میهن نما
میهن نما
گفتاورد

دکتر صفر عبدالله

منش ایرانی ، زبان پارسی ، نوروز و مهرگان و سده ، عامل مشترک همه ی ایرانی تبارهای جهان از نیمه ی غربی هند تا مناطق کردنشین سوریه است.به رغم لاتین شدن الفبای ترکیه، نزدیک به ربع واژه های زبان این جمهوری ریشه پارسی دارد و تا قرن نوزدهم زبان پارسی در هندوستان و قلمرو عثمانی رایج و رسمی بود و چند امپراتور عثمانی پارسی گو بودند و به پارسی شعر می گفتند. منش ایرانی که در دنیا شاخص است عبارت است از: آزاده بودن، مستعد فراگیری دانش و پیشرفت، دارای هوش سرشار و توان بیش از حد متعارف در اندیشیدن، سخاوت و دست و دل بازی، شرمگین بودن و نجابت. بنابراین تاجیک یعنی ایرانی .

دکتر صفر عبدالله ، دانشمند بزرگ تاجیکستان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 43
بسیار بدبسیار خوب 

نویسنده : مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه نویسندگان مهرمیهن )

پارسه یا پرسپولیس , با شکوهترین و زیباترین شهر ایران باستان و حتا به گفته ی دیرینه شناسان اروپایی باشکوهترین شهر زیر آفتاب در جهان باستان بود .جهانیان در درازای تاریخ همواره این شهر را با نام پرسپولیس خوانده و نوشته اند و هم اکنون هم با همین نام میشناسند . "پرسپولیس"  به زبان یونانی یعنی " شهر پارسیان" .اما در ایران بیشتر ایرانیان این شهر را با نام "تخت جمشید" می شناسند که نادرست است و پیوندی با نام "پارسه" و "پرسپولیس" ندارد.

همانگونه که می دانیم آغاز ساخت شهر پارسه در هنگام هخامنشیان و پادشاهی داریوش بزرگ  بوده است و ادامه ی ساخت آن در زمان جانشینان داریوش انجام گرفت, پس پیوندی با پادشاهی جمشید شاه ندارد چرا که پادشاهی جمشید چند هزار سال پیش از هخامنشیان بوده است . پس این شهر که اگر آن را "تخت" هم بخوانیم نمیتواند از آن جمشید باشد . اما به آن دلیل که ایرانیان جمشید را نماد سازندگی و آبادانی در ایران می دانستند و نوشته های باستانی ایران هم این باور را ثابت می کرد, ایرانیان گمان بردند که این کاخ نیز باید بدست جمشید ساخته شده باشد . و به آن دلیل که پس از فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی بدست سکندر گجستک (ملعون) , بیشتر گنجینه های نوشتاری و داشته های تاریخی ایرانیان نابود گشته بود , نامی از سازندگان این کاخ به گوش ایرانیان نرسید .( شاید این پرسش پیش بیاید که مگر بر نگاره ها و دیوارهای پارسه نام سازندگان آن نیامده بود ؟ پاسخ اینجاست که خوانش گل نوشته ها در همین چند دهه گذشته به گونه ی دقیق و درست انجام شد و پیشتر از آن کسی نتوانسته انان را بدرستی بخواند و به زبان پارسی برگرداند .)
یکی دیگر از دلایل این اشتباه تاریخی را می توان برداشت نادرست ایرانیان از متن های کهن باستانی از جمله شاهنامه فردوسی دانست که در داستان پادشاهی جمشید شاه آشکار گردیده است و میتوان به آن اشاره نمود . پس از آنکه ضحاک به ایران زمین درآمد و آهنگ پادشاهی نمود و به کاخ جمشید اندر شد چنین آمده است :


کی اژدهافش بیامد چو باد ... به ایران زمین تاج بر سر نهاد
سوی تخت جمشید بنهاد روی ... چو انگشتری کرد گیتی بروی


ایرانیان با دیدن این بیت ها دیگر ایمان پیدا کرده بودند که جمشید سازنده ی تخت جمشید ( شهر پارسه) بوده است و در آن حکومت می کرده است, که البته این برداشت نادرست بود و منظور از تخت جمشید در این بیت , تخت پادشاهی جمشید بود که بر روی آن نشسته بود و نه شهر پارسه !

بنابراین بایسته است که در نوشتارها و گفتارهای خود از نام "پارسه" که نام درستین این شهر بزرگ و باشکوه است بهره ببریم و به دیگران نیز گوشزد کنیم که از بکار بردن نام نادرست "تخت جمشید" بپرهیزند .

-----------------------------

در این نوشتار از گفتارهای استاد روانشاد شاپور شهبازی بهره برده ام . روانش جاودان باد .

  • بازدید: 7890
 

دیدگاه ها 

 
+6 #1 احسان 15 بهمن 1393 ساعت 11:30
بسیار عالی است
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+5 #2 وحید 25 فروردین 1394 ساعت 13:55
مرسی واقعا جالب و عالی بود
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #3 سجاد 03 خرداد 1394 ساعت 13:07
منظورتون از پادشاهی جمشید قبل از هخامنشیان بود یعنی چی؟
قبل هخامنشیان مگه ماد ها نبودن؟؟؟!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #4 مهدی زیدآبادی نژاد - گروه نویسندگان مهرمیهن 03 خرداد 1394 ساعت 17:03
گفتاورد سجاد:
منظورتون از پادشاهی جمشید قبل از هخامنشیان بود یعنی چی؟
قبل هخامنشیان مگه ماد ها نبودن؟

هم میهن ارجمند :
درست است که مادها پیش از هخامنشیان فرمانروایی کرده اند اما مادها نخستین فرمانروایان نبوده اند .
دوران پادشاهی جمشید نزدیک به 8000 سال پیش برآورد شده است . یعنی چیزی نزدیک به 5000 سال پیش از هخامنشیان
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #5 پویا 03 آبان 1394 ساعت 01:24
به نظرم تخت جمشید کار معماران ایرانی نبوده، چون معماری اصیل ایرانی معماری خشتی است مانند: چغازنبیل و ارگ بم و... که با آب و هوای ایران سازگار تر بوده و هزینه ساخت کمتری دارد. ولی در کشورهای اروپایی که رطوبت هوا زیاد و نزولات جوی فراوان است، بنای خشتی دوام زیادی ندارد. لذا معماران آنجا برای ساخت بناهای بادوام مجبور به استفاده از سنگ شده اند که دوام زیادی دارد و به همین دلیل پیکره تراشی هم پیشرفت پیدا نمود. که البته آن را هم از مصریان باستان آموخته اند. احتمال زیاد تخت جمشید توسط معمارانی که در جنگ ایران با روم شرقی و یونان، اسیر ایرانیان شده بودند، ساخته شده و به همین دلیل هم توسط اسکندر و یارانش به آتش کشیده شد. چون آن را متعلق به ایرانیان نمی دانستند. لذا بناهای سنگی مانند تخت جمشید مربوط به یک مقطع خاصی از تاریخ ایران یعنی زمان فتوحات می باشند و در قبل و بعد از این بازه زمانی دیگر اثری از این نوع معماری به چشم نمی خورد. و الآن هم به همین دلیل غرب سعی در تبلیغ آن و معرفی اش بعنوان نماد تاریخ و تمدن ایران دارد. چون خود را مالک معنوی آن می داند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #6 ميثم 23 اسفند 1394 ساعت 15:49
هرچه هست و هر نامي كه دارد جلوه جلال ايران ارياييست.پاينده باد ايران و ايراني
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست پژوهش ها چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

کاری که بخوبی آغاز نگردد پایان خوبی نخواهد داشت

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title