میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالرفیع حقیقت

يكي از خصوصیات ممتاز دانشمندان و انديشمندان راستين ايراني، آزاد انديشي و مردم گرایي است. كه نماينده وسعت نظر بي انتها و رهایي يافتن از قيود دست و پاگير محدود مربوط به قبيله و گروه و نژاد و شهر و قوم و مملكت و مكتب و توقف نكردن آنان در مراحل مختلف زندگي فريبنده مادي مي باشد . اين خصيصه ی آموزنده و آموزنده جهاني كه راهنماي سعادت بشري و شيوه ی راستين رسيدن به مدارج عالي كمال معنوي است بدون مطالعه و تفحص و تعمق وسيع وهمه جانبه و همچنين تامل و تهذيب و كوشش و جهش فكري و عملي بي وقفه و بي غرضانه و خالي از تعصب امكان پذير نيست .

عبدالرفیع حقیقت

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

نيما يوشيج در آغاز جواني، سرودن همه‌گونه شعر سنتي را تجربه كرد: قصيده و قطعه و مثنوي و رباعي و حتي غزل در مجموعه‌ آثار او كم نيست. گفته‌اند كه شاعر در سرودن اين‌گونه قالب‌‌ها موفق نبوده و به همين سبب رو به شيوه تازه كرده است و بايد توفيق او را در كارهاي نوآيين وي جست. اين گفته، به ظاهر درست است. نيما در قصيده‌سرايي، از ملك‌الشعراي بهار كم مي‌آورد. در مثنوي و رباعي و قطعه و غزل هم ديگران از او توانا‌ترند. روي هم، سخن‌پرداز و سخن‌ورز نيست. زبان‌آوري نظام بهار يا رسايي و شيوايي كلام ايرج را ندارد. اما يك نكته‌اي مهم در اين ميان از نظر دور مانده است: نحوه تفكر و ماهيت عاطفه‌ نيما با سرشت قالب‌هاي سنتي- فارسي هم‌ساز نيست. چنان جامه‌هايي در خور جان تازه‌انديش او نبوده است. از همين‌روست كه قالب شعر خود را ديگرگونه مي‌كند. آنگاه بر بنياد همان وزن‌هاي عروض گذشتگان، افاعيل و اركان خردشده را مي‌آزمايد و مصراع‌هاي خود را مناسب كلام خويش، بلند و كوتاه مي‌كند و قافيه را به مثابه «زنگ پايان مطلب» به كار مي‌گيرد و شاهكارهايي چون «داستاني نه تازه» (1325)، «اجاق سرد» (1337)، «ري‌را» (1331)، «برف» (1334)، «در پيش كومه‌ام» (1336)، و چندين شعر ديگر مي‌آفريند؛ سروده‌هايي كه او را در مقام يگانه بنياد‌گذار شعر نو آيين فارسي جاودانه مي‌كند.گروهي چنين پنداشته‌اند كه نيما فقط با تغيير در وزن و بلند و كوتاه كردن مصراع‌ها «شعر نو» آفريده است. اين پنداشت نادرست است، زيرا در اين صورت بايد بحر طويل‌ها و مسمط‌ها و مستزادها را هم نمونه‌هايي از شعر نو به شمار آوريم و چه بسيارند آناني كه وزن را شكسته‌اند، اما حتي يك سطر هم كه دربرگيرنده كمترين انديشه يا احساس يا تازگي در زبان يا پايان‌بندي درست شعر باشد، عرضه نكردند- و هنوز هم نمي‌كنند. نيما وزن را از روي تفنن نشكست، نياز درونمايه‌هاي شعرا و به تحول ناگزيرش كرد. به سوداي گشايش خاطر و شوخ‌طبعي، خودش گفته: «كوتاه و بلند شدن مصرع‌ها در شعرهاي من بنا بر هوس و فانتزي نيست. هر كلمه من از روي قاعده دقيق به كلمه ديگر مي‌چسبد.» و افزوده است كه «من به رودخانه شبيه هستم كه از هر كجاي آن لازم باشد بدون سر و صدا مي‌توان آب برداشت.»
او در اين گفتار صادق است و بر هر شاعر موفقي كه پس از وي در ادبيات معاصر ايران تثبيت شده باشد اثر گذاشته است، از آن‌رو كه انديشگي شاعران را از نگرش بر «شيوه كتابي» به سرشت و زمان و عاطفه و زبان ويژه هر فرد برگردانده است. من امروز مي‌دانم كه بايد سخن بگويم، اما نه به زبان منوچهري و سعدي يا حافظ و صائب، بلكه با واژگان هم‌ساز با انديشه خاص خودم.
شكستن تصنعي وزن بسياري از شاعران را از انديشه درست نيما در زمينه‌ بدعت در شعر غافل كرد و به همين سودا، كساني كه از قالب ظاهري او پيروي كردند افزون از شمار شدند. تني چند از شاعران، اما، منظور اصلي نيما را از شكستن وزن و هم‌ساز كردن قالب و درونمايه (صورت و معنا) دريافتند و آثاري جاودانه سرودند.

روزنامه ی شرق

  • بازدید: 1232
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست پژوهش شیوه ی سرایش نیما یوشیج
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

بار کج به منزل نمی رسد

هشداری است در مورد اینکه کار نادرست توفیقی بدنبال ندارد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • نبرد شاپور ذوالاکتاف با عربان
    دو قرن سکوت که قضیه اش مشخصه نویسنده اش خودش هم بعداً گفت این منابع این کتاب معتبر نیست تاریخ طبری نمی دونم چطور بعضیها به تاریخ طبری استناد میکنند طبری نه مورخ بود و نه کتیبه خوان طبری وقتی واقعه شاپور را گفته چند صد سال از اون قضیه گذشته بوده ، بعنی طبری اون قدر از تاریخ اون زمان میدونسته که آدم عادی این دوره میدونه ، شاید هم ماها بیشتر از او به واسطه کتیبه ها و ترقّيِ علم و تاریخ و کتیبه خوانی ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : آزاد
تبلیغات


Your SEO optimized title