میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
پیشنهاد ویژه

آی آذربایجانم

آذر تابان و رخشان

ای کهن مُلک دلیران

قلعه‌هایت سرفراز و

قله‌هایت آسمان‌سا

دشت‌ها و دره‌هایت

پُر فروغ و سبز و زیبا

چشمه‌هایت گرم و جوشان

رودهایت تا جهان بر جا، خروشان

می کشد پَر، مرغ جانم

سوی آن آذر گسشب سربلندت

سر نهم بر خاک و آن گه

رو کنم بی تاب

بر دریاچه پاک و سپندت

بینمش از دور و

فریاد از دل خونین برآرم

آنچه بیند دیده غمدیده‌ام، باور ندارم .

گویم ای دریاچه آزرده در خود شکسته

زخم جادوی کدامین دیو بر قلبت نشسته !

یا کدامین فتنه چون زنجیر بر پای تو بسته ؟

آه! ای دریاچه زیبای تنها!

ای «کبودان»، مر تو را مزدا اهورا آفریده!

از چه این سان ناروا بر پیکر پاکت رسیده؟

تو همان دریاچه ژرفی

که آغوش تو شد گهوار زرتشت سپنتا

تو «چیچست» نامداری

یا که «خنجستی»

که در شهنامه خواندت «پیر دانا»

ای به سینه کرده پنهان

گنج رازآلود دوران

رمز آن استوره‌ها بر من تو بگشا

باز گو با من حدیث آن نماد آرمانی

از شه کیخسرو و اندیشه‌های خسروانی

باز گو از خون پاک بیگناهی چون سیاوش

از پلشتی‌های توران شاه، آن خون‌ریز سرکش

لیک ای تنهای زیبا،

نیک می دانم که اکنون ناامید و ناتوانی

تشنه کامی بی هیاهو، چون حبابی نیمه جانی

نیک می دانم که اکنون نوبت یاری رسیده

بهر درمان غم تو، گاه غم‌خواری رسیده

باید اکنون از دل و جان، با سپاه غم ستیزم

دست اندر دست یاران، رودهای پر توان را

همچو خون زندگانی، در رگ خشک تو ریزم

تا بیابی بار دیگر، ژرفی و پویندگی را

سر کنی با شادمانی، نغمه‌های زندگی را

تا که آواز تو پیچد، در طنین گرم باران

گسترانی سینه خود، شادی دل‌های یاران

تا تو را گویم:

"یاشاسین" گنج بی انباز ایران

نور چشم سرزمینم، ساز خوش آواز ایران

11 شهریور ماه 1390خورشیدی - هما ارژنگی

  • بازدید: 1654
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.



Your SEO optimized title