میهن نما
میهن نما
گفتاورد

داریوش فرهود

تمدن جهان غرب و به ویژه کشورهای اسلامی، وامدار فرهنگ، اخلاق، ادب و هنر ایران بوده و هست. افراد سرشناسی از خاندان برمکیان و نوبختیان و دیگر ایرانیان، تمامی فرهنگ و ادب غنی ایرانی، اندرزنامه‌ها و پندنامه‌ها را از متون پهلوی به عربی و حتی یونانی ترجمه کردند. مرزهای فرهنگی ایران به مراتب فراتر از مرزهای سیاسی ایران کنونی است و آثار و پیامدهای مطلوب آن،‌ هنوز هم در هند، پاکستان، افغانستان، آسیای میانه، کشورهای عربی خلیج فارس، ترکیه، عراق، سوریه، لبنان و حتی یونان و مصر و امروزه نیز در امریکا، کانادا، استرالیا و کشورهای خاور دور و اروپا دیده می‌شود.

داریوش فرهود ، پزشک دانشمند

کاربردی
پیشنهاد ویژه

بسیار عجیب است . در منابع روایی شیعه موارد زیادی داریم كه امامان شیعه به زبان پارسی هم سخن میگفتند . آن هم به صورت مسلط و حتی با لهجه ی مناطق مختلف ایران

مواردی را بررسی میكنیم :
............................................................
مورد یکم :

عبد الله بن فرقد قال خرجنا مع أبی عبد الله ع متوجهین إلى مكة حتى إذا كنا بسرف استقبلنا غراب ینعق فی وجهه

فقال مت جوعا ما تعلم من شی‏ء إلا و نحن نعلمه إلا أنا أعلم بالله منك ... أنه دخل علیه  قوم من أهل خراسان فقال

ابتداء من غیر مسألة من جمع مالا من مهاوش أذهبه الله فی نهابر فقالوا جعلنا الله فداك ما ندرک هذا الكلام فقال الامام علیه السلام  از باد آید بدم شود ...


راوی گوید با امام صادق علیه السلام بودم جمعی از اهل خراسان وارد شدند ... امام به آنان توصیه كرد . اهل خراسان گفتند : فدای شما شویم . آنچه فرمودید را فهم نكردیم . آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود : از باد آید بدم شود . ( یعنی بادآورده را باد می برد ) و این را به زبان پارسی گفت .

سند :

مناقب آل أبی طالب ج 4 ص 218 مؤسسه انتشارات علامه قم، 1379 هجرى قمری

محمد بن حسن بن فروخ ، بصائر الدرجات، ص 336، انتشارات كتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1404 هجرى قمری

..................................................................

مورد بعدی :


رُوِّینَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ قُدِّمَ لِأَبِی مَتَاعٌ مِنْ مِصْرَ فَصَنَعَ طَعَاماً وَ جَمَعَ التُّجَّارَ فَقَالُوا نَأْخُذُهُ مِنْكَ بِدَهْ دَوَازْدَهْ فَقَالَ لَهُمْ أَبِیعُكُمْ هَذَا الْمَتَاعَ بِاثْنَیْ عَشَرَ أَلْفاً وَ كَانَ شِرَاؤُهُ عَشَرَةَ آلَافٍ بِدَهْ دَوَازْدَه‏ لَفْظٌ فَارِسِیٌّ مَعْنَاهُ الْعَشَرَةُ بِاثْنَیْ عَشَرَ وَ كَذَلِكَ دَهْ یَازْدَهْ وَ هُوَ عَشَرَةٌ بِأَحَدَ عَشَر

از امام صادق علیه السلام نقل شد كه برای پدرم از مصر كالایی رسید . پس پدرم تجار را جمع كرد . پس آن تجار گفتند این را به ده دوازده می خریم  ( این نشان می دهد که تجار ایرانی بودند ) و امام باقر علیه السلام به دیگر تجار فرمود : ده دوازده اصطلاح فارسی است . آنگاه فرمود : این را 12000 دینار می فروشم . چون 10000 دینار خریدم  و ...
سند :

محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج 13 ص 316 ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هجرى قمری

.......................................................


مورد بعدی :

... جعلت أمیر المؤمنین ولیها و تكلم حذیفة بالخطبة فقال أمیر المؤمنین ع لها ما اسمك فقالت شاه زنان بنت كسرى قال أمیر المؤمنین نه شاه زنان نیست مگر دختر محمد و هی سیدة النساء أنت شهربانویه و أختك مروارید بنت كسرى قالت آریه ...


ترجمه :
امیرالمومنین علی علیه السلام سرپرست او ( شهربانو ) شد آنگاه به او گفت نامت چیست ؟ او گفت : شاه زنان دختر كسری . امام علی گفت : نه ! شاه زنان فقط فاطمه دختر محمد است . اوست كه سرور همه ی زنان است ( این عبارت را به زبان پارسی گفت ) . بلكه تو از این پس شهربانو نام داری . و از این به بعد نام خواهرت  هم مروارید است . پس شهربانو گفت : آریه ( بله )

نكته : همانطور كه در متن عربی مشخص است امام با شهربانو  ( كه در آن وقت كودك بود ) به زبان پارسی سخن گفت .
سند :


علامه حلى، العدد القویة ، ص 57 ، انتشارات كتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1408 هجرى قمرى‏

.......................................................

مورد بعدی :

از امام صادق علیه السلام :

فَلَبِثْنَا عِنْدَهُ إِلَى الْمَسَاءِ ثُمَّ خَرَجْنَا فَقَالَ لِعَلِیٍّ رُدَّ إِلَیَّ مَسْرُوراً بِالْغَدَاةِ فَوَجَّهَهُ إِلَیْهِ فَلَمَّا أَنْ دَخَلَ قَالَ لَهُ بِالْفَارِسِیَّةِ  بار خدا چون  ... فَقُلْتُ لَهُ نیك یَا سَیِّدِی فَمَرَّ نَصْرٌ فَقَالَ  در ببند فَأَغْلَقَ الْبَابَ ثُمَّ أَلْقَى رِدَاءَهُ عَلَیَّ یُخْفِینِی مِنْ نَصْرٍ حَتَّى سَأَلَنِی عَمَّا أَرَادَ فَلَقِیَهُ عَلِیُّ بْنُ مَهْزِیَارَ فَقَالَ لَهُ كُلُّ هَذَا خَوْفاً مِنْ نَصْرٍ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَكَادُ خَوْفِی مِنْهُ خَوْفِی مِنْ عَمْرِو بْنِ قَرْحٍ

داستان یکی از شیعیان که از دست برخی عوامل حکومتی در حال فرار بودند ...


ترجمه :
پس امام به زبان فارسی به او  گفت : بار خدا چون ... ( بقیه عبارت نامفهوم ) پس گفتم : خوبم ای سرور من . پس مإمور حکومت عبور کرد . امام فرمود : در را ببند ! پس در را بستند . و امام هم مرا مخفی کرد ....

سند :


علامه مجلسى، بحار الأنوار ٰ مؤسسة الوفاء بیروت ، 1404 هجرى قمری ، ج 50 ص 131
این روایت در بصائر الدرجات هم هست .
..........................


مورد بعدی :

از پیامبر اکرم :

وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِسَلْمَانَ یَا سَلْمَانُ إِشْكَمَتْ دَرْدْ ( أو إشْکَمِ تو دَرْدِ ) قُمْ فَصَلِّ

فَإِنَّ فِی الصَّلَاةِ شِفَاءً


ترجمه :
پیامبر به سلمان فرمود : ای سلمان شکمت درد میکند ( و این را به پارسی گفت  ؟ ) اکنون برخیز نماز بگذار سپس شکمت خوب می شود .

محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هجرى قمری جلد 6 ص 390


نگارنده : مهدی رستمی - تارنگار مکتب اسلام

  • بازدید: 2857
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 آریایی 21 دی 1393 ساعت 23:42
مطلب جالبی بود.من تا حالا نشنیده بودم اعراب فارسی هم بلد بودن.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست پژوهش امامان شیعه به پارسی هم سخن میگفتند
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

از آنجا مانده ، از اینجا رانده

از دو سوی زیان دیدن

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title