میهن نما
میهن نما
گفتاورد

استاد غلامحسین یوسفی

کسی که ملت و مملکت خود را بحقیقت بشناسد، آنرا آگاهانه دوست خواهد داشت و هیچ انگیزه ای موجب نخواهد شد این پیوند در وجود او سستی گیرد. برعکس آنکه با مردم این مرز و بوم و روح و فکر آنها و فرهنگ ایران آشنا و بدان دل بسته نیست به اندک چیزی فریفته می شود و از ملت و وطن خود می گسلد . نمونه  آن را در بر خی از جوانان ما می توان یافت که خود را بدان راضی کرده اند که در کشوری دیگر ، شغلی دارند و خانه و اتوموبیلی و همسری غالبا بیگانه ، غافل از آنکه اگر تا پایان عمر هم در آن سرزمین خدمت کنند مردم آن دیار هرگز آنان را در خود جذب نخواهند کرد و از خودشان نخواهند شمرد . نتیجه آن که از خانه مانده اند و از بیگانه رانده.

شادروان استاد غلامحسین یوسفی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
پژوهش ها هدف های سره گویی و سره نویسی
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

میر جلال الدین کزازی

از هدف‎هاي سره‎گويي و سره‎نويسي اين است كه از زيان‎هايي كه واژگان بيگانه به ساختار آوايي و گوش‏نواز زبان و هم‎چنين رسايي، پختگي و استواري آن وارد مي‎كنند، جلوگيري مي‎كنند، جلوگيري كنيم. اين كه زبان پارسي نمي‎‎بايد «وام‎واژه‎ها» را راه دهد، ديدگاهي دانش‎ورانه و بر پايهٌٌ‏ي‎ برهان‎هاي زبان شناختي است.

 

زبان پارسي بسيار پيشرفته است. زباني است بسيار پويا. از ديد زبان شناسي تاريخي، پيش‏رفته‎ترين زبان كنوني است. اين از آن‏جاست كه زبان، آينه‏ي فرهنگ است. فرهنگي كه پوياست، زباني هم سنگ و هم ساز با خويش را پديد مي‎آورد. فرهنگ ايراني چون فرهنگي پويا و پيشتاز است، زبان پارسي هماهنگ با آن بسيار دگرگون شده و پيش‏رفت كرده است. زبان پارسي امروز، ساختاري دارد كه با بسياري از ديگر زبان‎هاي جهان، هم روزگار نيست. به سخن ديگر، آن زبان‎ها از ديد كاربرد‎هاي سرشتين و بنيادين، در روزگاران و ساختارهايي مانده‎اند كه ديري است، زبان پارسي از آن‌ها گذشته است. ديگر زبان‎هاي جهان با پارسي دري يا همان پارسي نو، هم روزگار نيستند. براي نمونه با پارسي ميانه سنجيدني‎اند، حتي با پارسي‎باستان.

اگر زبان پارسي كه بسيار پيش‎رفته است، از زبان‎ها كه در سنجش با آن، هنوز كهن مانده‎اند، واژه بستاند، برخود زيان زده است. اين واژه‎ها با ساختار، هنجار‎ها و رفتار‎هاي زبان پارسي سازگار نيستند. از اين روي آن‌ها، گزند مي‎رسانند و برمي‎آشوبند. بدان ماند كه شما پاره‎اي از پلاس يا بورياي ستبر درشت را بر پرنياني نغز و رخشان بپيونديد و بدوزيد. پيداست كه اين دو با يكديگر، سخت ناسازند.

نخستين و آشكارترين زيان و گزندي كه زبان‎هاي بيگانه به زبان پارسي مي‎زنند آن است كه به رفتار آهنگين ‌وخنيايي و هموار و گوش نواز اين زبان لطمه مي‏زند. واژه‎هاي ايراني هنگامي كه از روزگاران باستان ميانه به روزگار نو رسيده‎اند، واژه‎هاي پارسي شده‎اند (پارسي دري)، از ديد ساختار آوايي، سوده و ساده و نرم و هموار گرديده‎اند. براي نمونه، يك واژه درشتناك گران اوستايي مانند خورنه [khoarnah] در پارسي شده است فر [far]. از ديد آوايي به فرجام خود رسيده‎ است؛ يعني واژه‎اي مانند «فر» بيش از اين سوده و كوتاه نمي‎تواند بشود.

اما واژه‎هايي را كه از زبان‎هاي ديگر مي‎ستانيم، مي‎توانند واژه‎هاي درشت و گران و ناهموار باشند كه آن ساختار دلاويز آوايي را از ميان مي‏برد. اما خواست سره‎نويسان بازگشت به زبان زمان روزگار فردوسي نيست؛ اگر نوشته‎ها و سروده‎هاي پارسي گرايانه امروز، به زبان فردوسي مي‎ماند، از آن روي نيست كه آن نويسنده يا سراينده، آن زبان را به كار مي‎گيرد يا مي‎خواهد به شيوه‎ فردوسي بسرايد. از آن‏جاست كه زبان پارسي بدان سان كه استاد توس يا سعدي به كار گرفته است، از ديدي ديگر، نزديك‎ترين زبان، به زبان سرشتين پارسي است. هنگامي كه ما مي‎كوشيم به اين زبان برسيم، خواه ناخواه، آن چه به دست مي‎آوريم، نزديك فردوسي خواهد بود.

بي‎نيازي زبان پارسي از واژه‎هاي بيگانه

زبان پارسي، زباني است توانمند و بي‎نياز، اگر گاهي به « وام واژه‎ها» نياز دارد، اين نياز در همان مرز و اندازه‎اي است كه هر زبان مي‏تواند داشته باشد. و حتي بسيار كمتر از بسياري از ديگر زبان‎ها، نيازمند «وام‎واژه‎ها»ست.

اين توانمندي در زبان پارسي برمي‎گردد به سامانه و دستگاه واژه‎سازي در اين زبان كه بسيار نيرومند و كارآمد و آفرينش گرانه است و حتي بي‎كرانه است و به مي‎توانيم، بي شماره در پارسي واژه بسازيم. زبان پارسي مانند بسياري از زبان‎هاي جهان، كالبدينه نيست؛ بدين‎سان كه پيمانه‎ها و ريخت‎هاي از پيش نهاده‎اي براي واژه‎سازي در اين زبان نمي‎بينيم. زبان پارسي بسيار نرمش‎پذير است و به موم مي‎ماند ] از اين رو [، خود را با توان زباني كاربر خويش دمساز مي‎گرداند.

هر چه مايه و توان و دانش شما در زبان پارسي بيشٌ‏تر باشد، اين زبان را آسان‎تر و «مايه‎ورتر» مي‎توانيد به كار بگيريد. براي همين است كه اين زبان در جهان، سخن سرود شعر شده است. براي آن كه سخنور مي‎تواند آن چه را در درون او مي‎گذرد، به ياري اين زبان روشن‎تر و رساتر باز گويد. او زبان پارسي را بيش از هر زبان ديگر مي‎تواند از آن خود كندو مي‎تواند زباني ويژه و شيوه شناختي در پارسي خود بيابيد.


براي نمونه، يكي از واژه‎هاي بسيار آشنا در زبان پارسي، واژه «دست» است. با اين واژه مي‎توان ده‎ها واژه ساخت. گذشته از آن واژه‎ها كه ديگران پيش از اين، از اين واژه‎ ساخته‎اند. بسنده است كه اين واژه‎ را با واژه ديگر بپيونديد تا واژه‎اي نو، به دست آيد : فرادست، فرودست، زبردست، بالادست، پايين‎دست، دستاويز، دستبند، دستگيره و ... حتي مي‎توانيم فرهنگي خرد از واژگاني را كه تا كنون با اين واژه ساخته شده است فراهم بياوريم.

از اين روي، اين زبان در سرشت و ساختار، زباني تنك مايه نيست كه از برآوردن نياز‎هاي روز ناتوان باشد و بخواهد از « وام واژه‎ها» بهره برد. ناتواني، كم بود و بي‎توشي، از زبان پارسي نيست از كساني است كه اين زبان را به كار مي‎گيرند.

از اين روي مي‎توان از واژگان بيگانه پرهيز كرد. براي واژگاني كه به هر انگيزه‎اي در اين زبان راه جسته است، برابر‎هاي پارسي بيابيم؛ اندك اندك اين واژه‎ها را هم از زبان برانيم؛ و آن واژگان ديگر را، به جاي آن‌ها بنشانيم. ما اگر گاهي اندك نياز داشتيم كه واژه‎اي را از زبان ديگر بستانيم، برآنم كه مي‎توانيم چنين كرد.


  • بازدید: 1982
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 مجید 25 خرداد 1395 ساعت 18:41
درود بر شمااستاد کزازی گرامی.
من خودم چندوخته که گفتن واژه های پارسی را اغازیده ام.نه تنها پارسی سره ونکه سرکی به پهلوی و اوستایی میکشم.ما میتوانیم با سمیکا(ورژن)های کهن زبان پارسی زبان خود را بروز رسانی کنیم. برانمونه:ما به فعل میگیم کارواژه،در زمانیکه ما ((یات)) اوستایی رو داریم و میتونیم باهاش یاتار(فاعل) و یاتیک(مفعول) رو بسازیم و خودرا بینیاز کنیم.زبان پارسی به سمیکاهای دیگر خود نیز نیاز دارد.
امیدوارم فرومایگانو دشمنیاران بکنار روند و زبان پارسی به سره گویی برسد به امبد آنروز .بدرود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خدا خر را شناخت و شاخش نداد

در مورد افرادی گفته می شود  که اگر قدرت داشت باشند امان را از خلق الله می گرفتند

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title