7/

abc7_nabonidus1.html

  • بازدید: 2195
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست ایران امروز چرا 7 آبان روز کورش بزرگ است ؟
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

ریگي در کفش داشتن

اشاره به افرادی که با نقشه ای از پیش در پی فریب دیگران اند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • وزوانیان هنوز به زبان پهلوی سخن می گویند
    سلام زبان دری چیزی جدا از فارسی است پهلوی ٬فارسی٬دری٬اوستایی زبان هایی مجزا بوده اند که اصل با پهلوی و اوستایی بوده است اوستایی زبان شرقی ایران بوده و با سانسکریت هم ریشه و با پهلوی شباهت داشته و دیگر زبان های شرقی مثل پشتو ٬اسی ٬سغدی شبیه اوستایی هستند اما از زبان پهلوی زبان هایی مختلفی شکل گرفته ا... نمایش / پاسخ
    فرستنده : بالاچ سر مچار پهلوی
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    بکاربردن واژه ی وصی برای حضرت علی (ع) در دیباچه ی شاهنامه از سوی فردوسی نشانگر آن است که وی علی (ع) را جانشین پیامبر می دانسته است و این خود دلیل بر شیعه بودن وی است . محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و وصی اگر چشم داری به دیگر سرای بنزد نبی و وصی گیر جای درست پس از این بیت ها چنین می گوید : ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزند ایران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    فردوسی شیعه نبود چون در آن روزگار هنوز شیعه کشف نشده بود اما علاقمند به خاندان پیامبر بود اما بیشتر از آن به ایران دلبسته بود وگرنه می تونست قران تفسیر کند و از شاهان و خلیفه زمان صله بگیرد نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرهاد
فرتورهای دیدنی


Your SEO optimized title