میهن نما
میهن نما
گفتاورد

محمدکاظم کاظمی

ما خودمان را با جامعه ایران، همزبان و هم کیش و هم دل و همراه می‌بینیم. ببینید که چقدر از هموطنان ما در جبهه جنگ تحمیلی شهید شده اند و همین الان هم در سوریه می‌جنگند، چند نفر از مهاجران با سختی ها و دشواری های زیاد، در سال‌های سخت، برای سازندگی و بازسازی کشور کار کردند. ما احساس می‌کنیم که جامعه ایران برای ما نزدیک ترین هستند، اگر از مهاجران افغان هم بپرسید که نزدیک ترین کشور به شما کدام است، می‌گویند ایران.

محمدکاظم کاظمی سراینده ی افغان

کاربردی
پیشنهاد ویژه

هنگام سحر و اذان، در تاریک و روشن بامداد، مردی تنومند و بلند قامت از خانه ای بیرون آمد و قدم در کوچه ای تنگ نهاد. از میان دیوارهای کوتاه و بلند شهر گذشت و به مسجد آن شهر نزدیک شد . صدای اذان صبح از گلدسته ها به گوش می رسید. پهلوان وضو ساخت و با خدای خود، به راز و نیاز پرداخت. هنوز چیزی نگذشته بود که از پشت یكی از ستونهای مسجد، صدای گریه پیرزنی را شنید كه به درگاه خدا چنین التماس می كند: خداوندا ! رو به درگاه تو آورده ام، نیازمندم و از تو حاجت می طلبم، نا امیدم مکن.
مرد بی تاب شد، با خود اندیشید، حتماً این زن تنگدست و نیازمند است. آرام به پیرزن نزدیک شد . او را دید كه بشقابی حلوا در دست دارد. با لحنی سرشار از مهربانی پرسید: چه حاجتی داری مادر؟

چون پیرزن اندکی آرام شد، گفت: ای جوانمرد، التماس دعا دارم. برای من و پسرم دعا کن.
مرد پرسید مشکل تو و پسرت چیست؟
پیرزن آهی سرد از دل برآورد و گفت: پسری دارم زورمند و دلاور که پهلوان هندوستان است و در شهر و دیار خود پرآوازه است. هر جا نام و نشان پهلوانی را می شنود، عزم کشتی گرفتن با وی می كند. شکر خدا که تاکنون پیروز شده و تا امروز هیچکس نتوانسته پشت او را به خاک برساند. اكنون پهلوانی از خوارزم به شهر ما وارد شده و قصد هماوردی با پسر من را دارد، می ترسم پسرم مغلوب شود و روی بازگشت به شهر خود را نداشته باشد. این پهلوان كه كسی جز پوریای ولی نبود، فهمید که رقیب هندی او، پسر این پیرزن است. پوریای ولی، طاقت دیدن اشکهای آن مادر غمگین را نداشت. دلداریش داد و گفت : به لطف خدا امیدوار باش مادر، خداوند دعای مادران دل شکسته را مستجاب می كند. این را گفت و با حالتی پریشان، از پیرزن دور شد و از مسجد بیرون رفت.
پس از آن پوریای ولی با خود فکر کرد که فردا چه باید بکند، اگر قویتر از آن پهلوان باشد و بتواند او را به زمین بزند، آیا طعم شكست را به او بچشاند؟ یا باتوجه به تمنای مادر او، مقاومت جدی نكند و زمینه پیروزی حریف را فراهم نماید. برای مدتی پوریای ولی، در شك و تردید بود. ناگهان از دایره تردید بیرون آمد، لبخندی زد و تصمیمی قاطع گرفت. او می دانست قهرمان واقعی کسی است که نفس سركش خود را مهار کند. او خواست كه غرور خود را بشكند و بقول مولوی ( شیر آن است که خود را بشکند ) البته این انتخاب، بسیار دشوار بود.  چون روز موعود فرا رسید و پوریای ولی، پنجه در پنجه حریف افکند، خویشتن را بسیار قوی و حریف را دربرابر خود ضعیف دید تا آنجا که می توانست به آسانی پشت او را به خاک برساند. اما عهد خود را بیاد آورد. برای آنکه کسی متوجه نشود، مدتی با او دست و پنجه نرم کرد، اما طوری رفتار كرد كه دیگران احساس كنند حریف وی قویتر است. پس از لحظاتی، پوریای ولی، این پهلوان نام آور  بر زمین افتاد و حریف روی سینه اش نشست. در همان وقت به او احساس عجیبی دست داد. مثل این بود كه درهای حكمت به روی او گشوده شده و وی پاداش جهاد با نفس را مشاهده كرد.
دوستان پوریای ولی كه از توانایی بدنی او به خوبی آگاه بودند، از شكست او در رقابت با پهلوان هندی در شگفت بودند. چند روز بعد از آن واقعه، سلطان جونه ( حاكم آن منطقه در هند) مجلسی ترتیب داد تا در آن از پهلوان پوریای ولی دلجویی کند. در آن هنگام، پهلوان هندی كه در مجلس حضور داشت، پیش آمد و خود را به پای پوریای ولی افكند و بازوبند پهلوانی را به او تقدیم كرد. او گفت من در ضمن مسابقه، متوجه گذشت و جوانمردی تو شدم. پوریای  ولی از اینكه رازش برملا شده بود، متاثر و پریشان شد اما دوستان او خوشحال شدند و ماجرای این فداکاری بزرگ در همه شهرها پیچید. از آن پس، از پوریای ولی به عنوان یكی از جوانمردان و اولیای خدا یاد می شود. این رویداد یکی از مهمترین اتفاق های زندگی پوریای ولی بود.
پوریای ولی اضافه بر قدرت پهلوانی و نیرومندی بدن، صفات آشکار و پسندیده ای داشته که او را از دیگر پهلوانان، متمایز می ساخته است. پهلوانان و ورزشکاران با یاد او، جوانمردی را پاس می دارند و پژوهشگران بسیاری پیرامون زندگی درخشان او به تحقیق و پژوهش پرداخته اند و کتاب ها نوشته اند .

http://www.mehremihan.ir/images/stories/F1/pouryaye-vali.jpg

  • بازدید: 116078
 

دیدگاه ها 

 
+102 #1 Ali 09 تیر 1395 ساعت 11:58
درود بر شما

مطالب بسیار قابل استفاده و نیک می باشند
از این بابت سپاسگزارم

و لطفا چنانچه اگر امکان دارد، منبع هر مطلب را نیز درج نمایید.

پیروز باشید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+65 #2 فرزانه 20 تیر 1395 ساعت 20:26
سپاس.متن بسیار خوب بود.خواهشا اگر کتاب ویا منبعی درباره ی زندگی این پهلوان می شناسید معرفی کنید.ممنون
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+59 #3 @ سرپرست دیدگاه ها 21 تیر 1395 ساعت 07:54
گفتاورد فرزانه:
سپاس.متن بسیار خوب بود.خواهشا اگر کتاب ویا منبعی درباره ی زندگی این پهلوان می شناسید معرفی کنید.ممنون

درود بر شما
کتاب "با پهلوانان " بن مایه ی خوبی در این زمینه بشمار می رود .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+31 #4 ایتک سربخشیان 18 دی 1395 ساعت 19:07
من این داستان را که خواندم خیلی خوب که نگذاشته ابروی پهلوان هندی برو و دلیر مردی کرده است
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+66 #5 باران جون 25 دی 1395 ساعت 16:35
عالی بود چه پهلوانی نیک بیشتر از این داستان های زیبا بذارید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+46 #6 پویا 05 بهمن 1395 ساعت 22:26
بسیار زیبا بود و چه خوب است ما از این پهلوانان یا بهتر بگویم جوانمردان راه و رسم زندگی را یاد بگیریم .
ممنون از مولف که این مطلب زیبا را نوشت .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+21 #7 پریدخت 15 بهمن 1395 ساعت 13:27
درود بر شما
گر کمی خلاصه بود مفتخرتر میشدیم به خواندن ان
ورنه داستان بسیار جالبی بود
سپاس ار زحمات بی دریغتان برای گرد اوری مطالب این وب سایت
بدرود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+25 #8 ویهان 24 بهمن 1395 ساعت 20:29
گفتاورد پویا:
بسیار زیبا بود و چه خوب است ما از این پهلوانان یا بهتر بگویم جوانمردان راه و رسم زندگی را یاد بگیریم .
ممنون از مولف که این مطلب زیبا را نوشت .

بله واقعا به نکته ارزشمنی پی بردید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+24 #9 EAN 30 بهمن 1395 ساعت 19:47
مهمترین اتفاق تو زندگی ایشون چی بوده؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+33 #10 سحر خانم 30 بهمن 1395 ساعت 21:40
واقعا عالی بود . من که خیلی لذت بردم امید وارم که در سایت ها به جای مطالب فاسد ازاین مطالب بیشتر استفاده شود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+23 #11 دریا 07 اسفند 1395 ساعت 18:54
گفتاورد سحر خانم:
واقعا عالی بود . من که خیلی لذت بردم امید وارم که در سایت ها به جای مطالب فاسد ازاین مطالب بیشتر استفاده شود

کاملا درست فرمودید .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+21 #12 ارمیتا اقامیری 01 خرداد 1396 ساعت 13:04
میشه لطفا بگین که ایا این مهمترین اتفاق زنوگی اوست یا نه؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+12 #13 @سرپرست دیدگاه ها 01 خرداد 1396 ساعت 17:42
گفتاورد ارمیتا اقامیری:
میشه لطفا بگین که ایا این مهمترین اتفاق زنوگی اوست یا نه؟

با نگرش بر داده های تاریخی نگاشته شده از زندگانی این بزرگمرد، میتوان این رویداد را بزرگترین رخداد زندگی ایشان بشمار آورد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #14 مهتا زارعی 07 خرداد 1396 ساعت 09:34
گفتاورد EAN:
مهمترین اتفاق تو زندگی ایشون چی بوده؟

بله!من هم می خواهم بدانم دقیقا چی بوده. چون این یک اتفاق نیست بلکه یک کمک دلخواه است
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+24 #15 ستاره 24 آذر 1396 ساعت 09:26
خیلی خوب بود اکر کوتاه تر بود خیلی بهتر هم میشد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+22 #16 زینب 02 دی 1396 ساعت 21:18
سلام
این مطلب بسیار زیبا و عالی بود و همین طور آموزنده
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+21 #17 مهمان 17 دی 1396 ساعت 18:34
لطفا مهم ترین اتفاق زندگی این پهلاوان را هم بنویسید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-13 #18 م.ع 22 دی 1396 ساعت 13:52
سلام
خیلی ممنون از جستار خوبتون من تونستم استفاده خوبی بکنم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #19 n.as 24 دی 1396 ساعت 19:03
گفتاورد Ali:
درود بر شما

مطالب بسیار قابل استفاده و نیک می باشند
از این بابت سپاسگزارم

و لطفا چنانچه اگر امکان دارد، منبع هر مطلب را نیز درج نمایید.

پیروز باشید

بله
اینطوری خیلی بهتره
ممنون
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #20 م ا 25 دی 1396 ساعت 15:13
خیلی ممنون داستان خوبی برای تحقیق است
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-17 #21 توحیدی 25 دی 1396 ساعت 23:49
اگر تا حالا فیلم واقعی از زندگی این انسان وارسته ساخته نشده است .بهترین سوژه برای ساخت یک الگوی عینی برای جوانان امروز بویژه جوانان ورزشکار و ورزش دوست می باشد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-9 #22 سیمین دخت 09 بهمن 1396 ساعت 15:25
خیلی عالی و خوب بود امید است که مطالب بیشتر و مفیدتر بفرستید تا ما بتوانیم فیض ببریم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #23 حمید رضا 23 بهمن 1396 ساعت 10:40
سلام از مطلب زیبا شما سپاسگزارم اگر منبعی در زیر متن درج می شد بهرین متن را خواهید داشت . با تشکر

گفتاورد مهتا زارعی:
بله!من هم می خواهم بدانم دقیقا چی بوده. چون این یک اتفاق نیست بلکه یک کمک دلخواه است

پوریای ولی بعداز این اتفاق بزرگ طی العرض شد یعنی هر وقت که اراده می کرد در مکان دلخواه خود حضور داشت
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #24 ریحانه 23 بهمن 1396 ساعت 18:32
کاملا عالی بود دستون در نکنه من که خواندم به نظر من خیلی خوب بود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #25 نازنین 28 بهمن 1396 ساعت 15:36
متن فوق العاده ای بود و‌ امید است این منابع گسترش یابد با سپاس از نویسنده ی محترم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+8 #26 HMSH 28 بهمن 1396 ساعت 20:33
مطلب بسیار عالی و پرکارآمدی بود. ممنون از نویسنده ی محترم. امیدوارم که در سایت های دیگر هم به جای مطالب بیهوده نوشتن اینگونه مطالب گسترش یابد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #27 S. A 29 بهمن 1396 ساعت 19:15
واقعاپوریای ولی بااین همه شهرت،بایدآرامگاهی مثل خرابه داشته باشه؟مسئولان چرارسیدگی نمس کنن؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #28 متینا 29 بهمن 1396 ساعت 20:26
خیلی خوب آگاه کننده بود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-4 #29 PARSA 02 اسفند 1396 ساعت 12:04
مطالب بسیار قابل استفاده و نیک می باشند
از این بابت سپاسگزارم

و لطفا چنانچه اگر امکان دارد، منبع هر مطلب را نیز درج نمایید.

پیروز باشید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #30 M.A 04 خرداد 1397 ساعت 17:01
عالی کاش همه از این مطلب درس بگیرند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #31 بهروز 07 شهریور 1397 ساعت 16:25
فقط دوستان کنجکاو شدم اینکه پوریای ولی چطور زبون مادر پهلوان هندی رو متوجه شده؟البته شاید هندی هم بلد بوده
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+8 #32 Ferid 19 مهر 1397 ساعت 00:13
این داستان بسیار شیرین است و خواندنش درس بزرگی به انسان میدهد اما با ضمن تبریک به هوش عالی و نقطه بینی بهروز بنده هم به فکر افتادم پویا چطور زبان مادر هندی را میدانسته کسی هست در این خصوص نظر بده ممنون میشم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #33 نيكى 29 دی 1397 ساعت 19:57
عالي بود افرين بر سايت شما♥️
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #34 زهرا 19 اسفند 1397 ساعت 17:04
عالیه یه وقتایی اینجور چیز هارا بخوانیم تا یادمون بیاد جوانمردی یعنی چی
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه داستان جوانمردی پوریای ولی
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

هر چیز به جای خویش نکوست

هر کاری را باید در زمان مناسب آن انجام داد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • گریه کردن رضا شاه
    انگلیس تا زمان اشغال ایران تو جنگ جهانی دنبال ادامه دادن قاجار بود رضاشاه اگه آدم انگلیس بود تبعیدش نمیکردن داستان ترک مخاصمه ارتش هم تو تاریخ هست برو بخون ببین داستانش چی بود برادر ،رضاشاه یاغیها رو ادب کرد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بختیاری


Your SEO optimized title