میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ابوالفضل بیهقی

من که بوالفضلم ، کتاب بسیار فرو نگریسته ام ، خاصه اخبار ، و از آن التفاطها کرده ، در میانه ی این تاریخ چنین سخنها از بهر آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند ، و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد.

ابوالفضل بیهقی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
تیره های ایرانی تیره های نامدار ایرانی
میانگین امتیار کاربران: / 5
بسیار بدبسیار خوب 

این گفتار مختصر گنجایش شمارش و احصاء همه ی اقوام ایرانی و غیره را ندارد ، بلکه در این مقاله معروفترین اقوام ایرانی بطور فشرده فهرست خواهد شد.

الف) قوم فارس

ارباب لغت و فرهنگ نامه ها در باره ی واژه ی فارس می گویند : ( فارس به کسانی اطلاق می گردد که از مردم ایران بوده ، زبان فارسی بدانند ) . فارس از اقوام پارسه هستند ، هخامنشیان و ساسانیان که از پادشاهان ایران محسوب می شوند ، از آن قوم اند . شماری از محققان ، فارس را در مقابل ترک قرار دادند علت این موضوع در خلال این گفتار روشن خواهد شد . منطقه ی فارس تقریبا از یازده قرن پیش از میلاد ، محل سکونت شجاع ترین و رشید ترین طوایف آریایی موسوم به پارس است ، به همین دلیل آن منطقه را پارس گفته اند ، در این سرزمین کهن آثار تمدن سه هزار ساله وجود دارد


ب ) قوم بلوچ


این قوم ، دلیر شجاع و صحرا نشین توصیف شده اند . قوم بلوچ ساکن بلوچستا ن اند ، این قوم همچنان اصیل باقی مانده و طوایف خارجی کمتر در ان نفوذ کرده اند ، بلوچها همواره در برابر بیگانگان سر سختانه مقاومت و پایداری نمودند ، آنان دارای لهجه ی ویژه می باشند که به لهجه بلوچی معروف است .


ت) قوم ترک


این قوم نخستین بار در قرن ششم میلادی دیده شده است ، اینان در این قرن ، دولتی تاسیس کردند که از مغولستان و سر حد شمالی چین تا در یای سیاه امتداد داشت . سلسله های ترک که در ایران در دوره ی اسلامی حکومت را به دست گرفتند ، غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان بودند . شایان ذکر است که بین قوم ترک و آذری ، تفاوت به چشم می خورد آذری یکی از لهجه های ایرانی است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد .


ث) قوم گیل و گیلک


گیل در گذشته به بخش کوهستانی دیلم اطلاق می شد و مردمان آن دیار را دیلمان می گفتند . این مردم امروزه در استانی موسوم به گیلان که در جنوب در یای خزر واقع است زندگی می کنند . زبان این قوم گیلکی نامیده می شود .


پ)  قوم  عرب


قوم عرب یا تازی از نژاد سام اند و به انان قوم سامی هم می گویند ، این قوم در گذشته ساکن شبه جزیره ی عربستان بوده که در جنوب غربی آسیا قرار دارد اعراب پس از ظهور  اسلام و گسترش آن به ایران پا به این کشور گذاردند


س) قوم لر


این قوم از اقوام چادر نشین ایران است که همواره در کوهستانها زندگی می کنند . قوم لر در جنوب غربی ایران اقامت دارند و اکنون پراکنده شده اند و در حال حاضر استانی به نام این قوم نجیب ایرانی موسوم به لرستان وجود دارد . اینان در درون خویش به طوایف گوناگونی تقسیم می شوند ، زندگی لرها کوچ نشینی از ییلاق به قشلاق و بالعکس است .


ش) قوم کرد


قوم کرد نژادی با سابقه اند ، اما خاستگاه این قوم دقیقا روشن نیست و صاحبنظران در باره ی منشاء و خاستگاه آنان اختلاف جدی دارند . در مورد نژاد آنان نیز بحث و گفتگو وجود دارد ، عده ای نژاد آنان را تورانی و سامی می خوانند ، گروهی آنان را از نژاد آریایی و ایرانی اصیل می دانند . شماری از عوامل سیاسی و تاریخی این قوم را متفرقه و پراکنده ساخته که هم اکنون در چند کشور که مهمترین آن ایران ، ترکیه و عراق است زندگی می کنند . شواهد تاریخی و فرهنگی و نیز آداب و رسوم این قوم نشان می دهد که آنان از اقوام با سابقه و اصیل ایران به شمار می روند .


زبان و لهجه های ایرانی


در این بخش از گفتار ، زبان و لهجه های ایرانی رایج در ادوار گوناگون تاریخ ایران بررسی می شود . زبان فارسی همواره مانند ماه آسمان بوده و سایر زبانها و لهجه ها بسان قمرها در کنار آن درخشیده اند . زبانها و لهجه های ایرانی که به مرور زمان تحول و تکامل یافتند را می تواند به دسته های زیر تقسیم کرد : زبانهای ایرانی کهن ، زبانهای ایرانی میانه ، زبانهای ایرانی کنونی . زبان  های ایرانی کهن و میانه ، امروزه اصلا رایج نیستند و تنها بر اساس مدارکی که  از انها بجا مانده است شناخته می شوند . یکی از زبان های بسیار کهن ایرانی زبان ( مادی ) است .


این زبان به سلسله ی شاهان مادی و مردم مغرب و مراکز تعلق داشته است . تنها شواهد و مدارکی که منبع اطلاعاتی محققان نسبت به این زبان است ، جملات و عباراتی است که در کتیبه های شاهان هخامنشی که جانشین شاهان ماد بودند ، به جا مانده است .


زبان اوستایی نیز در شمار زبان های کهن ایران  قرار دارد . این زبان متعلق به یکی زبان از نواحی شرق و شمال شرقی ایران بوده است .


کتب مقدس ودینی اوستا در ادوار مختلف بدین زبان تالیف شده است . خطی که کتاب اوستا به وسیله ی آن نوشته شد ، به خط اوستایی معروف است و این خط در اواخر دولت ساسانی از خط پهلوی استخراج و تکمیل گردیده است ، از سوی دیگر معلوم نیست که این زبان از چه زمانی از رواج افتاده است . تنها اثر این زبان ، کتاب مقدس زرتشتیان است . گفته می شود که تمام آثاری که از زبان فارسی باستان در دست است ، به خط میخی نوشته شده است . زبان قوم پارت ، پارت از اقوام شمال شرقی ایران است زبان پارتی در عهد اشکانیان رواج داشته است . آثاری که از این زبان بر جای ماند یا به خط پارتی و یا به خط مانوی . زبان شناسان زبان های ایرانی را بر حسب شباهت صوتی ، دستوری و لغوی به دو دسته اساسی تقسیم می کنند . نخست دسته ی غربی و دوم دسته ی شرقی زبان های فارسی باستان ،مادی ، فارسی (پهلوی ) پارتی و فارسی کنونی به دسته ی غربی تعلق دارند . زبانهای سغدی ،سکایی و خوارزمی به دسته شرقی تعلق دارند.  این تقسیم بندی در زبان ها و گویش های امروزی ایران نیز کاربرد دارد .


بدین  معنی که فارسی ، کردی ،لری ،  بلوچی و لهجه های سواحل جنوبی دریای خزر و نیز گویش های مرکزی و جنوبی ایران ، به دسته ی عربی تعلق دارند . با این مقدمه مباحث زبانهای ایرانی میانه آغاز می گردد.


فارسی میان


این زبان که صورت میانه ی فارسی باستان و فارسی کنونی است ، در دوران ساسانیان زبان رسمی ایران بوده است . آثاری که از این زبان باقی مانده عبارت است از کتیبه های دوره ی ساسانی ، کتا ب ها ی پهلوی ، عباراتی که بر سکه ، مهر ،نگین و ظروف نوشته شده است .


ادبیات پیش از اسلام ایران با آثار زبان پهلوی متجلی است ، این آثار برخی در دوره ی ساسانی و شماری در حدود قرن سوم هجری تدوین شده است . فارسی کنونی دنباله ی زبان پهلوی است ، اما شمار زیادی از لغات پارتی از زمان اشکانیان ، درفارسی میانه در پهلوی و در نتیجه فارسی کنونی راه یافته است . قبل از آنکه به موضوع خط زبان فارسی پرداخته شود ، مبحث سوم یعنی گویش ها ، لهجه ها و زبان های کنونی ایران یکی پس از دیگری بطور فشرده از نظر می گذرد . لهجه ها و زبان های ایرانی که امروزه متداول می باشد و از قفقاز تا فلات پامیر و از عمان تا آسیای مرکزی با آن سخن می گویند . از تنوع و تکثر فراوان برخوردار است ، اما زبان فارسی به دلیل ادبیات پردامنه  و اعتبار تاریخی و نفوذ آن در سایر زبان ها و لهجه های ایرانی و نیز به سبب تا ثیر آن در چند زبان غیر ایرانی مانند ترکی ، وارد شده ، اهمیت خاص و قابل توجهی در منطقه  یافته  است .


1-زبان آسي


این زبان در بخشی از نواحی کوهستانی قفقاز مرکزی رایج می باشد ، زبان آس ها با زبان سغدی وخوارزمی  ارتباط   نزدیک دارد ، زبان شناسان معتقدند زبان فارسی در زبان آسی تقریبا نفوذ نیافته است .


2-   یغنوبی


این زبان میراث و باز مانده ی یکی از لهجه های سغدی به شمار می رود ، این زبان همچون دیگر لهجه های ایرانی  بسیاری از لغات فارسی و عربی خویش را اقتباس و به عاریه گرفته است .



3-   پشتو

این زبان زبان محلی مردم افغانستان است . زبان فارسی و عربی آن را تحت تاثیر قرار داده ، در آن نفوذ یافته اند ، زبان پشتو امروزه در افغانستان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است . این زبان بسیاری از خصوصیات و ویژگی زبان های ایرانی را حفظ کرده است .

4-  بلوچی


زبان بلوچی در قسمتی از بلوچستان و همچنین در بعضی از نواحی ترکمنستان رایج است . بلوچی را زبان شناسان از گروه شمالی زبا ن های غربی ایران می دانند . زبان بلوچی علاوه بر واژه های فارسی بعضی از لغات سندی را نیز اقتباس کرده است . این زبان لهجه های گو ناگون و متنوعی دارد که مهمترین آنها بلوچی غربی و بلوچی شرقی است .



5- سغدی


این زبان در کشور سغد که سمرقند و بخارا مرکز آن بوده رایج بوده است . زمانی زبان سغدی زبان بین المللی آسیای مرکزی به شمار می رفت . زبان سغدی تا قرن پنجم هجری در نواحی خود در کنار فارسی رواج داشت .


6-    سکایی (ختنی)


زبان یکی از اقوام سکایی مشرق است ،  که زمانی بر ختن حکومت داشتند . این زبان هنگام حکومت آنان در آن دیار رایج گردید .


7-  خوارزمی :

این زبان تا قرن هشتم هجری رایج بوده است ، خوارزمیان با این زبان سخن می گفتند . بعدها این زبان جای خود را به زبان فارسی و ترکی داده است .

8- گیلکی


سواحل دریای خزر لهجه های گوناگون و متنوعی دارد که گیلکی ،مازندرانی و طالشی از آن جمله است . لهجه های مازندرانی و گیلکی ادبیات محلی قابل ملاحضه ای دارند . لهجه ی مازندرانی صاحب آثار معتبری بوده متاسفانه بیشتر آن از میان رفته است .


9- کردی


زبان کردی که مردم نواحی غربی و شمال غرب و جنوب غربی و طوایفی در شمال و مشرق ایران و گروهی از مردم در ترکیه ، عراق ، سوریه و قفقاز با آن تکلم می کنند ، بدون شک از زبان های هند و ایرانی و یکی از شاخه های فارسی باستان است . از ویژه گی ها و مشخصات برجسته ی این زبان ، سلاست و روانی و عدم اختلاط زیاد با زبان های غیر ایرانی است . ولی براثر قرابت ونزدیکی و ارتباط با ترک ها و عرب ها شماری از لغات ترکی و عربی در آن رخنه کرده است . در باره ی زبان کردی پرسشی وجود دارد که پاسخ گفتن به آن اندکی دشوار است و آن اینکه چرا زبان کردی دارای شعب و گویش های گوناگون و متعدد است . برخی از محققان و مورخان گفتند که زبان کردی چون از از پشتوانه ی معتبری از کتب علمی و ادبی و تاریخی برخوردار نبوده است بدین شکل در زمان طولانی دچار تغییرات است . زبان کردی لهجه های زیادی دارد . مانند مکری ، سلیمانیه ای ، سنندجی ، کرمانشاهی ، بایزیدی ، زندی ، زازای ، لولو ، عونیکی ، محمودی ، شیروانی ، اردلانی ،سورانی ، چکوانی ، عبدوئی ، پسانی ، اورامی و دروزکی . این زبان مانند زبان فارسی و برخلاف زبان بلوچی و پشتو در طول زمان دچار تغیرات فراوانی شده است .


10-  لری


یکی از لهجه های ایرانی لری است که کم و بیش از ادبیات برخوردار است .


11- آذری

نام زبان قدیم ساکنان آذربایجان است . اذری یکی از لهجه های ایرانی محسوب می شود . اکنون نیز در بعضی از قرا و روستا های آن استان با ان تکلم می کنند . علاوه براین قسمتی از قفقاز هم با آن سخن می گویند . گفته می شود ترکان عثمانی و به دلیل آنان گروهی از خاور شناسان ، ( آذری ) را به لهجه ی  ترکی معمول و متعارف در آذربایجان اطلاق کرده اند . زبان آذری آذربایجان ایران ، کشور آذربایجان امروز با ترکی غربی قرابت و نزدیکی دارد . همین لهجه و زبان نیز به مرور زمان تحت تاثیر لغات و دستور زبان فارسی قرار گرفته است

12- فارسی


همان گونه که اشاره شد زبان فارسی کنونی دنباله ی زبان فارسی میانه (پهلوی ) و فارسی باستان است . زبان فارسی از قوم پارس سرچشمه می گیرد . گذر زمانی زبان رسمی و ادبی ایران بوده است . ظهور دین اسلام ، تحول مهمی در عرصه های مختلف اجتماعی بر جای گذارده است ، که زبان رسمی ایران نیز از آن مستثنی نبوده است . فارسی پس از اسلام با خط عربی نوشته شد ، در حالی که قبل از آن با خط پهلوی به نگارش در آمد . زبان فارسی در قواعد دستوری نیز دنباله ی فارسی میانه است و با آن تفاوت چندانی ندارد . زبان فارسی از میان زبان های جدید ایرانی تنها زبانی است که ادبیات وسیع و طراز اول به وجود آورد و نیز در همه ی لهجه های ایرانی تاثیر قوی گذارده است گفته می شود در مدت دو هزارو ششصد سال تا کنون چهار زبان عمده در ایران متداول بوده و از هر چهار زبان آن آثاری بر جای مانده است ( زبان اوستا ) ، (پارسی باستان ) ، ( پهلوی ) و ( زبان دری ) یا فارسی امروز . از قرن سوم و چهارم به بعد ، یعنی پس از تشکیل دربارهای مشرق در عهد اسلامی ، زبان فارسی به صورت رسمی در آمد . و اسامی مختلفی هم بر آن نهادند ، مانند : دری ، پارسی و فارسی . این زبان چون جنبه ی در باری و اداری یافت ، زبان شعر و نثر آن نواحی شد و اندک ، اندک شاعران و نویسندگان با این زبان به شاعری و نویسندگی مشغول شدند ، و چندی نگذشت که استادان مسلمی مانند رودکی ، دقیقی ، فردوسی و کسائی ظهور کردند ، و با این لهجه آثار گرانبهایی خلق کردند و کتابهای گران سنگی منتشر ساختند . پس از رسمیت یافتن این لهجه شاعران و نویسندگان نواحی دیگر ایران نیز از آن بهره جسته اند . شایان ذکر است لهجه ی " دری " پس از آنکه به عنوان زبان و لهجه ی، رسمی سیاسی و ادبی در همه جای ایران انتشار یافت بر همان وضع اصلی و ابتدایی خود باقی نماند . و شعرای نواحی مرکز و مغرب و شمال و جنوب ایران هر یک مقداری از مفردات و ترکیبات لهجه های محلی و منطقه ای خویش را در ان امیختند و از سوی دیگر زبان عربی هم در ان به همین نحو تا ثیر گذاشت .


تعامل و خدمات متقابل فارسی و عربی برخی از متفکران معتقدند : (تاثیر زبان عربی بر فارسی و تلاش اندیشمندان ایرانی در گسترش ادبیات و فرهنگ و زبان عربی موجب گردید ، تا زبان فارسی به ان مرحله ای از شایستگی که سزاوار ان بوده است دست نیازد ) . اکنون مناسب به نظر می رسد . ابعاد مختلف این بحث از زاویه های گو ناگون مورد بررسی قرار گیرد .فارسی در گذشته با خط پهلوی نوشته می شد ، اما هنگامی که دین اسلام گسترش یافت و ایرانیان آن را پذیرفتند در وهله ی اول خط زبان فارسی را دگرگون ساختند . لازم است ابتدا علل و عوامل این دگرگونی ارزیابی شود : خط پهلوی صعوبت و دشواری بسیاری داشت ، و از سوی دیگر نقص فراوان در ان وجود داشت این دو عامل موجب گردید که خط پهلوی به سرعت فراموش گردد و به جای ان خط عربی رسمیت یابد . البته خط عربی هم خالی از نقص و مشکلات نبود ، اما خط عربی با همه ی نقص ها و مشکلاتی که داشت ، برای فارسی زبا نان ایران بمراتب از خط پهلوی آسان تر بود . هیچ گاه عربی در ایران مانند یک زبان عمومی و رسمی رایج نبوده ، به هیچ وجه بر لهجه های عمومی و ادبی ایران شکست وارد نساخت . به عبارت رساتر از میان همه ی ملل مطیع عرب تنها  ملتی که زبان و فرهنگ خود را نگاه داشت و از استقلال ادبی محروم نماند ، ملت سخت کوش ایران است . ایرانیان تا جایی که لازم بود زبان خود را حفظ کردند ، آن را در زبان عربی محو نساختند سوال این است که پذیرفتن اسلام مگر انسان را ملزم می کند که زبان مادری خود را کنار بگذارد و به عربی سخن بگوید ؟ در قر ان و روایات و قوانین اسلام کی  و کجا چنین چیزی را می توان یافت ؟ در اسلام اصلا مساله ی زبان مطرح نیست ، تا اینکه احیای زبان فارسی به خاطر مبارزه با اسلام یا بد بینی به زبان عربی تلقی شود عربی چون زبان دین و قر ان بود ، همین امر ایرانیان را بر ان داشت تا در احیای لغت عربی و قواعد ان مجدانه ، بکوشند به گونه ای که اعراب به اندازه ی ایرانیان به زبان عربی خدمت نکردند . اگر اشخاص و افراد برجسته برای این زبان احترام افزونتری نسبت به زبان مادری خود قایل بودند بدین علت بود که این زبان متعلق و وابسته به دین است ، نه به یک قوم معین و به همین دلیل احترام و علاقه مندی به ان را توهین به ملت و ملیت خود تلقی نمی کردند . احساس افراد ملل غیر عرب این بود و بس مولوی زبان عربی را زبان دین و زبان مادری را زبان ملت تلقی می کند و می گوید : پارسی گو گر چه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است نا گفته پیداست که مولوی زبان عربی را بر فارسی که زبان مادری اوست ترجیح داده است چرا ؟ به این دلیل که زبان عربی زبان دین است . توجه و نگاه ایرانیان به زبان فارسی به عنوان ضدیت با اسلام یا عرب نبوده است و اینان زبان عربی را زبان بیگانه نمی پنداشتند ، بلکه انها زبان عربی را زبان اسلام می دانستند ، چون اسلام متعلق به همه است ، زبان عربی را نیز چنین می پندارند و نگاه انان به زبان عربی نگاه قومی نیست ، اما زبان های دیگر مانند فارسی،ترکی ،انگلیسی  ، فرانسوی ، و آلمانی زبان یک قوم و ملت است . اما علاقه ی مسلمانان به زبان عربی صرفا به این جهت است که زبان یک کتاب بزرگ است ، به نام قر ان و هر چه قواعد و دستور ا ین زبان به رشته ی تحریر در امده برای قرآن بوده است نه برای زبان یک قوم حافظ در غزل معروف خویش می گوید :


اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است


زبان خوش و لکن دهان پر از عربی است


بنابراین ، اسلام توجه به ملت یا قوم مخصوص ندارد تا بخواهد زبان و ادب انها را به رسمیت شناخته ، و یا از رسمیت بیندازد .


اما در احادیث دیده می شود که رهبران آیین اسلام به زبان سایر ملل – از جمله فارسی – احترام گذاشته و با خوش رویی بر آن برخورد کرده اند . مسعودی در ( التنبیه و الا شراف ) نقل می کند . زید بن ثابت به دستور پیامبر (ص) زبان های فارسی ، رومی ، قبطی و حبشی را آموخت و سمت مترجمی پیامبر را داشت . مضافا بر این در توابع آمده که حضرت امیر (ع) گاهی به زبان فارسی تکلم می فرمودند . شماری از صاحبنظران بر این باورند که دین یا زبان فارسی نیرو بخشید . بزرگترین فرق میان این دوره همین است . این انفاق موجب گردید فارسی نوین از نظر ادبیات نیرو گرفته و جهانگیر گردد ، این برتری را در زبان پهلوی نمی توان یافت . پس از فتوحات و پیروزی و توسعه ی حکومت خلفا و ایجاد تمدن اسلامی بر موفقیت زبان عربی افزوده شد و این زبان فراگیر شد و زبا ن رسمی مسلمانان قلمداد گردید . از این رهگذر ادیبان و دانشمندان ایران تالیفات و مصنفات گران سنگ خویش را بیشتر به این زبان تالیف می کردند ، چنانکه پیداست ادب ، تاریخ ، طب ، ریاضی و نجوم همه و همه به زبان عربی تحریر شده است . ممکن است کسی بپرسد که چرا زبان دین عربی است ؟ البته این سوا ل و پاسخ در این گفتار کوتاه و مختصر نمی گنجد . اما به طور اجمالی می توان گفت : زبان عربی مزایا و برجستگی هایی دارد که دیگر زبان ها ندارند . این زبان با توجه به کثرت و زیادی ضمایر ، تفاوت ضمایر ، تثنیه ، مفرد ، جمع و تفاوت صیغه های مذکر و مونث داشتن انواع گوناگون جمع ، نظیر جمع قلعه ، جمع کثرت ، جمع صحیح و نیز داشتن کنایات و استعاره های فراوان و بالا خره تفاوت معنای یک لفظ در قبایل مختلف ، از امکانات فراوانی برای بیان بیشترین حجم از مطالب در کمترین حجم از الفاظ است ، بدون آنکه از الهام گویی و نارسایی برخوردار بوده باشد . در خاتمه توجه خوانندگان محترم به اصل 16 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جلب می شود که زبان عربی را در کنار فارسی قرار داده ، مانند اصل پانزده و استدلال مناسبی نیز برای آن اورده است ، بدین شرح : (از آنجا که زبان قر ان و علوم و معارف اسلامی عربی است و ادبیات فارسی کاملا با ان آمیخته است ، این زبان باید پس از دوره ی ابتدایی تا پایان دوره ی متوسطه در همه ی کلاس ها و در همه ی رشته ها تدریس شود ) .


فارسی ، زبان مشترک اقوام ایرانی


در این بخش از گفتار ، نحوه ی تحو ل و تکامل زبان فارسی و جانبداری اقوام ایرانی از زبان رسمی و ملی ایران و همچنین تاثیر زبان فارسی برشماری از السنه ی خارجی و نیز شیوه ی پادشاهان گوناگون ایرانی در مواجهه با زبان ملی مورد بررسی و تحقیق قرار می گیرد . زبان رسمی و ادبی ایران زمین در دوره ی  ساسانیان ، لهجه ی پهلوی جنوبی یا پهلوی پارسی بود . این لهجه چون رسمی و عمومی بوده در دربار ادارات دولتی و حوزه های روحانی زردشتی به کار می رفت . این لهجه در همان حال ، زبان کلیساهای ایران به شمار می رفت . با حمله ی مسلمانان به ایران و بر افتادن دولت ساسانیان ، به رسمیت لهجه  ی پهلوی لطمه ی سختی وارد گردید : لکن به هیچ وجه نمی توان پایان حیات ادبی آن لهجه را مقارن با ان حادثه و اتفاق تاریخی دانست ، زیرا به اعتقاد کارشناسان و مورخان پس از ان حادثه ی تاریخی آن لهجه در شمار لهجه های زنده قرار داشت و دارای اثار ادبی تاریخی و دینی بوده است . زبان فارسی در قرن سوم هجری چهره ی خویش را در شعر و نظم – که زبان دل و ترجمان احساسات است – نمایان ساخت و سمت و سوی کمال گرفت ، ولی نثر فارسی قریب به یک قرن بعد نشو ونما یافت و به تدریج راه تکامل در پیش گرفت . در عصر سامانی یعنی در قرن چهارم ، دوره ی بلوغ و رشد  ادب فارسی آغاز گردید . در این عصر گویندگان و شاعران فارسی گو ظهور کردند . خاندان سامانی یکی از خاندان های اصیل ایرانی است که نسل آن به بهرام چوبین سردار مشهور سامانی می رسد . شاهان این خاندان در احترام به میهن و بزرگداشت مراسم ملی و احیای سنن قدیم ایران – بویژه در ترویج زبان فارسی – نهایت سعی و کوشش را به کار بستند . اینان برای گسترش و ترویج زبان ملی ، همواره شاعران ، نویسندگان و مترجمان را مورد تشویق و احترام قرار می دادند . به عنوان نمونه ، هنگامی که دیدند کتاب ( کلیله و دمنه ی ) پهلوی ، مدروس شده و ممکن است مردم ایران براثر رغبتی که بدان دارند از ترجمه ی عربی آن که به دست عبدا لله پسر مقفع صورت گرفته بود ، استفاده کنند ، به ترجمه ی آن از تازی به نثر پارسی فرمان دادند .


از ویژگی مهم دوره ی سامانی تدوین تاریخ ایران و داستان های ملی این مرز و بوم به زبان فارسی است . در این دوره یعنی قرن چهارم ، نثر فارسی بسیار ساده و خالی از صنایع لفظی بود . در نثر این دوره و تمام آثاری که به روش و سبک این عهد تحریر شده ، اثری از لغات مشکل عربی نیست . محققان و صاحبنظران ، نثر این دوره را نثری روان و طبیعی و مبتنی بر تکلم عموم و با جمله های کوتاه و روشن وخالی از ابهام ارزیابی می کنند . در قرن پنجم و ششم ، زبان فارسی با زبان عربی آمیزش بیشتری پیدا کرده ، زمینه ی مناسبی هم فراهم گردید تا واژه های ترکی در ان راه یابد ، در این برهه از زمان حرکت مثبت و قابل توجه ، انتشار و گسترش زبان فارسی در خارج از ایران می باشد . در قرن پنجم و ششم غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان به قدرت رسیدند ، در واقع حکومت های ایرانی بر چیده شده ، غلامان و قبایل ترک نژاد روی کار آمدند و مورخان و ادیبان بر این باورند که دو عامل موجب گردید که زبان ترکی و عربی در فارسی راه یابند .نخست آنکه سپاهیان و کار گزاران دولتی و مقامات حکومتی ترک زبان بودند ، لغات و واژه های ترکی به وسیله ی آنان در زبان فارسی راه یافت . دوم اینکه راه یابی زبان عربی در فارسی علل متعدد داشته است که عمده ترین آن این است : در این زمان تعلیم و تعلم زبان عربی به طور گسترده در ایران رایج شده بود . دیگر اینکه دین مبین اسلام در ایران در حال گسترش بود و مردم نیز علاقمند بودند تا قر آن و احادیث شریف را بیاموزند ، تردیدی وجود ندارد فراگیری عربی در حد وسیع و آموزش مبانی دینی موجب می گردد تا لغات و واژه های بسیاری در زبان فارسی راه یابد . گفتنی است لغات ترکی که در فارسی رخنه کرده است ، در مقایسه با واژه های عربی بسیار نا چیز و غیر قابل ملاحضه می باشد . اما اینکه چگونه زبان فارسی در این برهه از زمان در خارج از ایران گسترش یافت ، در جای دیگر بدان پرداخته خواهد شد . زبان فارسی از اوایل قرن هفتم تمام دست آورد های خویش را بر باد داد ، وضعیت عمومی زبان فارسی از و ادب ایرانی بحرانی بود . در آغاز قرن هفتم حمله ی مغو لان خونخوار به سرداری چنگیز به ایران صورت پذیرفت . حملات وحشیانه ی خونخواران مغول از بزرگترین و دردناکترین مصائب تاریخی ایران محسوب می شود . در این حمله ی وحشیانه ی بدویان ، همه ی پایگاه ها و مراکز علمی و ادبی این سرزمین از بین رفت ، اوضاع نظم و نثر فارسی در این دوران به اوضاع اجتماعی آن هنگام باز می گردد . صاحبان خرد و تحلیل گران امور ادبی معتقدند : در قرن نهم زبان فارسی بحرانی را که از قرن هفتم و هشتم آغاز گردیده بود ، ادامه داد : و متاسفانه به سوی انحطاط رفت . اسباب و علل این انحطاط به شرح زیر است : نخست اینکه ، زبان ترکی با حمله ی مغول به ایران رواج و گسترش یافت و در مراکز نظامی و اداری راه یافت . این امر زیان بزرگی برای زبان فارسی محسوب گردید . دوم اینکه پایگاه ها و مراکز زبان فارسی در خراسان و عراق و دربارهای خاص ادب از میان رفت . سوم اینکه ، اساتید زبان فارسی که معلم بودند و به آموزش دیگران اشتغال داشتند در این دوره همگی از بین رفتند . بنابراین زبان فارسی در این عصر و زمان ماجراهای ناگوار و درد ناکی را پشت سر گذارده است . زبان فارسی و ادب ملی پس از بحران به وجود آمده انتظار داشت تا خسارات گذشته با گسترش و توسعه ی ادبیات فارسی جبران گردد . از آغاز قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم صفویان روی کار آمده ، قدرت را به دست گرفتند . دوره ی صفویان از حیث سیاسی ، مدنی ، اقتصادی و هنری یکی از دوران های مهم و قابل ملاحظه ی ایران است . اما از حیث علم و ادب چندان موفقیت آمیز نبوده است . ادبیات فارسی در عهد صفویان مراحل انحطاط را سپری کرده است . در اوایل این دوره متاسفانه لهجه ی ( آذری ) که از لهجه ها ی قدیم ایران در آذربایجان است ، از میان رفت . عده ای  علت آن را سکونت ترکان و تسلط امرا و بعضی از قبایل ترک در آن ارزیابی می کنند علاوه بر این سلاطین صفوی علاقه و توجه خاصی به زبان ترکی نشان می دادند و غالب اصطلاحات دیوانی ، در باری و نظامی ترکی بوده است . در میان مقامات و رجال دولت ، تکلم به زبان ترکی رواج داشت . از عجایب آن روزگار این است که پادشاهان و سلاطین عثمانی به زبان فارسی سخن گفته و برای فراگیری آن اظهار علاقه می کردند ، اما صفویان عشق خویش را به زبان ترکی در معرض نمایش گذاردند . از اواسط قرن دوازدهم تا اواسط قرن چهاردهم ، دوره افشاریان ، زندیان و قاجاریان است در دوران قاجار زبان فارسی دستخوش تحولات سریع گردیده است ، در این دوره اوضاع سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ایران از ابتدای تاسیس سلسله ی قاجار ، با شتاب دستخوش تحول عمیق و اساسی شد این تحولات در زبان ادبی و ملی تاثیر شگرف گذاشت که به موجب آن دوره ی دیگری را در فارسی فراهم ساخت . در این دوره حکومت مرکزی واحد شکل گرفت . مراکز علمی و پژوهشی احداث گردید . دانشگاه و موسسات علمی در تهران و برخی از شهر های بزرگ ایجاد شد و صاحبان فکر و اندیشه توانستند از پراکندگی نجات یافته ، همه در یک مکان گرد آیند . پیدایش صنعت چاپ دست رسی همگان به دانش و دست آورد های علمی روز را آسان ساخت . صنعت چاپ ، افزایش روزنامه ها ، کتاب ها و خلاصه مطبوعات را به دنبال داشته است ، تعداد زیاد مطبوعات و افزایش تیراژ کتاب در زمینه های مختلف و نیز رونق تجارت و بازرگانی ، پیدایش حرفه ی ترجمه ، زبان فارسی را در تمام ابعاد متحول ساخت . حکومت ها در این دوران به زبان فارسی علاقه نشان داده ، همواره به توسعه و گسترش آن در داخل و خارج تا کید می ورزیدند . و برخی از پادشاهان خود شاعری توانمند بودند . در قوانین و مقررات آنان ، فارسی ، زبان ملی اعلام شد . در خاتمه اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی که با رای مردم تصویب گردید و زبان فارسی را زبان ملی و سایر لهجه ها و زبان های ایرانی را در کنار آن معتبر و محترم می شناسد و به عبارت دیگر فارسی را زبان مشترک اقوام ایرانی معرفی می کند ، از نظر خوانندگان می گذرد . زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است .


اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد . ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات انها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است .


اهمیت زبان فارسی و ضرورت گسترش آن در آسیا و جهان


برخی از زبان ها ، با اینکه به اندازه ی عربی و فارسی قدمت و ریشه در تاریخ ندارند ، اما از لغت نامه ی جامع و روش و شیوه ی آسان فراگیری بر خوردار می باشند . ایرانیان و اعراب از ابتدا به فکر تدوین فرهنگ لغت نبوده ، شاید علت اصلی آن این باشد که ایرانیان چون زبان فارسی زبان مادری آنان است ، خود را از نگارش و تحریر لغت نامه فارسی بی نیاز دانسته و کمتر به تالیف فرهنگ زبان خویش توجه کرده اند . هنگامی که زبان عربی زبان دینی ایرانیان شد ، آنان به نگارش و تحریر قاموس های عربی همت گماردند . زبان فارسی نیز به دست دانشمندان ملل مجاور مانند : هندوستان و ترکیه – که زمانی فارسی زبان رسمی در بار یا زبان ادبی مملکت آنان بود و ضرورت تدوین فرهنگ لغت فارسی احساس شد – به نگارش و تدوین ان پرداختند ، اما چون انها اهل این زبان نبودند ، اشتبا هاتی در نوشته ی آنان پیدا می باشد . موضوعی در تاریخ زبان فارسی رخ داد که قابل توجه و مطالعه است و ان انتشار زبان فارسی در خارج از ایران است در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم دو تن از شاهان پیروز ایران ، یعنی ناصر الدین سبکتکین و پسر او یمین الدو له محمود شروع به پیشرفت و فتوحاتی در ولایت سند کردند . در عهد این دو پادشاه و جانشینان آنان هندوستان به اطاعت سلاطین غزنوی در آمده ، حکام ، عمال و سربازان ایرانی نزاد متکلم به لهجه های ایرانی و معتاد به ادبیات دری بودند ، به همین سبب توقف آنان در هندوستان و حکم روایی آن سامان باعث نشر زبان فارسی دری در این اراضی شد ، بویژه اینکه زبان رسمی دربار غزنوی پارسی دری بود . پس از تسلط سلاجقه برایران دسته ای از انان آسیای صغیر را تصرف و دولتی به نام دولت سلاجقه در آن سامان بوجود آوردند . در دربار سلاجقه ، مانند همه ی سلوجوقیان زبان رسمی فارسی بود به همین سبب در این ناحیه و حتی شام بتدریج زبان فارسی در آن رواج یافت ، سپس اندک اندک این منطقه از مراکز ادبیات فارسی گردید .


اکنون ابزار و امکانات توسعه و گسترش زبان فارسی به مراتب از گذشته فراهم تر است علاقه ی جهانیان برای فراگیری و دانستن زبان فارسی فراهم می باشد ، اما تنها جای همت و پشتکار خالی است ایران تمدن چند هزار ساله دارد ، به همین دلیل مردم جهان خواهان فراگیری زبان این تمدن می باشند .


فارسی یکی از بزرگترین زبان های ایرانی است که امروز با ان تکلم و کتابت می شود در میان زبان های متعدد ایرانی ، فارسی یگانه زبانی است که در قاره ی آسیا به مقام و نفوذی دست یافته است . پهنه و گستره ی زبان فارسی از شمال شرقی به اسیای میانه و از مشرق به چین و از جنوب به شبه قاره هندوستان و از مغرب به سراسر آسیای صغیر سرایت کرده و قرنها زبان ادبی و درباری هندوستان فارسی بوده است ،هم اکنون زبان رسمی دو کشور ایران و افغانستان فارسی است، اگر چه افغانستان پشتو را در کنار آن هم دارد . در کشورهای مجاور مانند تاجیکستان ، پاکستان ، هندوستان ، آذربایجان و عراق نیز به زبان فارسی تکلم و کتابت می کنند . ادبیات فارسی و بویژه اشعار عشقی و عرفانی آن در میان ادیبان جهان مقام شامخی دارد ، فارسی به لحاظ تاثیر گذاری بر زبان های عربی ، ترکی ، اردو و زبان های اروپایی مانند : فرانسوی، انگلیسی ، رومی و غیره تاثیر جدی و قابل توجه گذارده است . به هر تقدیر لازم است متفکران و اندیشمندان تدابیری بیندیشند تا فارسی را از وضع موجود رهانیده و به سکوی پیشرفت و ترقی برسانند .

مصطفي لطفي

  • بازدید: 4453
 

دیدگاه ها 

 
+11 #1 سروش 23 مهر 1390 ساعت 13:20
پاینده ایران و ایرانی

جانم فدای ایران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #2 سید 16 دی 1390 ساعت 00:15
شرافت داشته باشین ودر مورد زبان کسروی ساخته آذری « شرافتی » یک کلمه و یا یک احوال پرسی ساده بنویسید .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #3 امیر 18 خرداد 1391 ساعت 21:06
باسلام
با تشکر از زحمت دست اندرکاران سایت .
به اطلاع میرساند مطالب ذکر شده در باره قوم لر مربوط به 100 سال پیش میباشد.. خوب است در حال حاضر سفری به لرستان داشته باشید..موفق باشید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #4 یونس 23 تیر 1392 ساعت 17:09
حاجی دمت گرم خیلی باحال بود فیض بردیم من خودم کرد هستم اما اینو یادمون باشه با هر لباسی که باشیم و به هر لحجه و گویشی حرف بزنیم هممون باهم برادریم . زنده باد ایران


خیلی زحمت کشیدید یاحق
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #5 عاشق ایران 18 مهر 1392 ساعت 14:53
سلام قوم کرد از مادهاهستندوایرانی اصیل
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #6 یک ایرانی 05 آذر 1392 ساعت 10:45
سلام من خودم فارسم بابت وبلاکت ممنون ولی ی سری اطلاعاتت علمی نیست مادها و پارس ها قدمتشون یکیه و اولین حکومت تو ایران مربوط به مادهاست و مادها مردمان کرد امروزی هستن ونمونه های که بازم ثابت کرد کتاب اوستا بود که با کمک گرفتن از مردم کرد تونستن ترجمه کنن مرسی
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #7 علی 06 دی 1392 ساعت 10:26
زبان ترکی قبلا در ایران نبوده ولی همه مناطق ترک نشین پر از جمعیت بوده
این مردم همان مردمند ولی به تدریج به دلیل مهاجرت ترک ها تحت تاثیر قرارگرفته است مثلا 80%ترکیه از نظر نژادی همان نژاد اولیه ساکنان اناطولی هستند نه ترک ها
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+8 #8 Arya Atorpat 15 دی 1392 ساعت 21:59
ما تبریزیها آذری هستیم و خور را هرگز جدا از ایران نمیدانیم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #9 آریایی 28 آذر 1393 ساعت 23:32
سلام مطلب خوبی بود.فقط چند مورد رو که خودم تجربه دارم اضافه میکنم امیدوارم به کار آید.مادر من زنجانی و پدرم رشتیه.در مورد گیلکها شک ندارم که آریایی خالص هستند.اما تو زنجانیها چهرهایی میبینم که شبیه مغولها هستن البته نه همشون مثلا مردم بخشهایی از طارم در زنجان آریایی خالص هستن.در مورد کردها هم بگم که با توجه به شباهتشون به شمالیها به احتمال قوی آریایی باشن.ولی چیزی که روشنه اینه که آریایها بعد از حمله اسکندر و تازیان و مغولان به جای دیگه ای کوچ نکردن.پس میشه نتیجه گرفت که همه ما ایرانی تبار هستیم.ممنون از سایت خوبتون
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #10 اوستا 12 تیر 1394 ساعت 10:31
با درود فروان
از قوم بختیاری وزبان. آنها صحبتی به میان آورده نشده مردمی که از قدبم الایام تاکنون واژه های اوستایی وپارسی پهلوی را در زبان خود حفظ کرده اند و زادگاه زندگی شان از استان بختیاری، اصفهان، شمال خوزستان واستان پارس قسمتی از یزد وقسمتی از لرستان میباشد..
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #11 آریوبرزن دوم 31 تیر 1394 ساعت 10:03
نمیدونم این مطلب ازکجاآورده شدولی درکرانه های زاگرس واستان فارس جمعیت بسیارکم ترک زبان مشاهده میشه واصلا درطول تاریخ ترک زبانی درزاگرس نبوده ویابامهاجرت به زاگرس وارشده اند درعوض اقوام کردولر درزاگرس به فراوانی وجود دارندکه نمونه بارزآن آریوبرزن سردارپارسی ولرکه هرودوت ازآن به عنوان سردارپارسی یادکرده ضمناتنهاجمعیت بختیاری وچندطایفه دیگردربین لرهاکوچ میکنندنه همشان
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #12 بردیا 23 آذر 1394 ساعت 15:08
درود
چرا درباره ی مازندران چیزی نمینویسید ؟
اگر میخواهید جزو گیل ها حساب بیاورید حداقل بنویسید . . .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

اشاره به بخشش نا بجا

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title