میهن نما
میهن نما
گفتاورد

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید.

فردوسی بزرگ

کاربردی
پیشنهاد ویژه

روزي بهلول بر هارون وارد شد . هارون گفت اي بهلول مرا پندي ده . بهلول گفت اي هارون اگر در بیابانی که هیچ آبی در آن نیست و تشنگی بر تو غلبه نماید و غریب به موت شوي ، آیا چه میدهی که تو را جرعه اي آب دهند که عطش خود را فرو نشانی ؟ گفت صد دینار طلا . بهلول گفت: اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی ؟ گفت: نصف پادشاهی خود را می دهم .

بهلول گفت پس از آنکه آب را آشامیدي ، اگر به مرض حبسالیوم مبتلا گردي و رفع آن نتوانی باز چه میدهی که کسی علاج آن درد را بنماید ؟

هارون گفت نصف دیگر پادشاهی خود را . بهلول جواب داد : پس مغرور به این پادشاهی مباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خداي عزوجل نیکویی کنی ؟!

  • بازدید: 1356
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت پند دادن بهلول هارون را
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

هر چیز که خار آید یک روز به کار آید

چیزی که امروز به کارمان نمی آید را نباید دور بیندازیم  ، شاید روزی به کار بیاید و آنگاه خود را برای دورانداختن آن سرزنش می کنیم

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • گریه کردن رضا شاه
    انگلیس تا زمان اشغال ایران تو جنگ جهانی دنبال ادامه دادن قاجار بود رضاشاه اگه آدم انگلیس بود تبعیدش نمیکردن داستان ترک مخاصمه ارتش هم تو تاریخ هست برو بخون ببین داستانش چی بود برادر ،رضاشاه یاغیها رو ادب کرد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بختیاری


Your SEO optimized title