میهن نما
میهن نما
گفتاورد

حافظ شیرازی

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است : با دوستان مروت با دشمنان مدارا

حافظ شیرازی

کاربردی
تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

چهار نفر, با هم دوست بودند, عرب, ترك, رومي و ايراني, مردي به آنها يك دينار پول داد. ايراني گفت: «انگور» بخريم و بخوريم. عرب گفت: نه! من «عنب» مي‌خواهم, ترك گفت: بهتر است «اُزوُم» بخريم. رومي گفت: دعوا نكنيد! استافيل مي‌خريم, آنها به توافق نرسيدند. هر چند همة آنها يك ميوه، يعني انگور مي‌خواستند. از ناداني مشت بر هم مي‌زدند. زيرا راز و معناي نام‌ها را نمي‌دانستند. هر كدام به زبان خود انگور مي‌خواست. اگر يك مرد داناي زبان‌دان آنجا بود, آنها را آشتي مي‌داد و مي‌گفت من با اين يك دينار خواستة همه ي شما را مي‌خرم، يك دينار هر چهار خواستة شما را بر آورده مي‌كند. شما دل به من بسپاريد، خاموش باشيد. سخن شما موجب نزاع و دعوا است، چون معناي نام‌ها را مي‌دانم اختلاف شماها در نام است و در صورت, معنا و حقيقت يك چيز است.

دکتر محمود فتوحی


  • بازدید: 2511
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های مثنوی داستان نزاع چهار نفر بر سر انگور
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

آب به آسیاب کسی ریختن

به کسی یاری رساندن

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • قصه ی تکرار آرش
    وقتی برا بار اول توی کتاب ادبیات خوندمش توی دفترچه یادداشتم،یادداشتش کردم انگار فهمیده بودم قراره یه روزی نباشه نمایش / پاسخ
    فرستنده : حسینی


Your SEO optimized title