میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ناصر حجازی

وقتی من در یک نما از تلویزیون کویت دیدم که عراقیها در یکی از مناطق ایران پرچم خودشان را برافراشته اند و تلویزیون های بیگانه مانند کویت این صحنه ها را با آب و تاب تعریف و تفسیر می کردند خون درون رگهایم بجوش آمد . آنجا بود که حس کردم خاک وطن مانند گوشت تن است و دادن این خاک همانقدر دردناک است که یکی از اعضای بدن را از دست بدهیم .

روانشاد ناصر حجازی ، ورزشکار ایرانی

کاربردی
پیشنهاد ویژه

محمدرضا پهلوی از جمله کسانی بود که می گفت امام زمان (ع) را ملاقات کرده است و در کتاب "ماموریت برای وطنم" چند و چون این ملاقات را نوشته است . به این که این اتفاق افتاده یا خیر؟ کار نداریم . این تصورات یک عوارض جانبی هم داشت ، از جمله یکی از معلمین همکار ما در وزارت آمورش و پرورش می گفت :

پیش از انقلاب معلم تعلیمات دینی بودم ، شاگردی سخت شلوغ کننده بود و در کلاس گرفتاری بوجود می آورد و نه خود درس می خواند و نه می گذاشت دیگران بفهمند . به هزار وسیله متوسل شدم که او را ساکت کنم ، ولی هر روز تدبیر و شیطنت تازه ای به کار می برد . تصمیم گرفتم در امتحان او را تجدید کنم  شاید تنبیه شود ، امتحان کتبی بود ، سوال مشکل دادم که بچه ها دلایل حضور دائمی امام زمان را به تفصیل بنویسند ، و دو صفحه کاغذ هم به بچه ها دادم که هر چه بیشتر بتوانند بنویسند ، و مطمئن بودم که آن بچه شیطان پیش از دو سه سطر بی سر و بن و پراکنده نمی تواند بنویسد . اتفاقا همینطور هم شد ، و اولین کسی بود که ورقه را داد و دیدم تنها دو سطر نوشته ، و بلافاصله از در خارج شد . خوشوقت شدم که بتوانم او را گوشمالی سخت بدهم ، دیگر عینکم را از جیب در نیاوردم که ببینم چه نوشته است ، بچه های دیگر هم به تدریج ورقه ها را دادند و روی آن گذاشتم و ورقه ها را بردم به خانه که تصحیح کنم ، شروع کردم به خواندن و نمره دادن ، تا رسیدم به ورقه آن شاگرد شیطان ، از تحیر مات و مبهوت شدم . میدانید چه نوشته بود ؟ نوشته بود :
به عقیده من امام زمان حتما زنده هستند و حضور دارند ، بدلیل آنکه اعلیحضرت همایونی شاهنشاه آریامهر ارواحنا فداه ، ایشان را ملاقات فرموده و در کتاب ماموریت برای وطنم آن را یادآور شده اند و دلیل از این بالاتر ؟
خوب حالا مرد می خواست بتواند این شاگرد را تجدید کند ! از ترس یک نمره قبولی دادم و زیرش نوشتم حرامت باشد ! و تمام شد .

برگرفته از  کتاب "کلاه گوشه نوشیروان" - شادروان استاد باستانی پاریزی

گردآوری برای مهرمیهن : جواد نورمندی پور

  • بازدید: 6297
 

دیدگاه ها 

 
-7 #1 آریایی 09 بهمن 1393 ساعت 01:32
این بنده خدا تو توحم سیر میکرده.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه ملاقات محمدرضا پهلوی با امام زمان(ع) و پیامدهای آن
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

هر کسی دندان دهد نان هم دهد

خداوند که آدمی را می آفریند روزی اش را هم می دهد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title