میهن نما
میهن نما
گفتاورد

شادروان احمد اقتداری

فرزندانم اصرار دارند که بیایید تا ما در سال‌های کهولت، نگهدار شما باشیم ولی من نمی‌روم. معتقدم ایرانی باید در ایران بماند و با خوب و بدش بسازد. کما اینکه مرا از لس‌آنجلس و ژاپن برای استادی خواستند اما نرفتم و ماندم . بدانید که ایران می‌ماند و نمی‌میرد. مثل ققنوس است. ممکن است چون خاکستر شود اما دوباره سر برمی‌آورد و زنده می‌شود. ایران دوره‌های سخت چون حمله اسکندر و مغول و در دوران معاصر روس و عراق، به خود زیاد دیده است.

شادروان احمد اقتداری

کاربردی
پیشنهاد ویژه

مرحوم سید حسن تقی زاده در سخنرانی مشروطیت خود،در جشن مهرگان،از روستاییان قفقاز داستان عجیبی نقل می کند:"وقتی من ناچار شدم از ایران به قفقاز مهاجرت کنم در آنجا یک روز در حوالی "ونند" رفتم تا روستای پدری خود را ببینم.(...سنه 1315) من از تبریز به قفقاز رفتم در سه روز به جلفا رسیدم.روز آخر در قریه "سوجا" نزدیک به معبر جلفا ،بیتوته کردم که فردا صبح به رود ارس وارد بشویم.

ارس

در آنجا از دهاتی ها که در قهوه خانه جمع بودند این حکایت را که یکی از آنها نقل کرد شنیدم که گفت: روزی به قریه مجاورساحل روسی ارس به نام "یاجی" رفته بود. آنجا در میدانی جلو مسجد دید که جمعی از پیرمردان قریه نشسته و صحبت می کنند و درخت های چنار کاشته آبیاری می کردند و هر روز صبح مراقبت به آنها میکردند.پس به آن پیرمردها گفت: عمو شما که سن زیاد دارید،فایده صرف اوقات برای نهال چنار که سالیان دراز برای رشد آن لازم است چیست؟ چون این را گفت پیران گریه کردند و گفتند: تنها آرزوی ما در زندگی آن است که این درخت بزرگ شود و اینجا باز ملک ایران شود.و مامورین مالیه ایران برای جمع آوری مالیات اینجا بیایند و ما قادر به ادای مالیات نباشیم و پاهای ما را به این چنارها بسته چوب بزنند! آری برای دریافت مالیات عقب افتاده ی هشتاد ساله ای که نداده ایم ما را به تنه این درختان ببندند.و پشت سر هم تازیانه بزنند و هی به فارسی بگویند: پدر سوخته ها زود باشید مالیات عقب افتاده را حاضر کنید و ما در حالیکه شانه هایمان از تازیانه سیاه باشد هی به ترکی فریاد زنیم: بخدا نداریم-والله نداریم-بالله نداریم."

خوش آن که،اندر کوی او،من نالم،او خنجر زند

من ناله دیگر کنم،او خنجر دیگر زند

............................................

باستانی پاریزی – حماسه ی کویر

  • بازدید: 2121
 

دیدگاه ها 

 
+2 #1 تهمینه 07 اسفند 1393 ساعت 21:33
منظورشون این بود که دلشون می خواست هنوز ایرانی باشند حتی به قیمت تازیانه خوردن؟!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #2 علي تبريزي 07 اسفند 1393 ساعت 21:42
اهل دل باشي ، با خواندن اين قصه ي راست حتما از فراق ديار و يار گريه مي تواني كرد. گريه كن هموطن در هجر اران . گريه كن. اگر چه شايد روز وصل برسد روزي ...
پاينده ايران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #3 فرزند ایران 09 اسفند 1393 ساعت 09:18
گفتاورد تهمینه:
منظورشون این بود که دلشون می خواست هنوز ایرانی باشند حتی به قیمت تازیانه خوردن؟!


آری هم میهن
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست ایران امروز آرزوی مردمان قفقاز درباره ی ایران
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

هر گلي زدي به سر خودت زدي

هر کاری کنی برای خودت کردی و سود و زیانش با خودت است

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • نبرد شاپور ذوالاکتاف با عربان
    شاهپور واجد شرایط جوانمردانه بوده است در هنگام فتح دو شهر مستحکم روم ، عده ای از زنان را اسیر نموده به نزد وی آوردند ، در بین آنها زنی زیبا دیده شد ، که زوجه کرو گاسیوس مستشار رومی بود . و از ترس این که مبادا فاتحین به وی دست درازی کنند بر خود می لرزید شاه وی راطلبید و به وی وعده داد که به زودی شوهر خود را خواهد دید و کسی به شرف وی لطمه ای وارد نخواهد ساخت . شاهپور زوجه و تمام خویشان کرو گاسیوس را به وی مسترد داشت نمایش / پاسخ
    فرستنده : ارشیا


Your SEO optimized title