میهن نما
میهن نما
گفتاورد

کریم خان زند

دو چیز به من می چسبد ، یکی آب یخ زمستان و دیگری پلو شب عید ، زیرا تنها در زمستان است که آب یخ در دسترس همه هست و تنها در شب عید است که همه ی ایرانیان پلو می خورند .

کریم خان زند

(این سخن را به فتحعلی شاه قاجار نیز چسبانده اند)

کاربردی
پیشنهاد ویژه

سخن گفتن

یکی از بی فرهنگی هایی که چندین سال است در میان جوامع گوناگون روان شده است پریدن میان سخن یکدیگر در هنگام سخن گفتن است . این بی فرهنگی به برنامه های تلویزیونی ، گفتگوهای دو سویه ، و حتی مصاحبه ها و سخنرانی ها هم کشیده شده است !

استاد فریدون جنیدی درباره ی آداب سخن گفتن و احترام به دیگری در هنگام سخن گفتن در ایران باستان چنین می فرماید :

در جنگ رستم و اسفنديار که حدود 2800 سال پيش اتفاق افتاده، وقتي رستم صحبتش تمام مي‌شود، اسفنديار مي‌گويد «بمان» يعني اجازه بده. «بمان تا بگويم هر آن را که هست / يکي گر دروغ است بنماي دست» يعني دستت را بلند کن. وسط صحبت من مي‌خواهي وارد بشوي دستت را بلند کن. ما چنين کشوري هستيم که متأسفانه از آن دور افتاده‌ايم اين خيلي مهم است که 2800 سال پيش بايد براي وارد شدن به سخن ديگري کف دستت را نشان بدهي. خب وقتي ما اين فرهنگ را نمي‌شناسيم، بايد چه کار کنيم.

در فرهنگ اسلامی نیز چنین چیزی بسیار زشت پنداشته می شود چنانکه:
قال النبی(ص): من عرض لاخیه المسلم المتكلم فی حدیثه، فكانما خدش وجهه.
پیامبراعظم(ص) فرمود: هركس میان صحبت برادر مسلمان خود بپرد و حرف او را قطع نماید، مثل این است كه صورت او را مجروح و خون آلود نموده است.

بنابراین می بینیم که هم در فرهنگ ایرانی و هم در آموزه های اسلامی پریدن میان سخن دیگران کار پسندیده ای نیست . بکوشیم با احترام به دیگران و اندکی بردباری ، فرهنگ گفتاری خود را بالا ببریم .

کسانی که با شتاب میان سخن دیگران می پرند ، گفتارشان خام و بی مایه است زیرا بی اندیشیدن و با شتاب آنرا بزبان رانده اند و بنابراین برآیند خوبی نیز از گفتارشان بدست نمی آید . نیک است برای سخن گفتن نخست بیندیشیم و سپس زبان بگشاییم و پند سعدی شیرازی را بکار ببندیم :

مزن تا توانی بگفتار دم

نکو گوی گر دیر گویی چه غم

بیندیش و آنگه بر آور نفس

و زان پیش بس کن که گویند بس

.................

سرچشمه های نوشتار :

گفتگوی استاد جنیدی با ماه نامه ی علوم انسانی

مهرنامه وسایل الشیعه، ج8، ص472

گلستان سعدی - دیباچه

پژوهش : مهدی زیدآبادی نژاد (گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 3221
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 hasti 25 دی 1394 ساعت 21:53
خیلی به دردم خوردممنونم ولیاگه بیشتر بود بهتر بود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست فرهنگ ایران در هنگام گفتگو،میان سخن یکدیگر نپریم
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

چون می گذرد غمی نیست

زندگی در حال گذر است و غم خوردن سودی ندارد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • گریه کردن رضا شاه
    انگلیس تا زمان اشغال ایران تو جنگ جهانی دنبال ادامه دادن قاجار بود رضاشاه اگه آدم انگلیس بود تبعیدش نمیکردن داستان ترک مخاصمه ارتش هم تو تاریخ هست برو بخون ببین داستانش چی بود برادر ،رضاشاه یاغیها رو ادب کرد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بختیاری


Your SEO optimized title