میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 3
بسیار بدبسیار خوب 

بسیاری از اصول و قواعد آیین مانوی از سه مذهب زرتشتی و بودائی و مسیحی گرفته شده است و شاید این مساله معلول همان ارتباطات و نسبت هائی می باشد که وی با پیروان این سه مذهب داشته است. درباره این ارتباطات و نسبت ها گفته اند که:
نخست: پدر و مادر مانی ایرانی و از نژاد اشکانیان بوده اند و با توجه به اینکه در آن زمان آیین زرتشتی در ایران رایج بوده می توان گفت که او با اصول آیین مزبور آشنائی داشته است.
دوم: وی در آغاز زندگی خود در «بابل» و در میان فرقه های مختلف مسیحی از قبیل «مغتسله» و «مرقیون» و خواه ناخواه با تعلیمات و مبانی مذهبی آنان آشنائی داشته است.
سوم: اینکه وی طبق مدارک موجود، سال ها میان مردم هند که نوعاً بودائی بوده اند زندگی می کرده و بدیهی است در چنین وضعی با اصول آیین بودائی هم آشنایی پیدا کرده است.

مانی به خاطر تماس داشتن با فرقه های زرتشتی و بودائی و مسیحی به بسیاری از اصول و تعالیم آنها آگاهی پیدا کرد و برخی از این اصول و تعلیمات را به یک سلسله از تعالیم ابتکاری خود اضافه نمود و در نتیجه آیین مانویت را به وجود آورد.


جامعه ی مانوی


جامعه ی مانوی از پنج رده که معادل پنج تجلی پدر عظمت (خداوند کل) است به شرح زیر تشکیل می شد:


رده ی اول، مشتمل بر دوازده رسول است که به زبان پهلوی آنها را «فریستگان» گفته اند، و آنان بالاترین درجات معنوی مانوی را تشکیل می دادند و حکم خلفا و امامان او را داشتند.

رده ی دوم، که به زبان پهلوی «ایسپاساگان» یا اسقفان بودند که شمار آنها به هفتاد و دو تن می رسید.
رده سوم، که آنان را به پهلوی «مهیشتگان» می گفتند، کشیشان مانوی بودند که شمار آنها به سیصد و شصت تن می رسید.
رده چهارم، که آنان را به پهلوی «ویزیدگان» یا صدیقین یا برگزیدگان می گفتند. کسانی بودند که ماموریت وعظ و تبلیغ را داشتند و شمار ایشان بسیار بود.
رده پنجم را نیوشکان یا نغوشاک می گفتند، عبارت از مستمعان و عامه ی مومنان مانوی بودندف که شمار آنها از همه طبقات بیشتر بود.

همه مانویان گیاهخوار بودند، ولی گروه برگزیدگان یا ویزیدگان، از میخواری و زناشویی و جمع مال محروم بودند، و نمی توانستند بیش از طعام یکروز و جامه برای یکسال داشته باشند. برگزیدگان نمی بایست نان خود را بپزند، بلکه وظیفه ی نیوشکان بود که برای آنان نان پخته و نزد آنان ببرند، از این جهت پیش از صرف غذا به نان خطاب کرده این دعا را می خواندند:


«من تو را نکاشته ام، من ندرویده ام، من آرد نکرده ام، من خمیر نکرده ام، من نپخته ام، من نشکسته ام» زیرا همه ی این کارها، موجب آزار رساندن به نور می شد.


عبادت مانویان ساده و با نغمات موسیقی بود. عید معروف ایشان «بما» نام داشت که برتری جاویدان نامیده می شود، و موعد آن در آخر ماه روزه ی مانویان بود، و به یاد شهادت مانی در ماه مارس برگزار می شد. پیش از نماز با آب جاری وضو گرفته و بدن خود را مسح می کردند و در صورت نبودن آب با خاک یا شن تیمم می کردند. در نماز دوازده بار به سجده می افتادند، و نماز را رو به آفتاب و ماه می گزاردند. هفت روز در هر ماه روزه می گرفتند، که روزه ی روز یکشنبه از همه مهمتر بود.


آثار مانی به لهجه ی مخصوص نوشته شده که آن را زبان «مانوی پارتی» گویند آثار ایرانی مانوی را می توان به دو دوره تقسیم کرد: یکی از آنها که در قرن سوم و چهارم میلادی نوشته شده و پارتی یعنی اشکانی اصیل است، دیگر آثاریک ه از قرن ششم میلاد به بعد نوشته شده است و تا به قرن نهم میلادی می رسد.


مانی جانشینی داشت بنام «مار آرمو» که خط و زبان پارتی را بخوبی می دانست. مانی وی را برای تبلیغ دین خود به ابرشهر (نیشابور) که مرکز استان پارت بود فرستاد و همراه او نویسندگان و مینیاتورنگاران و یکی از شاهزاده گان اشکانی را بنام اردوان روانه داشت. این هیات و مبلغان مذهبی کتابهای مانی را که به زبان سریانی بود، به زبان پارتی، یعنی زبان گفتگوی مردم خراسان ترجمه کردند.

خود آمو از مترجمان و نویسندگان بزرگ ادبیات مانوی به زبان پارتی است، و او داستان مرگ مانی را به این زبان ترجمه کرده، که احتمالاً در سال 286 میلادی نوشته شده و آن مشتمل بر 107 سطر است، و در آثار تورفان بدست آمده است.
پیروان مانی و مزدک را در دوره ی اسلام «زندیق» می خواندند، زندیق معرب زندیک است، که به زبان پهلوی به معنای کسی است که قایل به تفسیر کتاب اوستا باشد و چون مانی و مزدک در جامعه ی زرتشتی ایران از احتیاط و تقیه، فلسفه و عقاید خود را بنام تفسیر و تاویل اوستای زردشت بیان می کردند، از این جهت مردم آن زمان آنان را زندیک یعنی اهل تاویل لقب داده بودند و همین لقب است که به زبان عربی زندیق گردیده است.


ایران از زرتشت تا قیام های ایرانی، رضا اصفهانی، برگه 119 و 118

  • بازدید: 3171
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست کیش و دین ریشه آیین مانویت
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آب از سر گذشتن

نا امید شدن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سندی تاریخی درباره شیوه حمله اعراب به ایران
    حمله اسكندر، اعراب، مغول ها و تيمور دروغ هستند آگاه باشيد مردم عزيز ابن ها دروغ هايى هستند كه دشمنان تاريخ ايران گفته اند. اسكندر كه ايرانى بود نه يونانى اعراب هم اصلا براى حمله به ايران قدرتى نداشتند و حتى زمانى كه لورنس عرب به عربستان رفت شاهد جنگ هاى وحشتناك بين قبايل بود چنين قومى چگونه ميتوانند ايران را تصرف كنند؟ اگر اسب هاى مغولستان را ببينيد همين كافى است كه به دروغ بودن حمله چنگيز پى ببري... نمایش / پاسخ
    فرستنده : محمدحسين
تبلیغات


Your SEO optimized title