میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

مردی راه گم کرده و از کاروان خوشبختی به دور مانده، روزی نزد پیری دل آگاه رفت. دید پیر به طریق درویشان، به ذکر نشسته و در به روی خود بسته است. خدا را می خواند و از او یاری می خواهد. در برابر پیر به ادب ایستاد و به تضرع گفت: ای راهنمای کسانی که در وادی حیرت مانده اند، مرا به راه راستان راهبر شو که شیطان ره دینم زد و همچون دغل پیشگان طرار، ایمانم را ربود. خاک بر سرم کرد و جانم را در افسوس و دریغ، به آتش کشید.


پیر روشندل، لب به خنده گشود و گفت: پیش از تو شیطان نزد من آمده بود و از تو شکایتها داشت، دست خود را از خاک پر می کرد و بر سر می ریخت و پی در پی می گفت: ای پیر طریقت، دنیا سر به سر از من است. هر آنچه در دنیاست به من تعلق دارد. یکی از دوستان تو، دنیای مرا، مال مرا، ملک مرا، از من گرفته و از دستم بیرون کشیده است، من هم به ناچار ره دینش زدم و دین و ایمانش را ربوده ام. به او بگو که دنیای مرا به من باز گذارد تا دست از دینش بشویم و ایمانش را به سویش بازگردانم. دین او در گرو دنیاست، آنکه دل به دنیا بسته، باید بداند که شیطان هم در کمین دینش نشسته است.

مالک دینارٰ   را  گفت  ای  عزیز               من ندانم حال خود چونی تو نیز

گفت بر خوان خدا نان میخورم                پس همه  فرمان  شیطان میبرم

مالک دینار  گفت  ای  نیک مرد               کم چو تو شیطان کسی را صیدکرد

دینت از ره بردو لاحولیت نیست               از مسلمانی بجز قولیت  نیست

ای  ز غفلت  غرقه ی  دریای  آز              می ندانی کز چه میمانی تو باز

هر  دو  عالم  در  لباس  تعزیت                اشک میبارند  و  تو  در  معصیت

حب  دنیا  ذوق   ایمانت   ببرد                 آرزوی   این  و  آن  جانت   ببرد

  • بازدید: 2040
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه داستان گله از شیطان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

با طناب پوسیده کسی به چاه رفتن

داشتن امید و اعتماد نابجا به کسی

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • گریه کردن رضا شاه
    انگلیس تا زمان اشغال ایران تو جنگ جهانی دنبال ادامه دادن قاجار بود رضاشاه اگه آدم انگلیس بود تبعیدش نمیکردن داستان ترک مخاصمه ارتش هم تو تاریخ هست برو بخون ببین داستانش چی بود برادر ،رضاشاه یاغیها رو ادب کرد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بختیاری


Your SEO optimized title