گفتگو و پرسش و پاسخ
گفتاورد

دولتشاه سمرقندی

اکابر و افاضل متفق اند که شاعری در مدت روزگار اسلام مثل فردوسی از کتم عدم پای به معموره وجود ننهاده و الحق داد سخنوری و فصاحت داده و شاهد عدل بر صدق این دعوی کتاب شاهنامه اوست که در این پانصد سال گذشته از شاعران و فصیحان روزگار هیچ آفریده را یارای جواب شاهنامه نبوده و این حالت از شاعران هیچکس را مسلم نیست و این عنایت خداوندگار فردوسی بود .

دولتشاه سمرقندی

تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه
پذیرش آگهی

روزي شاه عباس به تماشاي خزينه جواهرات سلطنتي رفته بود . شاعري که شاني تخلص مي كرد، قصيده اي با اين مطلع در مدح شاه عباس خواند :
اگر دشمن خورده باده و گر دوست
به طاق ابروي مردانه اوست!
شاه عباس خيلي خوشش آمد و دستور داد مقدار قابل توجهي زر مسكوك به او صله دادند .
شاعر ديگري به محض شنيدن حاتم بخشي شاه عباس ، مديحه اي سراپا چاپلوسي ساخت و به حضور شه عباس كه تصادفا در اصطبل همايوني بود ، شتافت و شعرش را خواند .
شاه امر كرد : سه مقابل وزن اين مرد به او سرگين اسب بدهند!
شاعر عرض كرد : قربانت شوم . چرا شاني را زر مسكوك و مرا سرگين اسب ؟!
شاه عباس پاسخ داد : « اين توفير (خزينه) و (طويله) است و الا شما را فرقي نمي گذارم .
برگرفته از : پایگاه یاد یار - كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

  • بازدید: 2182
 

دیدگاه خود را بنویسید



برگ نخست داستان داستان های کوتاه داستان شاه عباس و شاعر
داستانزد ایرانی

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

چیزی که آشکار و مشخص است نیازی به گفتن و بیان کردن ندارد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


داستان شاه عباس و شاعر