میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آن چنان به ایران علاقه مندم که حتی تمام بهشت را با یک وجب از خاک ایران عوض نمی کنم.

عارف قزوینی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
پژوهش ها سرگردانی ما در وادی ضرب المثل ها - دستمال و به آتش کشیدن قیصریه
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشید !

معنی این ضرب المثل چیست ؟!

این دستمال چیست که بخاطرش همه چیز می سوزد و نابود می شود؟! و این آتش چه نوع آتشی است که قیصریه را طعمه لهیب شعله های نابود کننده خود می کند ؟! فعلاً معنی این ضرب المثل هم مانند بسیاری از ضرب المثل های دیگر « مانند گرگ باران دیده » گُنگ و نامفهوم است ... من فقط نقطه نظرهای خودم را تقدیم می کنم: در معنی ضرب المثل به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش می کشد ـ بخاطر مسائل کوچک، ضررها و خسارات هنگفتی ببار می آورد ـ هیچگونه شکی نیست و کاملاً همین پیام را دارد ولی صحبت اینجاست که این دستمال چیست و قیصریه کجاست ؟ معانی و تفسیر های گوناگونی در مورد دستمال گفته شده است که یکی از آنها نمایشنامه اتللو اثر ویلیام شکسپیر و دستمال دستمونا می باشد که شوهر در اثر بدگوئی دشمن ، به زنش مشکوک و بخاطر یک دستمال ناقابل همسرش را خفه میکند ! به نظر منطقی نمی آید که این دستمال دستمونای نمایشنامه ویلیام شکسپیر بتواند در این ضرب المثل بسیارقدیمی وگسترده ایرانی تکیه کلام عامه مردم شده باشد و جایگاهی در ادبیات و گویش مردم این سرزمین باز کرده باشد ! تفسیر دیگری که در مورد این دستمال گفته شده است این است که در قیصریه ، شاگرد حجره ای به دور از چشم صاحب حجره چند عدد از دستمالهای مغازه را به نامزدش هدیه می کند و بعد از ترس جوابگوئی و اینکه رازش برملا نشود همه دستمالهای حجره را به آتش می کشد که وسعت این آتش سوزی تمام حجره ، قیصریه و بازار را نابود میکند... ولی تمام این حرف و حدیث ها نمی تواند حلقه مفقود شده منظورواقعی دستمال این ضرب المثل را بیان کند. به نظر من هدف این ضرب المثل ، نیشتر به دمل چرکین تعصبات عقل کور کُن خانمانسوز ناموسی و پرداختن به تعبات وخسارات جانی جبران ناپذیری است که از این وادی شوم نصیب بعضی از آدمهای نا آگاه می گردد. در این ضرب المثل ، دستمالهای پارچه ای هیچگونه پیام و نقشی ندارند...منظور از دستمالی ، دست مالی است و قیصریه یا تیمچه یا چهارسو و یا کاروانسرا ویا میدان هم که بخش هائی از بازار ایرانی را تشکیل می دادند معمولاً محل تجمع افراد بیکار و مزاحم بود . پیام به بانوان بود که اگر در راسته بازار و قیصریه و هنگام خرید مورد هتک حرمت اینگونه افراد ناباب قرار گرفتید عاقلانه عمل کنید و در فرهنگ جامعه ای که اینگونه مسائل به اصطلاح بوی خون میدهد ، به هدف نشان دادن مثلاً پاکدامنی با بازگو کردن ماجرا به شوهر متعصب یا برادر متعصب آنهم به صورت اغراق آمیز ، قیصریه را به خون و آتش نکشید .

احمد فتحی (گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 1471
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

پارسال دوست ، امسال آشنا

گونه ای شوخی می باشد که به دوستی گفته می شود که چندی ناپیدا بوده است

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • هر که بامش بیش برفش بیشتر
    معنی این شعررابه طورکامل ارائه می دهم(هرکسی کسی بام کوتاه تری دارد زحمت کمتری می کشداماهرکسی که بام بلندتری دارد زحمت آن زیاداست بایدتلاش بیشتری کند)ممنون نمایش / پاسخ
    فرستنده : حنانه توحیدی
تبلیغات


Your SEO optimized title