میهن نما
میهن نما
گفتاورد

لوريس چکناواريان

من هيچ گاه خودم را از اقليت‌ها نمي‌دانم، هر کس تعريف ايران را بداند بايد قبول کند که هيچ کس اقليت نيست. نسل ما از کوروش بزرگ است و ايران هم اسم يک ملت نيست اسم يک سرزمين است. در تاريخ گاهي جنگ مي‌شود و سرحدات مرزها تغيير مي‌کند اما قرار نيست هويت ما از بين برود، ايران هميشه کشور من بوده است.

لوريس چکناواريان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
کیش و دین نگارش اوستا
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

آبه فرانسوانو(محقق) درمقاله ای كه در مجله تاریخ ادیان (ج95؛1927؛ص199-149) منتشر كرده؛كوشیده است باستناد نوشته هایی ؛كه در باره مشاجرات و مناظرات دینی بین عیسویان و زردشتیان ،از مسیحیان سریانی باقی مانده است،این موضوع را به اثباط برساند،كه متون مقدس مزدیسنان تا اواسط قرن هفتم میلادی سینه به سینه حفظ میشده ،و زردشتیان تا سالهای آخر سلطنت ساسانیان كتب مذهبی مدون نداشته اند.

آنگاه در اواخر دوره ساسانی چون موبدان زردشتی بیم آن را داشته اند،كه روایات و سنن كهن مذهبی آنان در معرض تباهی و فراموشی قرار گیرد،و نیز خواسته اند پیروان خود را از مزایایی كه اسلام برای اهل كتاب قائل بود،برخوردار كنند،به تدوین اوستای ساسانی پرداخته اند.

سپس نوفرضیه خود را چنین ادامه می دهد:راست است،كه لفظ اوستا در قرن ششم و شاید در قرن ششم میلادی معمول و متداول بوده است،ولی معنای این كلمه در آن زمان بطور ساده عبارت بوده از قانونی،كه به صورت روایات شفاهی،سینه به سینه حفظ شود.

و بعدها در قرن هشتم میلادی الفبای اوستایی را اختراع و متونی را كه در حدود سال 634 میلادی جمع آوری و به خط پهلوی نوشته شده بودند به این الفبای جدید نقل كرده اند.

دعوی آبه نو در اساس مبتنی بر آن است كه در كتب سریانی كه اطلاعاتی راجع بروابط و مناسبات زردشتیان و مسیحیان در عهد ساسانی بدست می دهند،(حتی درروایاتی كه موضوع آن مناظرات و مشاجرات بین پیروان این دو دین است،ودر طی آنها مسیحیان به كرات به كتب مقدس خویش استناد می كنند)هرگز اشاره ای به كتب یا نوشته های مذهبی زردشتیان نشده،و فقط سخن از" تلاوت و زمزمه" ادعیه و "احكام دینی " در میان است و نیز به كرات عادت مزدیسنان را به از بركردن رویات مذهبی خود ذكر كرده اند.معذلك از آنچه گذشت،به هیچوجه نمیتوان نتایجی چنین كلی و وسیع گرفت بی شبهه این مطلب صحیح است كه مغان آن قسمتهایی از اوستا را كه در عبادات و مراسم مذهبی به كار می بردند از بر می كردند؛ولی علت آن این بود كه تاثیر اعمال و مراسم مذهبی با رعایت كمال صحت ودقت در تلاوت بستگی تام داشت.

از این گذشته متون اوستایی با كتب مقدس مسیحیان تفاوت كلی و اساسی دارد،واز قراین میتوان حدس زد كه مولفان مسیحی كه در مناظرات و مشاجرات خود تعصب بی اندازه نشان داده اند،عمدا از اشاره به كتب مقدس مزدیسنان اجتناب ورزیده اند تا خوانندگان مسیحی متوجه این نكته نشوند كه دشمنان مذهبی آنها نیز دارای كتب دینی مدون بوده اند.

بنابراین نظریه آبه نو فاقد اساس و مبنای صحیح و قبول آن غیر ممكن است.اگر متون كتبی زردشتی قبل از سلطنت یزدگرد سوم آخرین شاهنشاه ساسانی وجود نداشت و مقصود فقط این بود كه با شتابزدگی كتاب مقدسی فراهم كنند تا اعراب مزدیسنان را در زمره "اهل كتاب" بشمار آورند،موبدان به تدوین ادعیه و اوراد مراسم مذهبی و عبادات قناعت ورزیده و رنج نگارش مباحث مفصلی مشتمل بر علوم طبیعی و جغرافیا وامور حقوقی وفقهی و غیره  را كه موجب تفصیل اوستای ساسانیست به خود هموار نمیكردند.

از این گذشته چگونه می توان باور كرد كه درطی چند سالی كه ایران برای حیات و ممات خود با تازیان می جنگید موبدان موفق به گردآوردن21 نسك اوستا و تدوین آن به الفبای پهلوی شده باشند؛یعنی كتابی كه طبق حساب وست دارای 700/345 كلمه بوده است و سپس در طی قرنی كه دچار تضییقات مادی و معنوی اعراب فاتح بودند و هر روز به گوشه ای رانده می شدند و از نفرت و قدرت آنان كاسته می شد،و پیروان آنها دین كهن خودرا رها می كرند فرصت اختراع الفبای جدیدی را كه امروز به الفبای اوستایی مشهور است و نتیجه مطالعه دقیق و عالمانه فونتیك و اصوات زبان مقدس می باشد؛و آنگاه 21نسك اوستا را به این الفبای جدید نقل كرده باشند!؟ و نیز با این اوضاع و احوال چگونه ممكن بود بتوانند در قرن بعد به ترجمه و تفسیر كلمه نسك ها به زبان پهلوی بپردازند كه به حساب وست بیش از دو میلیون كلمه داشت و آنوقت از این ترجمه در قرن نهم میلادی ، هنگامی كه مولفان دینكرد خلاصه اوستای ساسانی را در كتاب خود می آورند قسمت هایی مفقود شده بود!

در بین مطالبی كه به آنو از متون سریانی نقل كرده است فقط در یك عبارت آنهم طبق ترجمه خود او صریحا گفته شده است كه اوراد و ادعیه زردشتیان به خط ثبت نگردهده است. این عبارت ماخوذ از تاریخ شهادت یشوع سبراع است كه در حدود سال 630 میلادی ؛یشوع یبه نوشته است و در آن چنین گوید كه یك نفر زردشتی از دین خود برگشته بود و از خاندان موبدان بود،«عادت داشت ادعیه و اوراد مجوسی را از دهان بیاموزد زیرا سخنان و تعالیم مضر زردشت (به سریانی زردست (zaradost با حروف (یا علامات)نوشته نشده است.» ولی از طرف دیگر این عبارت را می توان به خوبی چنین ترجمه كرد:«زیرا كه تعلیمات خطرناك زردشت با علامات قابل فهم نوشته نشده است.» و از آن چنین استنباط كرد،كه اوراد و ادعیه را به خطی كه عامه مردم بتوانند بخوانند ننوشته بودند. بنابراین كلیه دلایلی كه آبه نو برای نظریه خود آورده است فاقد ارزش می باشد.

بعد از بررسی كلیه محققان به این نتیجه رسیدند كه نگارش اوستا را از اواسط قرن ششم میلادی تدوین كرده اند و ایجاد الفبای اوستایی نیز درهمان زمان صورت گرفته است.

آبشخور : سرزمین اهورایی

  • بازدید: 1665
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title