میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هوشنگ طالع

ما امروز بايد به اين نتيجه برسيم كه تنها دوست ملت ايران در سرتاسر اين جهان، ملت ايران است يعني ما نه دوست هميشگي داريم، نه دشمن هميشگي. بسته به حركاتي كه مي كنيم و بسته به منافع ملي ما در آن زمان، اينها مي توانند تغيير كنند. چيزي را بايد بدانيم كه تنها ياور ما ملت ايران است. حالابايد راه هايي در پيش بگيريم كه با اين ملت در آشتي كامل و صلح و صفاي كامل به سر ببريم. هويت ملي خود را بازيابي كنيم. اين عاملي است كه اين ملت را تا امروز نگه داشته است.

دکتر هوشنگ طالع

کاربردی
پیشنهاد ویژه

از همان زمان که گروه های گوناگون آدمیان و تمدن ها با یکدیگر برخورد کرده اند ، بر هم کنش اندیشه ای و زبانی نیز ناگزیر رخ داده است . ازین رو اگر سره گرایی زبانی را، تهی بودن زبان از هر گونه ساز مایه ی بیرونی و بیگانه بدانیم ، پس می توان گفت این سخن درستی است که هیچ زبانی یکسره سره نیست و چنین زبانی اگر هم یافت شود ، تنها در میان قبیله ای رشد نیافته و دور افتاده خواهد بود .

زبان پارسی نیز به عنوان زبان فرهنگ و تمدن ایران ، از همان آغاز با تمدن های پیرامون خود بده بستان زبانی ، خطی و واژگانی داشته است . زبان پارسی در روزگار فرمانروایی هخامنشی ، اشکانی و ساسانی با زبان های ایلامی ، بابلی ، هندی ، یونانی ، سریانی و ... در پیوند بوده و بسته به نیاز و جایگاه خود از این زبانها وام واژه هایی را پذیرفته یا به وارونه ، واژه هایی را به این زبان ها وام داده است . بر این پایه می توان گفت وام واژه ، واژه ایست که زبانی در روندی نهادین و از برای نیاز زبانی خود از زبانی دیگر می ستاند . در این داد و ستد ، زبان جامعه ای که در زمینه ی دانش و تجربه ی زیستی در جایگاه پایین تری جای دارد ، بیشتر کنش پذیر و ستاننده است تا کنش گر و دهنده .

با این همه ، همیشه هم برخوردهای زبانی دوستانه و دو سویه نبوده است .در بسیاری از جنگ ها گروه پیروز می کوشیده است ، تا افزون بر چیرگی سیاسی و ماندگار کردن آن ، به چیرگی فرهنگی و زبانی نیز دست یابد .از این رو گفته اند : تا زمانی که زبان ملت شکست خورده از بین نرفته است آن ملت شکست نخورده است .

در چنین زمانی داد و ستد زبانی بر پایه ی نیازهای واژگانی و زبانی نیست و گروه پیروز می کوشد تا واژگان و ساختار زبانی خود را نیز بر زبان گروه شکست خورد چیره کند .

بر این پایه ، بسیاری از واژگان عربی و مغولی در زبان پارسی زورواژه هستند نه وام واژه .

برای نمونه هنگامی که زبان پارسی واژه های زیبای "پزشک" و "سپاس" را داشته است، دیگر نیازی به واژه های طبیب و تشکر نداشته است و این واژگان تنها از برای چیرگی سیاسی گروه پیروز به زبان پارسی خورانده شده اند .

از دیگر سو ، در زمان هایی که جامعه ای از دید تراز دانش و فناوری در جایگاه فرودست باشد ، چاره ای ندارد که یا به ورود یک سویه ی واژگان  از زبان فرادست در دانش و فناوری تن دهد یا در جایگاهی کنش پذیر و پدافندی به ساخت برابرهایی برای واژگان تازه بپردازد .

زبان پارسی امروز در چنین جایگاهی است و تا رسیدن به جایگاهی هم تراز با کشورهای پیشرفته ی امروزی ناگزیر است یکی از راه های بالا را برگزیند یا مانند هند و پاکستان دروازه های زبانی اش را در برابر سیل واژگان انگلیسی بگشاید و در پایان زبان پارسی نیز آمیزه ای شگفت از انگلیسی ، عربی ، فارسی و ... شود یا با بهره بردن از دستگاه به راستی نیرومند واژه سازی در زبان های پیشوند – پسوندی از مایه های زبانی آشنای خودش برای واژگان نوین برابر سازی کند .

این که زبان پارسی به کدام سو می رود و کدام راه را بر می گزیند بستگی بسیاری به خودآگاهی ملی ما دارد . زبان پارسی استوار ترین ستون پایه ی هر ایرانی و اندیشه ی ایرانشهری است . اگر این ارزش را در نیابیم ، واژگان انگلیسی بر سر زبانمان همان بلایی را می آورند که منشیان و نویسندگان (دریغا که با سرفرازی ) سده ی ششم به پس ، با کاربرد بی رویه ی واژگان عربی بر سر زبان پارسی آوردند.

نویسنده : کورش جنتی  - دو هفته نامه ی امرداد

این نوشتار از سوی مهرمیهن ویرایش شده است .

  • بازدید: 1936
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست زبان و گویش وام واژه ها و زورواژه ها
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

با ریسمان پوسیده به چاه رفتن

انجام دادن کاری که سرانجام خوبی ندارد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • دبیره ی امروز ما، الفبای عربی یا الفبای آریایی؟
    نخست باید اعتراف کنم که اطلاعاتی که داده شده بسیار جالب و آموزنده بود. اما چند نکته را به عرض خوانندگان میرسانم شاید کمی جای تٱمل برای آنها باشد. اول این که حروف الفبا یا رسم الخط فقط یک قرارداد است برای این که سایر افراد بتوانند منظور نویسنده را متوجه شوند. این که این قرارداد چه اسمی دارد، از کجا آمده، ارزش و اهمیت زیادی ندارد و مهمتر از آن آشنایی با زبانی است که آن متن بدان نواشته شده است. برای مثال اکثر مردم اروپا از حروف لاتین برای نوشتن استفاده میکنند اما هرگز یک آلمانی وقتی متنی به زبان اس... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزندی از ایران


Your SEO optimized title