میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

ايرج نعيمايي

--------------------------------------
چاشني عشق و غيرت

درباره تاريخ منظومه خواني مطلب دقيقي در دست نيست و با آنچه كه مسلم است منظومه خواني از پيش از اسلام در ايران رواج داشته است . چرا كه اصولا ً يكي از راههاي انتقال فرهنگ ازگذشته به آينده و از نسلي به نسلي همواره بوسيله افرادي صورت ميگرفته است كه بصورت نثر ونظم منظومه خواني ميكردهاند.
برخي از اين افراد روايتهاي خود را برگرفته از متون و براساس روايتهاي منقول شده نقالي ميكردند و برخي ديگر صرفاً براساس روايات شفاهي و سينه به سينه داستان ،حكايات و منظومهها را بيان ميكردند.
ساخت ،انتقال و حفظ وگسترش اساطير نيز مديون همين نقاليها و منظومه خواني ها است. از بعد از اسلام ودر ابتداي شكلگيري زبان فارسي به شكل كنوني اولين منظومهاي كه بوجود آمد شاهنامه بود كه خود بر اساس منظومه هاي كوچكتر و پراكنده وجود داشته است و بصورت شفاهي در جامعه آن زمان رواج داشته است و اين بدين معني است كه منظومه فرهنگ ايران از سابقه ديرينهاي برخوردار است . به همين جهت اولين حركت براي ثبت هويت و حيثيت ملي و براي حفظ بقاي فرهنگ و زبان ايران بوسيله حكيم بزرگي چون فردوسي به نظم در ميآيد. البته اينجا اين سئوال پيش ميآيد چرا فردوسي كه جامع علوم و حكيم فرزانه دوران خود است هيچگاه به علوم رايج مثل رياضي و علوم تجربي نميپردازد بلكه به ثبت منظومه هايي ميپردازد كه اساطيري است . او ميتوانست مثل بيروني، شهيد بلخي و ديگر دانشمندان آن دوران ،علوم ديگري را در قالب زبان پارسي كند ولي او موضوعي را انتخاب كرد كه ريشه در اعماق و تفكر ايراني دارد. پاسخ اين سئوال نيز در تمام سطور شاهنامه مستتر است چرا كه فردوسي بارها و بارها در شاهنامه تأكيد ميكند كه فقط به حفظ و ماندگاري اساطير افسانه هاي كهن مي انديشد كه از ايران باستان باقي مانده است.
پس منظومهها به تعبيري سبب پيدايش اساطير و قصه هاي عاشقانه و حماسي ميشوند. اصولاً در تمام منظومه ها براي انتقال صفات حميده وحسنه و به خاطر جلوگيري از صفات سيئه و زشت و بيان هر دو حالت به حد ممكن افراط و تفريط شده است . به همين جهت است كه داستانها در منظومه به سرعت به سمت اساطير نزديك شده و دور از واقع مينمايد.
پس اگر منظومه خواني گاه مترادف با شاهنامه خواني است به اين جهت است كه شاهنامه بخش عظيمي از هويت فرهنگي ـ ملي را شامل ميشود و چون امكانات انتقال آموزش به اشكال ديگري كه در جامعه كنوني رواج دارد موجود نبود ـ مثل محدوديت اسباب كتاب و نبود رسانه هاي ديگرـ به ناچار معاني و مفاهيم و فرهنگ وهنر بوسيله نقالي بصورت منظومه يا منظومه خواني رواج پيدا كرده و اين نحوه انتقال بخصوص براي ساختار فرهنگ عمومي جوامع بسيار موثر واقع ميشد. بنابراين به نظر ميرسد منظومهخواني رواج پيدا كرده و اين نحوه انتقال بخصوص براي ساختار فرهنگ عمومي جوامع بسيار مؤثر واقع ميشد. بنابراين به نظر ميرسد منظومهخواني از ويژگيهاي فرهنگ آريايي است . البته منظومهخواني كمابيش در ديگر فرهنگهاي تمدن كهن نيز وجود داشته است،ليكن در فرهنگ آريايي به دليل پيوند اساطير از تقدس و توجه خاصي برخوردار بوده است. رابطه بين منظومهخواني و موسيقي نيز از جهت نسب و درج عامه وخاص همين وجه است. يعني بعضي از نمونه هاي موسيقي منظوماند و بعضي نيستند. همچنين بعضي از منظومه ها همراه موسيقي و بعضي مستقل از موسيقي اجرا ميشوند. ولي اغلب منظومه ها همواره همراه با موسيقي اجرا ميشد. به ويژه پس از اسلام ما شواهد بسياري داريم كه اينگونه بوده است. همواره انسان براي زيبايي بيان و اهميت موضوع و عظمت قصهها از بيان عادي وقايع دوري جسته و سعي كرده است از هر يك از اشكال هنري براي بيان مطالب و معتقدات خويش استفاده كند. چه مطالبي كه در حوزه حركت شكل ميگرفته است مثل قصه، داستان، شعر، نثر و نظم ، چه مطالبيكه در حوزه حركت شكل ميگرفته است مثل رقص اعم از آييني و غيرآييني ،چه مطالبي كه در حوزه تجسمي شكل ميگرفته مثل مجسمه ،شيشه ،گچ و … و چه مطالبي كه در حوزه موسيقي شكل مييافتهاند اعم از ساز و آواز . بخصوص در مواردي كه بشر از توصيف و بيان مطالب در قالبهاي ادب و رقص باز ميماند به موسيقي پناه ميبرد كه دقيقتر و لطيفتر از باقي هنرها است.

  • بازدید: 1316
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست پژوهش منظومه خواني از ديروز تا امروز
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

ز گهواره تا گور دانش بجوی

انسان از زمان زایش تا مرگ باید همواره در پی دانش اندوزی باشد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title