میهن نما
میهن نما
گفتاورد

رودکی

مردی نبود فتاده را پای زدن / گر دست فتاده ای بگیری مردی

جوانمردی آن است که به جای آسیب زدن به انسانی ناتوان به او یاری رسانی

رودکی سمرقندی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
پژوهش ها سبک خراسانی و ویژگی های آن
میانگین امتیار کاربران: / 34
بسیار بدبسیار خوب 

سبك خراساني كه به سبك تركستاني نيز مشهور است در اواسط نيمه دوم قرن سوم هجري پديد آمد و تا قرن ششم هجري رواج داشت.
به سبب آنکه نخستين آثار نظم و نثر در زبان جديد فارسی بعد از اسلام در ناحيه خراسان بزرگ پيدا شد، به آن سبک خراسانی گفته اند.خراسان بزرگ شامل خراسان کنونی و افغانستان و تاجيکستان کنونی و سرزمينهای ماوراء النهر و ترکستان هم بود. از اين رو گاهی به سبک خراسانی سبک ترکستانی هم گفته اند. به هر حال و به طور کلی اين سبك در مشرق ايران شکل گرفته است به لحاظ تاريخي سبک خراسانی سلسله های ((طاهری)) و ((صفاري))و ((سامانی)) و((غزنوی)) را در بر می گيرد، اما اين سبك بيشتر مربوط به دوره سامانيان و غزنويان است.

سبك خراساني در دوره سامانيان:
شعر دوره سامانی، به لحاظ زبان، همان مختصات فارسی کهن را دارد: لغات مهجور کهن و نزديک به زبان پهلوی دارد؛ در آن تکرار ديده می شود؛ بيشتر مبتنی بر ايجاز است؛ از نظر فکری، حماسی و متضمن پند و اندرز (ادب تعليمی) است؛ شعری شاد و دور از يأس و بدبينی است؛ از اصطلاحات علمی - چون نجومی و طبی - خالی است؛ به آيات و احاديث اشاره ای ندارد؛ فرهنگ اسلامی در آن - نسبت به دوره های بعد بازتاب وسيعی نيافته است.
از نظر ادبی، شعر اين دوره به لحاظ تشبيه - بخصوص تشبيه تفصيلی - بسيار قوی است. در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم استعاره هم زياد به کار می رود. صنايع بديعی در حد اعتدال است و بيشتر از صنايع بديع لفظی استفاده می شود تا بديع معنوی؛ و برای نمونه، انواع ايهام يا حسن تعليل يا اغراق را به کار نمی برند. در اين دوره قالب هاي شعري قطعه و مثنوی و رباعی مرسوم است.
از سوي ديگر در ايــن دوره لغات عربی کمتر كاربرد دارند ولي در عيــن کم بودن گاهی شاعران به جای لغات مستعمل و معمول فارسی لغت عربی به كار مي برند؛ مثلا به جای سخت(( صعب)) و به جای جنگ ((حرب)) می گفتند.
(گشاده شاه جهان پيش او به تيغ و سپر          هزار قلعه صعب و هزار شارستان)
از خصوصيات مهم سبك خراساني در اين دوره در مقايسه بـا سبك عراقي و سايـر سبك ها خردگرايي شاعران اين دوره است. ستودن خرد در نزد اين شاعران عموميت دارد و در بيشتر اشعار شاعران ابياتي در مورد عقل و خرد و ستايش آن مي بينيم.
خردمند گويد خرد پادشاست                كه بر خاص و بر عام فرمانرواست

مختصات زباني شعر در دوره سامانيان:
زبان فارسی در اين دوره زبان مادری گويندگان است؛ يعنی گويندگان اين دوره بر خلاف دوره های بعد زبان فارسی را از روی آثار ادبی پيش از خود نمی آموختند. از اين رو، زبان ايشان طبيعی و ساده و روان است و در آن تعقيد و ابهام نيست. با اين همه، اگر امروز برخی از لغات آن برای ما مهجور و دشوار می نمايد، به سبب آن است که خراسان بزرگ منطقه اي بسيار وسيع بود و لهجه های مختلفی چون «سغدی» و «خوارزمی» در آن رايج بود.
همين امر باعث شده است که در شعر اين دوره نام شهرهای قديم خراسان بزرگ و نواحی همجوار آن آمده باشد؛ مانند: «خلج» و «چگل» و «نوشاد» و «قيروان» و «ختا» و «ختن» و ... .
شعر اين دوره مشتمل بر مجموعه ای از لغات است که بسامد آن در دوره های بعد کم می شود و يا يکسره از بين می رود مانند: «سعتری» و «عرعر» و «ساتگين»و «چرخشت» و «بسد» و ...
برخی از لغات پر استعمال در اين سبک از نظر فکری هم جالب اند. يکی از آنها واژه «آز» به معنای طمع و فزون خواهی است که اغلب جاندار انگاشته شده است. علت آن هم اين است که آز در اساطير ايرانی نام ديوی است و - چنانکه در «يشت»ها آمده است - «ديوی است که همه چيز را فرو بلعد. اگر چيزی نصيبش نشود، خود را بخورد. او خبيثی است که اگر همه اموال جهان به او داده شود، او را پر نکند و قانع نسازد».
سوی آز منگر که او دشمن است            دلش بَرده ي جان اهرمن است

مختصات فكري شعر در دوره سامانيان:
1- شعر اين دوره شعری شاد و پرنشاط است و روحيه تساهل و خوش باشی را تبليغ می کند و از محيط های اشرافی و گردش و تفريح و باغ و بزم سخن می گويد. علل آن يکی روحيه ايرانيان کهن؛ و دوم رفاه سياسی و اقتصادی در زمان «سامانیان» و سوم زندگانی خود شاعران است که صله های گران می گرفتند و مرفه می زيستند و به دربارها رفت و آمد داشتند.
2- شعر اين دوره واقع گراست و اوضاع دربارها محيط زندگی روابط ارباب و کنيز و غلام و تفريحات و ...را منعکس می کند.
3-شاعران با معارف پيش از اسلام آشنایند و از اين رو تلميح به اسم قهرمانان و شاهان - چون «نوشيروان» - و اعياد و مراسمی چون «نوروز» و «سده» و ((بهمنجنه)) به چشم می خورد. اين تلميحات برگرفته از «شاهنامه فردوسی» نيستند و بايد رد آنها را در منابع مختلف جست.
4- معشوق مقام والايی ندارد؛ معشوق گاهی کنيز است و از اين رو هميشه صحبت از وصال است، نه فراق. اين مشخصه از مشخصات بارز اين سبک است.
5- جنبه های عقلانی و تعادل بر جنبه های احساسی و اغراق چيره است؛ از اين مثلا در مدح و هجو هم متعادل است و غلو به صورت دوره های بعد ديده نمی شود.
6- روحيه حماسی بر اشعار اين دوره حاکم است، حتی در پند و اندرز. در اين دوره، در باب می و معشوق نيز کلام حماسی است.
7- شعر در اين دوره برون گراست٬ هرچند دقايق امور عينی را وصف می کند؛ اما با دنيای درون و احساسات و عواطف و هيجان و مسائل روحی سر و کار ندارد.
8- موضوعات شعــری از قبيل ((مرثيه)) و ((حکمت)) و ((موعظه)) و ((لغز)) و ((چيستان)) و ((خمريه)) (که قديمي ترين نمونه آن در شعر رودکی و بشار مرغزی است) و حماسه و غنا (تغزل) و داستان سرايی در آن هست؛ اما موضوع اصلی مدح ممدوح و سپس وصف بزم می و معشوق است. همه مهارت و اطلاعات شاعر در خدمت اين قصد اصلی (قصيده) - يعنی مدح - است.
9- اشاره به معارف اسلامی و حدیث و قرآن در آن کم است و آنچه هست عمیق نيست؛ و باصطلاح مورد بحث و فحص و بسط قرار نمی گيرد و شاعر از آن مضمون نمی سازد يا از آن استفاده تمثيلی نمی کند.
10- شعر اين دوره از پند و اندرز خالی نيست٬ ولی اين پندها بيشتر جنبه عملی و ساده دارند و يادآور پندهايی اند که از بزرگان ايران باستان چون انوشيروان و بزرگمهر مانده است.

سبك خراساني در دوره غزنويان
در زمان غزنویان، تغییر عمده ای نسبت به عهد سامانيان در سبک صورت نگرفت. وقتی که غزنویان به حکومت رسیدند، در رسوم درباری و قوانین اجتماعی تغییراتی ناگهانی و بنیادی رخ نداد؛ و از این رو، تغییر محسوس شدیدی در سبک ادبیات این دوره دیده نمی شود. با این همه، در حکومت و بینش غزنویان با سامانیان اختلافاتی است که باعث تغییراتی در سبک زندگی و تفکر مردم و - در نهایت - سبک ادبیات هم شده است.
شعر دوره غزنوی شعر نیمه اول قرن پنجم است و برخی از شاعران این عهد پرورده سامانیان اند؛ کسانی مانند کسایی مروزی٬ فردوسی طوسی٬ عنصری.

مختصات زباني شعر در دوره غزنويان:
از نظر زبانی، نسبت به دوره سامانی، لغات عربی افزونتر شده و از میزان لغات مهجور فارسی کاسته شده است. از نظر فکری، مدح محور اصلی است و در «تشبیب»قصايد ازمعشوق و طبیعت هم سخن می رود. تصویرسازی و مضمون آفرینی از «ترک» هم دیده می شود؛ همچنین، به «مسیح» و «زرتشت» توجه دارند. اشاره به معارف اسلامی در حال افزایش است؛ و مقام معشوق همچنان پست است.
از نظر ادبی، اساس همچنان بر تشبیه محسوس به محسوس است؛ اما تشبیه محسوس به معقول هم در حال رشد است و همچنین برخی به تشبیه خیالی توجه دارند. در دوره سامانی، تشبیهات تفصیلی فراوان دیده می شد. در این دوره، تشبیهات رو به کوتاهی و ایجاز دارند. تشبیهات عهد سامانی مورد تقلید قرار می گیرد. بسیاری از شاعران به تشبیهات شعر عربی هم توجه دارند.

  • بازدید: 12220
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

نابرده رنج،گنج میسر نمی شود

برای رسیدن به دستاوردهای بزرگ باید سختی و رنج فراوان کشید

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title