میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد باستانی پاریزی

یکی از عواملی که موجب ریشه دار شدن نفوذ فردوسی در فرهنگ ایرانی شده است ، هزار ریشه بودن فردوسی در شئون فرهنگی است . هنوز بهترین تصویرها و مینیاتورهای ما آنهایی است که از مجالس شاهنامه پرداخته شده ، بزرگترین خطاطان ما شیواترین خط خود را در خدمت شاهنامه بکار برده اند . با شکوه ترین مجسمه ها از قهرمانان شاهنامه ساخته شده ، سالهاست که دلپذیرترین نمایشنامه ها را از داستان های شاهنامه استخراج کرده اند .

روانشاد باستانی پاریزی

کاربردی
پیشنهاد ویژه

در زمان حضرت ابراهیم (ع) پیرمردی بد دین زندگی می کرد که به ابراهیم خلیل الله و آیین او ایمان نداشت . روزی پیرمرد تصمیم گرفت به خانه ی ابراهیم برود و میهمان او شود و بر سر سفره ی ابراهیم بنشیند . ابراهیم (ع) که از گمراهی آن مرد آگاه بود ، میل نداشت که با او هم نشین شود و بر سر سفره بنشیند . بنابراین به او پیشنهاد داد که یا به دین خداوند یکتا ایمان بیاور و یا ازینجا برخیز و برو. پیرمرد از سخن ابراهیم اندوهگین شد و از جای برخاست و گفت که این نیک نهاد ، درست است که من به دین تو نیستم اما این دلیل آن نیست که نتوانیم دمی را با هم بگذرانیم و در کنار هم خوراکی بخوریم ، سپس  با لبی تشنه و دهان ناخورده از خانه ی ابراهیم بیرون شد . هم اندر زمان از سوی خداوند بر ابراهیم وحی فرود می آید و می گوید: ابراهیم تو که در همه ی رفتار و کردارت بهترین هستی پس بدان که گر چه آن پیرمرد در دین تو نبود اما راندن او هرگز کار درستی نبود !

خداوند به وسیله ی وحی به ابراهیم می فرماید : ابراهیم آن پیرمرد هفتادسال سن دارد و درست نبود او را از خوراک و هم نشینی منع کنی . با آنکه او به تو ایمان نداشت اما ما به دلیل دینش حتی یک روز هم، روزی او را قطع نکردیم ! چه اشکال داشت تو هم دو سه لقمه از روزی خود را به او می دادی ؟

ابراهیم از کردار خویش پشیمان گشت و از خانه بیرون شد و پیرمرد را باز گرداند و بر سر سفره خویش نشاند. پیرمرد که از کار ابراهیم شگفت زده شده بود گفت : چه شد که نخست مرا از خود راندی و اکنون باز گرداندی ؟ ابراهیم در پاسخ فرمود که پیامی از سوی یزدان بیامد و اشتباه مرا به من گوشزد کرد .پیرمرد از این سخن در شگفت ماند و گفت : براستی که خداوندی که پیامبرش را به خاطر یک پیرمرد بیگانه و بد دین سرزنش می کند سزاوار ستایش است ! سپس با اشتیاق تمام ایمان آورد.

هفت اورنگ جامی  –  نویسنده ی نثر : مهدی زیدآبادی نژاد (گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 1724
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه داستان حضرت ابراهیم و پیرمرد بددین
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

پایان شب سیَه سپید است

پس از هر سختی و گرفتاری آسانی و رهایی است

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • شاهنامه به زبان ساده (نثر روان)
    درود بر شما بیت هایی که در دریافت معنی و درون مایه ی آنها مشکل دارید در انجمن گفتمان مهرمیهن بنگارید تا بتوانیم شما را یاری کنیم : mehremihan.ir/forum (http://mehremihan.ir/forum) نمایش / پاسخ
    فرستنده : @سرپرست دیدگاه ها


Your SEO optimized title