میهن نما
میهن نما
گفتاورد

خسرو معتضد

تاریخ ایران ما متمدانه تر، انسان دوستانه تر و با تفاهم تر از دیگر کشورهای جهان است. ملی گرایی و وطن پرستی هنر است.چطور می شود وطن را دوست نداشت. وقتی اسم ایران می آید بغض گلویم را می گیرد. وقتی شرح بدبختی ایران را می گویم اشک در چشمانم حلقه می زند.

خسرو معتضد

کاربردی
پیشنهاد ویژه

بزرگ مردي كه نام نيكش در شعر و ادب ايران جايگاه ابدي براي خود سرشت، نامش خواجه شمس‌الدين محمد حافظ شيرازي است.او در سال 726 هجري در شيراز متولد شد و پس از 65 سال زندگي را بدرود گفت.

ادبيات بي‌همتا و پر افتخارش چون گوهري تابناك بر تارك ادبيات ايران درخشيده و سايه دانش و فهم خويش را به دشت پهناور علم و ادب ايران جاويد ساخت. ديوان او مفهومي عالي از رازهاي پنهاني درون انسان را خوب شناخته است. او تمام ناله‌هاي عاشقان، فرياد بلبل در آستانه گل، سوزش پروانه در حجله شمع، جلوه معشوق در شاديگاه وصال، دلفريبي‌هاي خوبان روزگار را در مهد حسن و طراوت، تمام در او جمع، با تئوري و ريزه‌كاريهاي بسيار و اشارات و تمثيلات بديع، هرجا و هرزمان آنها را بازگو كرده است.گرچه اين شاعر عاليقدر در خواب ابدي است ولي نامش به صفحه تاريخ هميشه جاويد است.

براي حافظ زمان مفهومي ندارد. زمان تولد شعر او، زندگاني ابدي او، زمان شهرت روزافزون جهاني اوست.

ما را چه کار پدرش تويسرکاني بوده يا مادرش شيرازي، در سال 726 هجري قمري در شهر شيراز بدنيا آمده و پس از شصت و پنج سال زندگي پرماجرا رخت از جهان فنا به دار بقا کشيده، جمله "خاک مصلي" در عدد ابجدي 791 تاريخ وفاتش شده و يا بتحقيق بعضي از محققين 792 بوده،،، حافظ، حافظ جاوداني است.

نامش "محمد" است و لقبش شمس الدين. اين نام و نشان زندگي جسماني اوست. حافظ عارف معارف الهي و حافظ قران است. دانشمندي است بزرگ و حکيمي دانا، شاعري توانا، ابرمردي سترگ از بي همدمي مينالد و ميگويد:

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي

دل ز تنهايي بجان آمد خدا را همدمي

اشعارش سوز و گداز است، کلامش راز و نياز

طراز پيرهن زرکشم مبين چون شمع

که سوزهاست نهاني درون پيرهنم

غزليات حافظ زبده ندارد، همه شيرين است و دلکش  و مليح است و روحنواز.

نواي حافظ ملکوتي است.کلامش کلام دل و بيانش بيان احساسي عميق و عارفانه.

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود

حافظ به طرز انديشه و شعر و کلام و عرفانش اعتقاد دارد و خوش ميسرايد:

صبحدم از عرش مي آمد خروشی، عقل گفت

قدسيان گویی که شعر حافظ ازبر ميکنند

براي دوستداران شعر شيواي حافظ غزلياتي انتخاب شده تا در هر حال از آن اشعار عرفاني که سراسر ذوق است و شوق و عرفان و حکمت و آيه و حديث بهره مند شوند چنانکه خود فرموده:

صبحخيزي و سلامت طلبي چون حافظ

هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

با خواندن غزلي از حافظ ميتوان لحظاتي از زندگي پردردسر مادي به عالم آرامش بخش معنوي سير کنند و به آسايش رواني نزديکتر رسند.

در آسمان چه عجب گر بگفته حافظ

سرود زهره برقص آورد مسيحا را

  • بازدید: 2162
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست سرایندگان حافظ شیرازی
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

آب از آب تکان نمیخورد

چیزی رخ نمی دهد (اتفاقی نمی افتد)

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • نبرد شاپور ذوالاکتاف با عربان
    شاهپور واجد شرایط جوانمردانه بوده است در هنگام فتح دو شهر مستحکم روم ، عده ای از زنان را اسیر نموده به نزد وی آوردند ، در بین آنها زنی زیبا دیده شد ، که زوجه کرو گاسیوس مستشار رومی بود . و از ترس این که مبادا فاتحین به وی دست درازی کنند بر خود می لرزید شاه وی راطلبید و به وی وعده داد که به زودی شوهر خود را خواهد دید و کسی به شرف وی لطمه ای وارد نخواهد ساخت . شاهپور زوجه و تمام خویشان کرو گاسیوس را به وی مسترد داشت نمایش / پاسخ
    فرستنده : ارشیا


Your SEO optimized title