میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عباسعلی کیوان قزوینی

در سخنان نغز خود تا توانید دم از واژه‏‌هاى پارسى زنید و دیگران را هم وادارید که تا "دانش و کردار" هست "علم و عمل" نگویند و تا "پیکر زیبا و جان و اندیشه‌ی توانا و روانِ روشن" هست "بدن و روح و فکر و قادر و ضمیر منیر" ننویسند. "این بنده" را "اینجانب" نسازند و "طا" را به جاى "تا" بر سر "تهران" ننهند و "صاد و فا" را به سینه و دل "اسپهان" نگذارند و "سد و شست" را با "صاد" ننگارند.

عباسعلی کیوان قزوینی

کاربردی
پیشنهاد ویژه

در زمان حضرت ابراهیم (ع) پیرمردی بد دین زندگی می کرد که به ابراهیم خلیل الله و آیین او ایمان نداشت . روزی پیرمرد تصمیم گرفت به خانه ی ابراهیم برود و میهمان او شود و بر سر سفره ی ابراهیم بنشیند . ابراهیم (ع) که از گمراهی آن مرد آگاه بود ، میل نداشت که با او هم نشین شود و بر سر سفره بنشیند . بنابراین به او پیشنهاد داد که یا به دین خداوند یکتا ایمان بیاور و یا ازینجا برخیز و برو. پیرمرد از سخن ابراهیم اندوهگین شد و از جای برخاست و گفت که این نیک نهاد ، درست است که من به دین تو نیستم اما این دلیل آن نیست که نتوانیم دمی را با هم بگذرانیم و در کنار هم خوراکی بخوریم ، سپس  با لبی تشنه و دهان ناخورده از خانه ی ابراهیم بیرون شد . هم اندر زمان از سوی خداوند بر ابراهیم وحی فرود می آید و می گوید: ابراهیم تو که در همه ی رفتار و کردارت بهترین هستی پس بدان که گر چه آن پیرمرد در دین تو نبود اما راندن او هرگز کار درستی نبود !

خداوند به وسیله ی وحی به ابراهیم می فرماید : ابراهیم آن پیرمرد هفتادسال سن دارد و درست نبود او را از خوراک و هم نشینی منع کنی . با آنکه او به تو ایمان نداشت اما ما به دلیل دینش حتی یک روز هم، روزی او را قطع نکردیم ! چه اشکال داشت تو هم دو سه لقمه از روزی خود را به او می دادی ؟

ابراهیم از کردار خویش پشیمان گشت و از خانه بیرون شد و پیرمرد را باز گرداند و بر سر سفره خویش نشاند. پیرمرد که از کار ابراهیم شگفت زده شده بود گفت : چه شد که نخست مرا از خود راندی و اکنون باز گرداندی ؟ ابراهیم در پاسخ فرمود که پیامی از سوی یزدان بیامد و اشتباه مرا به من گوشزد کرد .پیرمرد از این سخن در شگفت ماند و گفت : براستی که خداوندی که پیامبرش را به خاطر یک پیرمرد بیگانه و بد دین سرزنش می کند سزاوار ستایش است ! سپس با اشتیاق تمام ایمان آورد.

هفت اورنگ جامی  –  نویسنده ی نثر : مهدی زیدآبادی نژاد (گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 1847
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه داستان حضرت ابراهیم و پیرمرد بددین
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است

همانگونه که نمی توان گردو را بر روی یک گنبد نگه داشت انسان نااهل را هم که نمی خواهد گام در راه راست نهد، نمیتوان تربیت کرد.

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • تیره و نژاد لرها
    سلام ممنون از مطالب خوبتون خواستم بدونم اصل کشی های حومه اصفهان از کجا اومده و اگه امکانش هست در چه سالی نمایش / پاسخ
    فرستنده : اکبر کاشی


Your SEO optimized title