واژه نامه ی پارسیک سره برای همه با یاری همه

+2 تراز
2,382 بازدید
آغاز گفتمان دی 21, 1395 در زبان و گویش از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
ویراست در 16 آذر 1398 از سوی ВОСПУҲР
از همۀ سره گرایان خواهشمند ام هر کس واژه‌نامه -ای جدا ننویسند و به‌آییم همه باهم یک واژه‌نامۀ بوندک بنویسیم و آن را به‌روز کنیم. شاید  «واژه یاب» تاکنون بزرگترین واژه نامۀ سره پارسیک بوده است بژ بدبختانه واژگان افزوده و ناتُلَنگ (ناضروری) و شاید بیگانه واژگان بیشناسنامۀ  پارسیک  اندر آن بسیار است و به‌روز نمیشود.
میخواهم این واژه‌نامه را با یاری همه به‌انجامانم هر گونه نگر و پیشنهاد پدیرفته و بررسی خواهد شدن.
دریغمندانه سره‌گرایان اندر جا میزنند. خواسته ام چند گام پیش رفتن.
از این واژه‌نامه به سه گونه میتوان بهره بردن :

1- یافتن واژگان نادرست پارسیک

2- یافتن واژگان همتراز پارسیک واژگان بیگانه

3- یافتن برخ-ی واژگان بیگانه که هنوز واژه ی همتراز درست ندارند (با نشانه ی پرسش)

سره پارسیک واژه‌نامه (فارسی سره)
https://document.li/JoWL/ (تازه‌ترین ویرایش آدرماه 1398)

http://s4.picofile.com/file/8287871884/Sara_P%EF%BF%BDrsik_V%EF%BF%BDan%EF%BF%BDma.pdf.html (اسپندارمد 1395)

5 پاسخ

+3 تراز
پاسخ داده شده دی 22, 1395 از سوی فرزند ایران (2,060 تراز)

درود بر شما

کار نیکی در پیش گرفته اید . چون فرموده اید هرگونه پیشنهادی پذیرفتنی است من چند پیشنهاد می دهم :

1 - نیک است پس از پایان کار ، برآیند آن را در یک تارنما و با ساختاری همانند تارنمای واژه یاب یا بپارسی بگنجانید تا کاربران بتوانند واژگان را به آسانی جستجو کنند . یافتن واژگان در یک PDF دشوار است.

2 - بهتر است ، برابرهای پارسی را با دبیره ای همسان با واژگان بنویسید . گمان دارم خواننده را پسند نیاید که برابرها با دبیره ی لاتین باشد .

3 - اگر بتوانید در کنار هر برابر ، ریشه ی های نخستین آن را نیز نمایان سازید بسیار نیکوتر خواهد بود یا دستکم ریخت آن را در پهلوی یا اوستا بنگارید .

4 - نیک است نگاهی به تارنمای BEPARSI.COM داشته باشید . بررسی نمایید که اگر این تارنما می تواند یاری رسان شما باشد ، با سرپرست آن پیوند داشته باشید و کاررا یکی کنید تا خدایی نکرده کاری همسان (تکراری) انجام نشود .

5 - خانه سازی (جدول کشی) می تواند چینش بهتری به واژگان بدهد .

با آرزوی کامیابی برای شما

دارای دیدگاه دی 23, 1395 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
1- آری نیک است ببینیم اندر آینده چه خواهد شدن
2-نزدیک به یک سده است که نویسمان لاتین، نویسمان دویم ما شده است چه بخواهیم چه نخواهیم همانگونه که اندر چین و ژاپن شده است. برخ-ی واژگان و نویسگان را نتوان با این نویسمان نمایاندن (نمونه‌وار یا یِ مجهول) به هرگونه ناچار از بهره وری از نویسمان لاتین میشدم پس کار خویش را ساده کردم و تنها از یک نویسمان فرزام (مناسب => لاتین) بهره بردم. کار دانشیک همین است اگر بخواهیم به پسند این و آن کار کنیم به جای-ی نخواهیم رسیدن. همانگونه که پیشینیکان برای نوشتن روی سنگ از نویسمان-ی دیگر بهره بردندی ما نیز برای کاران دانشیک نیازمند ابزار یا نویسمان-ی بهتر و فرزام ایم.
3- درست است بژ من خواستم هر چه زودتر به پایان این واژه‌نامه برسم و آن را اندر دسترس همه برای یاریخواهی بنهم. چنین کاران-ی اگرچه بایا است بژ به دویم گامه بازنهاده ام. نخست گامه برابریابی و بوندک کردن واژه‌نامه است .
4- برای این پیشنهاد سپاسمند ام. دریغمندانه با دیدن سهمان روی پایگاهشان (تجربه=آزمون کردن) پی به دانششان بردم و میپندارم چندان برتری به دیگر کوششان سره‌گرایان تازه‌کار و کمدانش ندارند. از ایشان یاری خواستم.
خواجه(آقا) کزازی و جنیدی با همه استاد بودنشان نیز کارشناس پالایش زبان نیستند. تا آنجا که خواجه کزازی خستویید آماجش سره‌گرایی نیست.اگرچه میخستویم ایشان از بهترین یاریگران من توانند بودن. دریغمندانه کارشناس پالایش زبان نداریم. اگر چه کسان-ی مانند داریوش آشوری برای این کار فرزامی دارند.
5-کاران آرایشیک و ویرایش نازبانیک را به هر کس خواسته باشد می‌اَپَسپارم (میسپارم)
0 تراز
پاسخ داده شده اسفند 15, 1395 از سوی بی نام
با درود. استفاده از زبان نامأنوس موجب گریز مردم از این کوشش و نیز موجب ریشخند میشود. به گمان من، کار را از اندازه گذرانده اید.
دارای دیدگاه اسفند 17, 1395 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
ویراست در دی 9, 1396 از سوی ВОСПУҲР
هر زمان شما یا هر کس دیگر مانند من عشقتان به زبان پارسیک از همه بیشتر باشد و آگاه نیز باشید با جان و دل ناآشناترین  دگرگونیان را با سامه ی دانشیک و درست بودن خواهید پدیرفتن. اگر آسیب زبان را بدانید و ببینید هر کار-ی برای آسیبزدایی خواهید کردن. این همدردمندی با زبان آسیبناک است.
+2 تراز
پاسخ داده شده مهر 25, 1396 از سوی pooya (112 تراز)
درود

امیدوارم این واژه نامه آنلاین پارسیگ که ساخته ام به کارتان آید:

 

http://pahlavi.surge.sh/#/
0 تراز
پاسخ داده شده آذر 18, 1397 از سوی شهریار آریابد

درود

در راستای هم افزایی گنجینه واژگان ناب پارسی ، افزون بر واژه های اوستایی ، پارسی کهن وپهلوی ، واژه های نوساخت نیز گردآوری و به دوست داران زبان ناب پارسی پیشکش می گردد.
http://cdn.persiangig.com/preview/tSS3KoHeH8/Parsi-Vajehnameh.pdf

دارای دیدگاه آذر 19, 1397 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
ویراست در 2 شهریور 1398 از سوی ВОСПУҲР
واژگان-ی که با «آویژ» آمده اند چندان درست ننمایند. برای «خالص» سَرَه داریم. دم اندر افدم برابر با -ین است. «اندرین» نادرست است. «اندرسپاری» همتراز-ی درست نیست. «اوج» اندر سنسکریت با «ج» است. «بالست» برابر با صعود نیست. برای «تمرین» مَروَسش را داریم. «بناک» و «بندار» نادرست اند. «پیمند» نادرست است. «تَشت» برایر با خاموش است. «تلنبار» ناپارسیک است. دو واژه ی «تارنما» و «تارگاه» را نمیپسندم. خجش ؟ یا جخش؟. «خشترپات» نادرست است. «دپ» و «دپور» ناپارسیک اند. «دانستار» و «دوده» و «دودناک» و «داشتار» و «دورواک» نادرست اند. «دهشت» ناپارسیک است. «رایش» را به معنی مشاوره نمیپسندم. «ریختار» نادرست است. «روندگ» نادرست است. «رند» را به معنی سیاس چندان نمیپسندم. «رد» را به معنی مدبر نادرست میدانم.  «زرپران» نادرست و بیگانه است. برای جغرافیا، گیتیشناسی را میپسندم. برای «ملکه» بامبیشن و شاهبانو را داریم. «فرازمند» نادرست است. «فراژکش؟» و «فراسپاری» و «فراروند» نادرست اند. برای «وزیر» پارسیک فرمدار را میپسندم. «کویاد» نادرست است. کنامستان درستتر نیست؟. «کوچ» ناپارسیک است. «کاریز» برابر با قنات است. «گافتن» را برای انفجار نمیپسندم. «گزینمان» درست است. «گماشتمان» نادرست است. برای «دایره» پرهون را داریم. «گردون» را برای سپهر نمیپسندم. «گجسته» درست است. «گهنبار» برای تاریخ نادرست است. «گئوشا» را برای شهرت نمیپسندم. «گریزش» برابر با قاچاق نیست. «مشیمن» و «مشیوار» نادرست اند. «منش» برابر با خلق نیست. «مرزیدن» و «میزد» برای آن همتراز نادرست اند. «ناهمسو» برابر-ی درست برای مخالف نیست. «نابین» نادرست است. «نوردش» برابر با سفر نیست. «نژندبار» را نمیپسندم. «والایش» برای تقدیر نادرست است. «ویسپرد» برای رئیسجمهور نادرست است. «ورزندگ» نادرست است. «وی اندر» نادرست است. «ویندن» برای تحصیل نادرست است. «ویچار» برابربا خبرنیست. به جای «ویچارش» بهتر است از تراگسیلاندن بهره بریم. «ویاپان» برابر با عشق نیست. «هوده، هده» برابر با حق است. «همسو» برابر با موافق نیست. «همستکان» برابر با اعراف است. برزخ شاید پارسیک بودن. برای «طلب» از افژولش بهره برم.
ریشه ی این واژگان چیست ؟ ایزایش، بیرتا، برزارش، پادروند، دمنا، زیمن، شینت، فرهی ؟، گومه، گستهم، وس، ویدایش، هندات
+1 تراز
پاسخ داده شده آذر 25, 1397 از سوی شهریار آریابد
درود هم میهن
سپاس از اینکه مرا به کوشایی بیشتر و پژوهیدن استوار واداشتی و بر داشته هایم افزودی ، ولی برخی از واژه هایی را ناپاسیک خواندی  و با همه رسایی و دیرینگی  ناپذیرفتنی  بر شمردی که هم پارسی بودند و هم پذیرفتنی ، از اینرو شایسته می دانم برای روشنگری بخش های زیر را بنگارم .:
کنام = به چم جای ددان و جانوران درنده است که در شاهنامه فردوسی بزرگ آمده است : دریغ است که ایران ویران شود- کنام پلنگان و شیران شود ، بنابراین کنام واژه ای خوشتراش ، رسا و گویاست ، پس چه نیازی به پسوند " ستان " دارد؟
گردون =  به چم فلک  است و در سروده های سرایندگان پارسی به فراوانی دیده می شود.
منش = به چم خوی ، خلق و سرشت از نابترین واژگان پارسی است.
همستکان = در اوستای بازنگاری شادروان پورداوود و جلیل دوستخواه  به روشنی بجای برزخ بکار برده شده است .
ویچار = در کارنامه اردشیر پاپکان  بازنگاری بهرام فره وشی  به چم گزارش و خبر آمده است * اگر ویچارش و تراگسیلاندن را به داوری بگذاریم  کدامیک  پذیرفتنی و کدامیک نارسا خواهد بودذ؟
ریشه واژگانی که خواسته بودید:
بیرتا = بارو ، برج در زبان پهلوی و در نسک " تاریخ اشکانیان ، پارتیان و پهلویان باستان نوشته محمد جواد مشکور و مسعود رجب نیا"  و بر روی سکه مهرداد اشکانی ( میترادات بیرتا کرت = شهر برجدار مهرداد)
برزارش = خیرات در نسک اوستا
شینت = مسکن در نسک اوستا
هندات = قطعه در نسک اوستا و در نسک دین دبیره یا خط و الفبای اوستایی : نوشته هاشم رضی.
پادروند = خارق العاده  : روند برابر با عاده یا عادت و پیشوند پاد را بجای خارق گذاشته و این واژه و نیز فراروند را ساخته ام  
و.........
سپاس
دارای دیدگاه آذر 28, 1397 از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
کنام برابر با لانه ی دد و چُمان است و کنامستان جای-ی پر از کنام و لانه یا همان باغ وحش است.
گردون یا گردونه اندر بنیاد برابر با ارابه است. برای فلک از سپهر بهره برم.
اگر منش از منیدن یا اندیشیدن باشد همتراز-ی درست برای خلق و سرشت نیست. واژه ی خوی برابر با عادت است
ریشه ی درست برزخ را ندانم شاید پارسیک باشد همستکان را برای اعراف به کار برم که با برزخ ناهمسان است.
واژه ی ویچار یا گزارش چند معنی دارد. اینجا مخابرات به معنی دورفرستی و گسیل کردن است و معنی اش مرزمند (محدود) به خبر نیست. چون گزارش یا ویچارش چند معنی دارد من از نیوِی برای خبر بهره برم.
واژه ی بیرتا هزوارش است به معنی دژ. واژه ی برج (=آبام) ریشه ی آریاییک دارد.
واژه ی شینت درست است. هنگام نیاز گونه ی درست آن را به کار خواهیم بردن.
واژگان تکه و پاره را داریم اندر هنگام نیاز شاید واژه ی هندات را نیز به کار بریم.
روند همتراز نزومان(دقیق) عادت نیست.
به واژه‌نامه ی پارسیک سره‌ام نگاه کنید

گفتمان های پیشنهادی

+1 تراز
1 پاسخ
آغاز گفتمان 3 فروردین 1398 در زبان و گویش از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
+1 تراز
3 پاسخ
+1 تراز
0 پاسخ
0 تراز
0 پاسخ
آغاز گفتمان فروردین 13, 1396 در زبان و گویش از سوی ВОСПУҲР (1,543 تراز)
0 تراز
2 پاسخ
آغاز گفتمان خرداد 1, 1396 در زبان و گویش از سوی pooya (112 تراز)
...