میهن نما
میهن نما
افزون بخشها
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
سخنی از بزرگان

اگر می خواهی بزرگ شوی از کردار نیک بزرگان فراوان یاد کن .

ارد بزرگ

کاربردی
تبلیغات
تبلیغات
برای دیگران بفرستید
برگ نخست داستان داستان های کوتاه شاه عباس و شاعر
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

روزي شاه عباس به تماشاي خزينه جواهرات سلطنتي رفته بود . شاعري که شاني تخلص مي كرد، قصيده اي با اين مطلع در مدح شاه عباس خواند :

اگر دشمن خورده باده و گر دوست    /     به طاق ابروي مردانه اوست!
شاه عباس خيلي خوشش آمد و دستور داد مقدار قابل توجهي زر مسكوك به او صله دادند .
شاعر ديگري به محض شنيدن حاتم بخشي شاه عباس ، مديحه اي سراپا چاپلوسي ساخت و به حضور شه عباس كه تصادفا در اصطبل همايوني بود ، شتافت و شعرش را خواند .
شاه امر كرد : سه مقابل وزن اين مرد به او سرگين اسب بدهند!
شاعر عرض كرد : قربانت شوم . چرا شاني را زر مسكوك و مرا سرگين اسب ؟!
شاه عباس پاسخ داد : « اين توفير (خزينه) و (طويله) است و الا شما را فرقي نمي گذارم .

برگرفته از : پایگاه یاد یار - كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

  • بازدید: 286
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید


درگاه کاربران
ضرب المثل ایرانی

آب حمام تعارف کردن

چیز بی ارزشی تعارف کردن

پیشنهاد
تبلیغات
داده های تارنما
شمار هموندان : 133
شمار نوشته ها : 1917
پیوندها : 13
شمار بازدید ها : 1021209
باشندگان در تارنما
ما 30 مهمان آنلاین داریم
تبلیغات