میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

روزی دربیابانی ، شتر مستی خشمگین شد و مانند اجل به مردی حمله ور گردید و آهنگ کشتن او کرد . مرد از پیش شتر گریخت و در سر راهش به چاهی رسید . خود را در چاه آویزان کرد تا شتر بر او حمله نتواند برد . اما چون نیک بنگریست ، در بن چاه اژدهایی را دید که چون گور دهان باز کرده و منتظر است که مرد در دهان او بیفتد و او را ببلعد . چون بر جایی که پاهایش را در جداره چاه بند کرده بود نگریست ، دریافت دو مار سیاه همچون نیازمندی های زندگی دهان گشوده اند و هر دم ممکن است که او را نیش بزنند . چون بر بوته هایی که در آنها چنگ زده بود نگریست ، دید دو موش سیاه و سپید مانند شب و روز بوته ی عمر او را می جوند . چون بر سر چاه نگریست ، دید اشتر مست مانند اجل ایستاده و منتظر است او را به هلاکت برساند . در این حالت ترس و دلهره ، ناگاه در برابرش در کناره ی بوته ی خاری چشمش به عسل و ترنجبینی افتاد که مانند شهوت های زندگی شیرین بود . شیرینی شهوت باعث شد او شتر چون اجل و موش های شب و روز ، و مارهای حرص ، و اژدهای مرگ را از یاد ببرد و به شهرت شیرین خوردن عسل مشغول شود و از همه ی گزندها غافل بماند ، ولی هنوز مزه ی شیرین عسل در دهانش جایگیر نشده بود که موش های شب و روز بوته ی عمر را جویدند و پاره کردند و مرد در دهان اژدها افتاد.

سنایی – حدیقه الحقیقه – رویه ی 408 تا 409

  • بازدید: 1031
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

كار هر بز نيست خرمن كوفتن

هر کاری آدم خودش را می خواهد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title