میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آرزویم شناساندن ایران باستان است به فرزندان کنونی این سرزمین و از این راه مهر و علاقه ای نسبت به این مرز و بوم برانگیختن و به یاد پارینه به آبادانی این دیار کوشیدن .

روانشاد ابراهیم پور داوود

کاربردی
تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

بازرگانی به سفر می رفت ،غلام سیاه خویش را در حجره به جای خویش گذاشت .رندان و قلاشان شهر از بلاهت و نادانی غلام آگاه بودند .کالای دکان را با قیمت های گزاف به نسیه ببردند .خواجه چون از سفر بازگشت ،چیزی از خواسته بر جای نیافت .از غلام مواخذت کرد .غلام گفت: جمله را به بهای گران به نسیه فروخته ام.از نام و نشان خریداران پرسید.گفت:آنان را نشانم !کاسه یی از جغرات نزد خواجه بود ،بر سر غلام زد.خون به رخسار غلام بدوید .سپیدی ماست و سرخی خون با سیاهی زمینه آمیغی مضحک پدید آورده بود ،خواجه از کار و دیدار غلام در خنده شد. غلام گفت:چرا نخندی ،شمار سودها را می کنی !

امثال و حکم دهخدا

  • بازدید: 923
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست نیشخند بازرگان و غلام و شمار سودها


Your SEO optimized title