میهن نما
میهن نما
گفتاورد

چگونه ممکن است خون ایرانی در رگ های کسی جاری باشد و مداخله اجنبی را در کشور تحمل نماید ؟

دکتر محمد مصدق

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

موازنه بين هنر سعدي و حافظ و مقايسه بين فکر و شعر و شخصيت و جهان بيني اين دو شاعر بزرگ، از دلکش ترين پژوهشهاي هنري- ادبي است که سخن سنجان و ادب شناسان قديم و جديد کمتر به آن پرداخته اند. آنچه تاکنون در اين زمينه انجام گرفته عمق و اهميت چنداني ندارد (مگر بعضي از تحقيقات معدود و محدود، از جمله بحث علي دشتي در فصلي از کتاب نقشي از حافظ – چاپ پنجم، تهران، اميرکبير، بي تا- تحت عنوان «زبان سعدي» – ص 216- 248- و تاثر حافظ از سعدي. نگارش منوچهر مرتضوي – تبريز، شفق 1336). بعضي از کوششها هم، بويژه در انجمنهاي ادبي پنجاه شصت سال اخير، در جانبداري متعصبانه و ترجيح يکي از اين دو غزلسراي گرانمايه بر ديگري بوده است. اين نوع مناقشه هاي سعدي گرايان و حافظ گرايان هنوز به پايان نرسيده ولي از شور و شدتش کاسته شده است. اين نحوه نگرش يکسو نگرانه و طرفگيرانه هرگز عميق نيست و همواره عقيم است. چرا که از سر راست ترين تلقي غافل است. يعني از اين تلقي واقع گرايانه که هنر سعدي و حافظ هيچ يک فراتر يا فروتر از ديگري نيست. اين دو حريف و هماورد و همقدر يک ديگرند. اين دو بزرگترين غزلسرايان زبان فارسي هستند. هر دو در اوج اعتلاء وتلألو. ولي سبک و سليقه هنريشان تفاوتهايي دارد، همچنانکه هماننديهايي دارد.

سعدي استاد مسلّم غزل عاشقانه فارسي است ولي عناصر غير عاشقانه هنري غزلشان به اندازه غزل حافظ نيست. هوشمندي و هنرشناسي حافظ در اين بوده است که بخوبي و بزودي دريافته بوده است که در غزل عاشقانه و حديث مهر و وفا فراتر از سعدي نمي توان رفت. و به جاي محال انديشي و رشک و رقابتهايي که خوشبختانه در نهادش نبوده به راه و روش ديگري رفته است، و به اوج ديگري دست يافته است. اين از خوش ترين بخت ياريهاي تاريخ شعر فارسي است که حافظ با آنکه از شعر و هنر سعدي بسي تأثير برده و نمونه هاي نمايانش خواهد آمد، ولي از سبک و سياق و سليقه وي تقليد نکرده است، و گرنه سعدي واره ي کمرنگي از خود به جاي مي گذاشت.

غزل حافظ به اندازه غزل سعدي طراوت و طربناکي دارد. اگر به اندازه آن سعدي شيريني و شيدايي ندارد، بيش از او شورمندي و شيوايي دارد. به علاوه عناصر و امکانات تازه اي پيدا کرده است. حافظ دو گونه ابتکار دارد، يکي در محتوا و يکي در صورت. ابداع انقلابي حافظ در صورت، همانا شکستن طلسم انسجام سنتي غزل، يعني دستکاري در توالي منطقي و عرفي ابيات و استقلال بخشيدن به هر بيت است. غزل حافظ انسجام و تداوم فکري و حالي غزل سعدي را ندارد، اما بيشتر از غزل سعدي فکرانگيز است. تک نوايي نيست، چند نوايي است.

توجه به اين گسسته واري و به اصطلاح «پاشان» بودن دلپذير غزل حافظ، که قرينه اصل «وحدت در عين کثرت» عرفاني است، سابقه کهن دارد و نگارنده اين سطور در جاي ديگر به آن بيشتر پرداخته و آن را رمز توفيق و طراوت غزل حافظ و متأثر از صورت و ساختمان سوره هاي قرآن مجيد شمرده است که دلايل و فوايد هنري باريک و بغرنجي دارد. ( «قرآن و اسلوب هنري حافظ» در ذهن و زبان حافظ،- چاپ دوم، تهران، نشرنو، 1362). ابداع ديگر حافظ در زمينه محتواست، يعني در غني تر و متنوع تر ساختن مضامين شعري و معاني شاعرانه.

حافظ نه فقط، به قول يکي از ادب شناسان معاصر، غزل عاشقانه سعدي و معاني شاعرانه. حافظ نه فقط، به قول يکي از ادب شناسان معاصر، غزل عاشقانه سعدي را با غزل عارفانه مولانا- يا به تعبير ديگر عاشقانگي غزل سعدي را با عارفانگي غزل مولانا – پيوند زده و ترکيب نويني پديد آورده  ( تحول شعرفارسي. تأليف و نگارش زين العابدين مؤتمن – تهران، حافظ و مصطفوي، تاريخ مقدمه 1339، ص294-)، بلکه درعين حال حرف و حکمت و فکر و ذکر را نيز وارد غزل کرده است. همچنين افق و امکانات کنايي (سمبوليک) شعر را فراتر برده است، يعني غزل را که غرق حال و حماسه و احساس و عاطفه محض بود، بر سر عقل آورده و انديشمندانه تر ساخته است. همين است که غزل او «خود آگاه تر» و غزل سعدي «بيخودانه تر» است. غزل سعدي طبيعي تر و غزل حافظ صناعي تر است.

حافظ غزل را از سراي طبيعت بيرون آورده و به کوي حقيقت گذر داده است. آري استقلال ابيات، يعني همان گسسته بستگي و پاشايي غزل هم، قطع نظر از اين که علت يا معلول اين ابداع اخير بوده باشد، به اين امر مدد رسانده با آن را ممکن ساخته است.

از نظر لفظ و سخنوري نيز اين دو شاعر بزرگ به يکسان فصيح يا بلکه خود معيار فصاحت اند. زبانشناسان بهتر مي دانند که آيا زبان فارسي، يعني زبان شعر، درعصر سعدي پخته تر و پرورده تر بوده است يا در عصر حافظ (چه معلوم نيست صرف پيشرفت زماني، با پيشرفت زباني همراه باشد). گاه احساس مي شود که زبان سعدي ، نظر به يک قرن فاصله، کهن تر مي نمايد و درصد واژگان و تعبيرات عربي اش اندکي بيشتر از حافظ است. با اين همه پاکيزگي و پختگي و آراستگي و پيراستگي زبانشان همانند است. همچنان هر دو  هم-فصاحت اند، از ترانه هر دوشان آب لطف مي چکد.

آري، به اين معناست که نگارنده اين سطور، هم غزل سعدي و هم غزل حافظ را در اوج و اين دو را بزرگترين غزلسرايان تاريخ شعر و غزل فارسي مي داند. هر دو طراز اول و هم طرازند ولي با سبک و سليقه اي متفاوت. آري بر هم امتياز ندارند، از هم امتياز دارند. شک نيست که فضل تقدم از آنِ سعدي است و سعدي بر گردن حافظ حقوق هنري دارد....»

براي فهرست مفصل تضمين ها و اقتباس هاي حافظ از شعر سعدي و همانندي هاي هنر اين دو با يکديگر به دنباله مقاله در منبعي که ياد شد رجوع فرماييد.

آبشخور : حافظ نامه(جلد1)- بهاءالدين خرمشاهي

  • بازدید: 1825
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست پژوهش حق سعدی به گردن حافظ
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

ادب از که آموختی، از بی ادبان!

انسان اگر خرد خود را بکار گیرد حتی از رفتار بی ادبان می تواند ادب را بیاموزد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title