میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
پیشنهاد ویژه

انوشیروان برای آرامگاه خود وصیتی کرده بود شگفت و کم مانند . وصیت او را فردوسی چنین گزارش کرده است :

چو من بگذرم زین جهان فراخ                     برآورد باید مرا خوب کاخ

به جایی کزو دور باشد گذر                    نپرد برو کرکس تیز پر

سرآورده بر چرخ گردون بلند                   به بالا فزون باید از ده کمند

نبشته برو بارگاه مرا                     بزرگان و جنگی سپاه مرا

وزان پس برآرید درگاه را                      نباید که بیند کسی شاه را

دگرگون بود کار آن بارگاه                      نیابد کسی نزد ما نیز راه

بناکتی می نویسد : مامون به راهنمایی پیرمردی به آرامگاه انوشیروان راه یافت که گویا از بغداد پنجاه فرسنگ فاصله داشت . رفتند و دخمه را دیدند و آثار عجیب که در آن بود ، مامون در حالی که این آیه می خواند : ان فی ذلک لعبره لاولی الابصار ، پیرمرد برای او کتیبه های بالای جسد را ترجمه کرد یک سطر این بود :

گیتی که یزدان کرد ، مرا چه خواهش ؟

عمر تمام نیست ، مرا چه خواهش ؟

گیتی جاوید نیست ، مرا چه رامش ؟

چه شاید کرد که نشاید دانست؟ (1)

برخورد مامون با جسد انوشیروان خیلی تامین برانگیز است و باید در کتاب ها به تفصیل خواند . تنها کاری که مامون کرد این بود که پلکان دخمه را خراب کرد تا دیگر کسی بدان راه نباید . درست کاری که خود انوشیروان خواسته بود !

.......................................................................

1 - عقیده من اینست که یک رباعی بوده به زبان پهلوی – از نوع رباعیات خیام 0 و هر چهار مصراع آن نیز قافیه داشته است . منتهی در ترجمه ، وزن و آهنگ ، و یکی از قافیه ها دگرگون شده ، مقصودم اینست که بگویم که رباعی (چاردانه) ریشه ی پیش از اسلام داشته است یعنی اگر همین عبارت آخر " نشاید دانست " را به عبارت مرا چه دانش ؟ تغییر دهیم ، با جابجا کردن همین کلمات موجود یک رباعی سرودست شکسته بدست می آید :

گیتی که خدای کرد ، کوشش چه مرا

عمری که تمام نیست ، خواهش چه مرا؟

گیتی که همیشه نیست ؟ رامش چه مرا؟

شاید که نه شاید است ، دانش چه مرا؟

رباعی از این بهتر می خواهید ؟ به صد تا رباعی قدس نخعی که به زبان ژاپنتی هم ترجمه شده است – برتری دارد !

......................

برگرفته از : حماسه کویر - باستانی پاریزی

گردآوری برای مهرمیهن : جواد نورمندی پور

  • بازدید: 4148
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست گذشته ی ایران مامون عباسی و یافتن آرامگاه انوشیروان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

سر پیری و معرکه گیری

این کار برای شما که سن و سالی دارید شایسته نیست

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title