میهن نما
میهن نما
گفتاورد

داریوش فرهود

تمدن جهان غرب و به ویژه کشورهای اسلامی، وامدار فرهنگ، اخلاق، ادب و هنر ایران بوده و هست. افراد سرشناسی از خاندان برمکیان و نوبختیان و دیگر ایرانیان، تمامی فرهنگ و ادب غنی ایرانی، اندرزنامه‌ها و پندنامه‌ها را از متون پهلوی به عربی و حتی یونانی ترجمه کردند. مرزهای فرهنگی ایران به مراتب فراتر از مرزهای سیاسی ایران کنونی است و آثار و پیامدهای مطلوب آن،‌ هنوز هم در هند، پاکستان، افغانستان، آسیای میانه، کشورهای عربی خلیج فارس، ترکیه، عراق، سوریه، لبنان و حتی یونان و مصر و امروزه نیز در امریکا، کانادا، استرالیا و کشورهای خاور دور و اروپا دیده می‌شود.

داریوش فرهود ، پزشک دانشمند

کاربردی
پیشنهاد ویژه

طنز و طعن ریشه و صبغه و سابقه درشعر آغازین فارسی دارد و آثار طنزآمیز اوج تعهد، دین داری و مردم دوستی طنزپردازان است. درعصر و دنیایی که عدل و داد، محبت، شکر، رضا و توکل به خداوند جای خود را به ظلم، ستم، بی مهری، سنگ دلی، بدبینی و حق کشی می دهد، جهل و نادانی به جای علم و دانش، قساوت و شقاوت به جای رأفت و شفقت و بی حیایی و بی شرمی جای عفت و پارسایی را می گیرد. در دوره و عصری که دنیاپرستی، حرص، آز، گردآوری مال و بی اعتنایی به دستورات خداوند، تکبر و خودخواهی، به جای زهد و بیم از خداوند و تواضع دل ها را تسخیر می کند. و حزن و محنت و آزرده دلی جای شادی و خوش دلی را می گیرد و تفرقه ونفاق جانشین الفت، هم دلی وشادی می گردد، شاعر ابزاری جز طعن و طنز ندارد تا به عکس العمل بپردازد و رذایل را برملا گرداند و آنان را مورد نکوهش قرار دهد.

با تورقی اجمالی به دیوان اشعار رودکی پدر شعر فارسی به این نکته ظریف خواهیم رسید که او نیز کوشیده است در قالب ابیاتی موزون ومقفی و توأم با طنز و همراه با حکمت حقایقی را درقالب عباراتی ابهام آمیز بیان دارد.

رودکی شاعر بزرگ آغازین قرن چهارم است و آن گونه ذکی و تیزهوش است که در هشت سالگی قرآن را تمام از بردارد صوتی دل نشین و نغز دارد و بر بط زنی ماهر و برجسته است. شعر او از جهت مضامین وسعت و گستردگی فراوان دارد واقعه نگاری، خیال انگیزی، موعظت، نصیحت، عشق و محبت، مدح و نثا و... در بدایع و صنایع به حد کمال دارد او در فنون متنوع شعراستادی برجسته است و سخنان وی درتوانایی تشبیه و قرابت معنا وطبیعت بی قرین است. از غالب اشعار او روح طرب و شادی مشهود است که نماد و نشان گستردگی مال و فراغت بال وی است.

اما آن چه در این مقال و مجال کوتاه مطرح است این که در اشعار او طنزهای حکیمانه و طنزهای تکان دهنده فراوان است. فی المثل رودکی، جهان را خواب کردار می نگرد و بارها در اشعارش در قالب طنز و طعن فریاد می آورد که دنیا ناپایدار است و فریب او را نباید خورد:

این جهان پاک خواب کردار است

آن شناسد که دلش بیدار است

نیکی او به جایگاه بد است

شادی او به جای تیمار است

چه نشینی بدین جهان هموار

که همه کاراونه هموار است

دانش او نه خوب و کارش خوب

زشت کردار و خوب دیدار است

رودکی رفتار جهان را با خود درطنز تلخی که نوعی بث و شکوی است، به نمایش می گذارد:

مرا بسود و فرو ریخت هرچه دندان بود

نبود دندان لا چراغ تابان بود

سپید سیم رده بود و در و مرجان بود

ستاره سحری بود و قطره باران بود

یکی نماند کنون ز آن همه بسود و بریخت

چه نحس بود همانا که نحس کیوان بود

همان که درمان باشد به جای درد شود

و باز دردهمان کز نخست درمان بود

کهن کند به زمانی همان کجا نبود

و نوکند به زمانی همان که خلقان بود

جهان نه تنها با او که با مهتران جهان نیز بی رحمی کرده است و آنان را به بدبختی و شقاوت کشانده است:

مهتران جهان همه مردند

مرگ را سرهمه فرو کردند

زیرخاک اندرون شدند آنان

که همی کوشک ها برآوردند

از هزاران هزارنعمت و ناز

نه به آخر به جز کفن بردند

رودکی با حسن تعلیل زیر طنز تلخی از گذشت عمر و دگرگونی های متنوع و ناپایداری که در آدمیان ایجاد می شود به نمایش می گذارد.

من موی خویش نه از آن می کنم سیاه

تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه

چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند

من موی از مصیبت پیری کنم سیاه

تلخی روزگار آن گاه تلخ تر و غم انگیز تر است که انسان ببیند همه دوستان و یاران ما او را فقط برای خود می خواهند.

جز حادثه هرگز طلبم کس نکند

یک پرسش گرم جز تبم کس نکند

ورجان به لب آیدم به جز مردم چشم

یک قطره آب برلبم کس نکند

افسوس دیگر رودکی این است که از آتش خاکستر زاید و فرزند مرد خردمند، شباهتی به پدرش نداشته باشد:

آی دریغا خردمند را

باشد فرزند و خردمند نی

ور چه ادب دارد و دانش پدر

حاصل میراث به فرزند نی

رودکی دریکی از زیباترین طنزهایش نمازگزاران ریاکار و عوام فریب آن دوران را مخاطب قرار می دهد و می گوید:

روی به محراب نهان چه سود

دل به نجارا و بتان طراز

ایزد ما وسوسه عاشقی

از تو پذیرد، نپذیرد نماز

درپایان باید گفت:خاستگاه و زیرساخت طنز سرآغاز شعر فارسی است و طنز ریشه درشعر و ادب فارسی دارد به گونه ای که با تورق اشعار رودکی پدر شعر فارسی حکیمانه ترین مطالب را در قالب طنز می توان یافت که این امر مؤید این موضوع است. بنابراین طنز با شعر فارسی عجین و در اشعار تمامی شاعران فارسی ساری و جاری است و طنز مولود طنزپردازان درجهت خواری ارزش ها نیست بلکه تلاش روشن گرانه و روشن فکرانه ای است به منظور ایجاد انگیزه و تفکر در مردم بی تفاوت تا بیشتر بیند یشند وبهتر ببینند.

------------------------------

علی خوشه چرخ آرانی  
روزنامه کیهان

  • بازدید: 2874
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست پژوهش طنز در شعرهای رودکی
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

ضامن بهشت و دوزخش نیستم

من وظیفه خودم را به خوبی انجام میدهم وکاری به بد و خوب بعدش ندارم.

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • دریافت کتاب انسان کامل عزیزالدین نسفی
    در ابتدای رساله چهاردهم که مربوط به بیان لوح و قلم و دوات هست دقیقا به تئوری بیگ بنگ اشاره می کنه. کسانی امثال این بزرگوار و همچنین عطار مولوی حافظ خیام و اکثر صوفیان آن دوران به علم کیهانی دست پیدا می کردند و به درجات بالایی از انسانیت می رسیدند که در همین کتاب هم اشاره شده به مراحل رشد انسانیت تا رسیدن به انسان کامل شدن. با تشکر از سایت خوب شما نمایش / پاسخ
    فرستنده : رضا


Your SEO optimized title