میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سرنوشت با پروردگار است، خشنود به آنم، شکوه نمی کنم، در سختی شکیبایم، بدتر از این سختی نیز باشد و سختی بگذرد، در پناه و یاری پروردگار.

بزرگمهر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

حضرت موسي در راهي چوپاني را ديد كه با خدا سخن مي‌گفت. چوپان مي‌گفت: اي خداي بزرگ تو كجا هستي, تا نوكرِ تو شوم, كفش‌هايت را تميز كنم, سرت را شانه كنم, لباس‌هايت را بشويم پشه‌هايت را بكشم. شير برايت بياورم. دستت را ببوسم, پايت را نوازش كنم. رختخوابت را تميز و آماده كنم. بگو كجايي؟ اي خُدا. همة بُزهاي من فداي تو باد.‌هاي و هوي من در كوه‌ها به ياد توست. چوپان فرياد مي‌زد و خدا را جستجو مي‌كرد.
موسي پيش او رفت و با خشم گفت: اي مرد احمق, اين چگونه سخن گفتن است؟ با چه كسي مي‌گويي؟ موسي گفت: اي بيچاره, تو دين خود را از دست دادي, بي‌دين شدي. بي‌ادب شدي. اي چه حرفهاي بيهوده و غلط است كه مي‌گويي؟ خاموش باش, برو پنبه در دهانت كن تا خفه شوي, شايد خُدا تو را ببخشد. حرف‌هاي زشت تو جهان را آلوده كرد, تو دين و ايمان را پاره پاره كردي. اگر خاموش نشوي, آتش خشم خدا همة جهان را خواهد سوخت,
چوپان از ترس, گريه كرد. گفت اي موسي تو دهان مرا دوختي, من پشيمانم, جان من سوخت. و بعد چوپان, لباسش را پاره كرد. فرياد كشيد و به بيابان فرار كرد.
خداوند به موسي فرمود: اي پيامبر ما, چرا بندة ما را از ما دور كردي؟ ما ترا براي وصل كردن فرستاديم نه براي بريدن و جدا كردن. ما به هر كسي يك خلاق و روش جداگانه داده‌ايم. به هر كسي زبان و واژه‌هايي داده‌ايم. هر كس با زبانِ خود و به اندازة فهمِ خود با ما سخن مي‌گويد. هنديان زبان خاص خود دارند و ايرانيان زبان خاص خود و اعراب زباني ديگر. پادشاه زباني دارد و گدا و چوپان هر كدام زباني و روشي و مرامي مخصوصِ خود. ما به اختلاف زبانها و روش‌ها و صورت‌ها كاري نداريم كارِ ما با دل و درون است. اي موسي, آداب داني و صورت‌گري جداست و عاشقي و سوختگي جدا. ما با عشقان كار داريم. مذهب عاشقان از زبان و مذهب صورت پرستان جداست. مذهب عاشقان عشق است و در دين عشق لفظ و صورت مي‌سوزد و معنا مي‌ماند. صورت و زبان علت اختلاف است. ما لفظ و صورت نمي‌خواهيم ما سوز دل و پاكي مي‌خواهيم. موسي چون اين سخن‌ها را شنيد به بيابان رفت و دنبال چوپان دويد. ردپاي او را دنبال كرد. رد پاي ديگران فرق دارد. موسي چوپان را يافت او را گرفت و گفت: مژده مژده كه خداوند فرمود:
هيچ ترتيبي و آدابي مجو هر چه مي‌خواهد دل تنگت, بگو


دکتر محمود فتوحی


  • بازدید: 14227
 

دیدگاه ها 

 
+4 #1 Atena 21 دی 1394 ساعت 16:33
ولی منن فکر نمی کنم حضرت موسی بادیگران با همچین لحن خشنی حرف بزنه !؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #2 سید محمد 15 مهر 1397 ساعت 09:05
سلام داستان جالب و مفهوم داری بود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #3 علی 16 اسفند 1397 ساعت 19:18
سلام تو رفتار حضرت موسی اغراق شده وگرنه اگه پیامبر خدا اینطوری حرف میزد ک پیغمبر نمیشد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های مثنوی داستان موسی و چوپان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

خوشی زیر دلش زده

از خوشی زیادی سیر شده و قدر نمی داند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • دریافت کتاب انسان کامل عزیزالدین نسفی
    سلام ممنون از شما من منطق و طیر و اسرار نامه عطار نیشابوری رو صد بار خوندم اما هنوز نتونستم به گفته فریدون مشیری گرگ درونم رو بکشم و به وادی عشق پا بذارم ولی کسی رو دارم که تو این راه کمکم میکنه و خوشحالم که دانستن این حقیقت رو آشکارا به عاشقان این راه هدیه کردید نمایش / پاسخ
    فرستنده : درویش


Your SEO optimized title