میهن نما
میهن نما
گفتاورد

لوريس چکناواريان

من هيچ گاه خودم را از اقليت‌ها نمي‌دانم، هر کس تعريف ايران را بداند بايد قبول کند که هيچ کس اقليت نيست. نسل ما از کوروش بزرگ است و ايران هم اسم يک ملت نيست اسم يک سرزمين است. در تاريخ گاهي جنگ مي‌شود و سرحدات مرزها تغيير مي‌کند اما قرار نيست هويت ما از بين برود، ايران هميشه کشور من بوده است.

لوريس چکناواريان

کاربردی
تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

من عاشق ايرانم و آن لطف و صفايش

آن لطف و صفايي كه دهد فرّ همايش

از ارج و بهايش چه بگويم كه ستودند

آزاده‌سراني كه سرودند ثنايش

دلبستة او گشتم از آن روز كه بگشود

بر روي دلم چهرة اندوه‌زُدايش

هرگز نشوم سير ز ديدار رخ وي

كو مام من است، آن كه سرم سوده به پايش

از بس كه عزيز است به چشمم نفروشم

بر باغ دلاراي دگر هرزه‌گيايش1

مهرش به برم نور فشاند ز سرِ مهر

معبود نياكان من از فرّ ضيايش

بس كوه كه بر مخزنش از برف دهد آب

بس رود كه از آب دهد برگ و نوايش

در معرفت و منقبت و دانش و فرهنگ

در گنبد نيلي‌ست كه پيچيده صدايش

از رفعت ديرينش اگر از تو بپرسند

ياد از حكمايش كن و فخر از شعرايش

از حشمت و مردانگي‌اش تا شود آگاه

از كوروش و دارا مثل انگيز برايش

صدسنگ فلاخَن به سرش خورد در ايام

اما نتوانست كند نفيِ بقايش

هر گه به حدودش كنم آهنگ سياحت

بينم همه جا خرّم و دل محو صفايش

بس باغ و بسي جنگل و درياچة شاداب

ديدم كه شدم مست و سپردم به خدايش

خاكش همه زرخيز بود هر چه بكاوي

بس خير كه پوشيده بوَد در گل و لايش

بس كاخ زمان ديده و بس طاق خميده

آثار فزون است ز ابناي كيايش2

از سطح كويرش چه بسا خاك برآيد

كان راست خواصي كه خدا كرده عطايش

گر بي‌پدري دم زند از تجزية وي

غم نيست كه مادر بنشيند به عزايش

بشتاب سوي «قشم» و نگه كن چه عزيز است

بگذر به ‌سوي «كيش» و نگر طُرفه فضايش

از «هرمز» و «هنگام» و دگرگونه جزاير

غافل نتوان شد كه فزون است بهايش3

در جلب جهانگرد كه يك ثروت عالي‌ست

بهرچه نكوشند كه ناب است طلايش

ايران كه بوَد ديدني‌‌اش درخور اوصاف

از بهر چه پوشيده بود حُسن و جلايش؟

هر مانع و محظور در اين مرحله ظلم است

كاين جمله زيان است و گران است خطايش

دو «تنب» و «ابوموسي» از ادوار گذشته

بوده‌ست از ايران همه گه عزّ وعلايش

هر ژاژ كه خايد يكي از جمله امارات

بي‌رنگ بود از پي تحقيق، حنايش

القصه «اديب» است كه تا آن دم واپس

دلبسته ايران بود و چامه‌سرايش


...........
استاد ادیب برومند
..............................
پي‌نوشتها:

1ـ گيا: همان گياه است.

2ـ كيا: به‌معني بزرگ است.

3ـ هرمز و هنگام: از جزاير خليج فارس است

  • بازدید: 1555
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

مرد رود است و زن رودبند

سرمایه ی مرد مانند یک رود است و زن باید مانند یک رودبند این سرمایه را نگهداری کند

(این داستانزد پندی است به تازه عروسها تا ارزش سرمایه های زندگی خود را بدانند)

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • سندی درباره شیوه حمله اعراب به ایران
    این سنگ ها و رد پاهایی که در بعضی شهرهای ایران هست و میگویند جای پای امام علی یا دیگر امامان هست برای اینه که مردم ایران علاقه داشتن به امامان وگرنه طبق گفته ی علمای دین امام علی و فرزندانشون در جنگ با ایران حضور نداشتند. فراموشم نکنیم که وقتی خسروپرویز و حتی خود یزدگرد سوم اجازه ورود دین اسلام به ایران رو به صورت مسالمت امیز نمیدن و خسروپرویز تازه دستور بازداشت پیغمبر رو هم میده بلاخره باید این سد برداشته بشه تا مردم ایران با دین اسلام اشنا بشن . یک چیزی مثل ازادی بیان امروزی مثلا فرض کنید دول... نمایش / پاسخ
    فرستنده : مهرشاد آریانفر


Your SEO optimized title