گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

http://www.mehremihan.ir/images/stories/f7/karimkhan-zand.jpg

این فرنگیان همچنان که هندوستان را به مکر و خدعه و تزویر و نیرنگ مسخر کردند، میخواهند ایران را نیز مالک و متصرف شوند اگر فکر می نمایید که فرنگی صاحب حسن سلوک است، بدانید چنانچه بر ایران غالب و مسلط گردد، شما صاحب مناصب عالیه نخواهید بود. آنان همه شما را می کشند و احدی از شما را زنده نخواهندگذاشت ... اگر العیاذبالله، فرنگی ایران را مالک شود، برای اینکه خاطرش کاملا جمع شود، اسلام را بر می اندازد و بزرگان ایران را خوار و ذلیل می سازد.

کریم خان زند

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

ظاهراً اهواز در دوران پيش از اسلام شهر آباد و رشد يافته‌اي بوده كه يا با شهر Aginis ي كه جغرافي‌نگاران يوناني بدان اشاره كرده‌اند مطابق بوده و يا با شهر Tareiana اي كه در اسناد هخامنشي مورد اشاره قرار گرفته و جاده‌ي شاهي شوش به تخت جمشيد و مركز فارس، از آن جا و از روي پلي از قايق‌ها كه بر روي رود كارون تعبيه شده بود، مي‌گذشته است. يكي از فرمان‌دهان اسكندر به نام نئارخوس در پايان سفر دريايي حماسي خود از هند به انتهاي خليج فارس، ناوگان‌اش را بدين شهر رانده بود.
نام اهواز (جمعِ مكسر ”هوز“) به نام «خوزي» (در منابع يوناني ouxioi؛ در متون هخامنشي huja = ايلام)، كه مردمان اصلي اين ايالت بودند و نام خود را نيز بدين ايالت بخشيده‌اند (خوزستان) باز مي‌گردد. ظاهراً زبان اختصاصي اين مردم تا زمان ساسانيان بر جاي بوده است.
جغرافي‌نگاران تازي درباره‌ي نام اصلي اين شهر دچار آشفتگي‌اند. به نظر مي‌رسد كه بنيان‌گذار دودمان ساساني، اردشير يكم، اين شهر را بازسازي كرد و آن را Hormoz-Ardashir بازناميد، نامي كه در منابع عربي به صورت‌هاي گوناگوني ظاهر مي‌شود. به نوشته‌ي مقدسي اين پسر شاه، شاپور يكم بود كه شهر را در دو سوي رود كارون بنا كرد، اما شاپور نام خدا را بر آن نهاد و ارشير نام خود را. آن دو نام بعداً زير نام هرمز-اردشير يكي شدند، و به صورت «داراواشير» مخفف شد. در جاهاي ديگر، فردي اين شهر را مركزي تجاري، هوجستان- واچار (بازار خوزستان) خوانده، و ديگري آن را مقر فرمان‌دار و اشراف، و با شكل مخفف Hormoshir. هرمشير در ضمن تهاجمات عرب در سده‌ي ا ق./ 7 م. ويران شد، اما نام «هوجستان واچار» را اعراب به صورت «سوق الاهواز» ترجمه كردند. پ. شوارتز حدس زده است كه توضيحات و تعبيرات گوناگون موجود در منابع، تلاش‌هايي هستند براي توجيه عقلاني نام عمومي و رايج هرمشير. در منابع سرياني مسيحي اين منطقه، بر اساس نام خوزي، «بيث هوزايه» خوانده شده و از خود شهر اهواز با عنوان يك اسقف نشين، زير نام‌هاي Hormozd Ardashir يا Hormezdshir ياد شده است.
آن گاه كه اعراب، پس از تاخت و تاز در عراق، خوزستان را در اواخر دهه‌ي 630 م. تاراج كردند، فرمان‌ده اعراب عتبت بن غزوان نيمه‌ي اداري شهر اهواز را ويران كرد، اما نيمه‌ي تجاري آن را باقي نگاه داشت. فرمان‌ده سپاه ايران، هرمزان، از اهواز به شوشتر عقب نشيني كرد و پس از محاصره‌اي طولاني، در 21 ق./ 42-641 م. تسليم سربازان عُمر شد. بعدها در همين سده، منطقه‌ي پيرامون اهواز صحنه‌ي عملياتي شد كه عثمان بن عبيدالله بن معمر عليه اعضاي فرقه‌ي خارجي رهبري كرده بود، شد. جغرافي‌نگاران ذكر كرده‌اند كه شهر اهواز در طي شورش «زَنج» در اواخر سده‌ي 3 ق./ 9 م.، كه عراق فرودست و خوزستان را فراگرفته بود، به سختي آسيب ديد. مقدسي اشاره مي‌كند كه شهر به سبب تصرف آن به دست فردي نقاب پوش (المبرقع)، كه رهبر شورشيان بود، ويران گرديد، و طبري در ذيل وقايع 261 ق./ 75-874 م. گزارش مي‌كند كه «زنج» اهواز را تصرف و تاراج كرد، مردم را به اسارت گرفت و خانه‌ها را آتش زد.*

دانشنامه ایرانیکا -داریوش کیانی

  • بازدید: 3640
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست سرزمین ایران پیشینه ی اهواز
داستانزد ایرانی

با یک گل بهار نمی آيد

تنها با یک کار نیک نمی توان کسی را نیکوکار بحساب آورد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


پیشینه ی اهواز