میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

بسیاری از واژه ها از مغولی به فارسی راه یافته است که ظاهر فارسی نیز دارد مثل «پرچم» که دم گاو تبتی است و مغولان آن را به نوک نیزه های خویش می زدند و زوزه گرگ می کشیدند و یورش می بردند. معادل فارسی یا ایرانی پرچم «دَرَفش» است. پرچم تا سده ی ششم در ادبیات فارسی دیده نشده و با آمدن تیره های غز و سلجوق و ... این واژه نیز در ادب فارسی پیدا شد ولی به همان معنی دم گاو تبتی یا غژقاو؛
از سعدی :

اگر آدم همین بالا و ریش است         به نیزه نیز بر بسته است پرچم

دیگر از واژه های معروف امروز که از زبان مغولی و تاتاری به ایران آمده چاقو و قیچی است که چون «چ» در خود دارد شکل فارسی به خود گرفته در حالیکه واژه ی چاقو در تمام زبان های ایرانی «کارد» است و دو واژه ی برابر قیچی داریم : یکی قیچی کوچک که به کارهای خانگی می آید و نام آن «ناخن ویرای» است و دیگری قیچی بزرگ که برای بریدن پارچه های کلفت یا بریدن پشم گوسفندان به کار می رود و آن «دو کارد» است. واژه ی دوکارد هنوز در میان گوسفند داران کاربرد دارد اما «ناخن ویرای» فراموش شده است.

شقایق نیز از این دسته نام ها است که از زبان آن مهاجمان به زبان فارسی آمده و برابر ایرانی آن لاله کوهی است که کوچک تر از لاله ی دشتی باشد.

استاد فریدون جنیدی - پژوهشی پیرامون نام کرمان

  • بازدید: 6831
 

دیدگاه ها 

 
-5 #1 عباس 21 امرداد 1393 ساعت 09:22
کلمه آری نیز مغولی است که در کتاب تاریخ سری مغولان آمده است.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+7 #2 AMIR 21 امرداد 1393 ساعت 09:42
گفتاورد عباس:
کلمه آری نیز مغولی است که در کتاب تاریخ سری مغولان آمده است.


دوست عزیز آری یا آره کلمه فارسی است و در شاهنامه و در هنگامی که هنوز مغولی در ایران نیامده بود بارها به کار رفته است.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #3 فرامرز 16 آبان 1394 ساعت 20:45
برادر گرامی پرچم و قیچی شاید ترکی-مغولی باشند اما واژه چاقو از فعل چاکیدن ساخته شده و به آرش و چم ترک برداشتن و شکاف برداشتن پارسی ست گواه این سخن کارواژه (فعل) چغیدن با همین آرش در گویش های لری و کردی است
سپاسگزارم.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #4 علیزاد 03 دی 1394 ساعت 02:30
سخن دانشمندان در برابر مردم ساده بسیار ارزنده‌تر است پن این را نمی‌توان از دانشهای آسمانی ایشان دانست ونکه چه بسا دانشمند چیزهایی را ندانند یا با چیزهای دیگر یکی بپندارند.

۱- درباره‌ی پرچم گفتید : «پرچم تا سده ی ششم در ادبیات فارسی دیده نشده و با آمدن تیره های غز و سلجوق و ... این واژه نیز در ادب فارسی پیدا شد »!

شما اگر جستجویی در پایگاه واژه‌یاب یا فرهنگنامه دهخدا بکنید خواهید یافت:
راست گفتی بباد پرچم بود/گر بود باد را ستام به زر. (فرخی سیستانی ۳۷۰-۴۲۹ هجری-قمری)
از سویی این واژه چه ریشه‌ای در مغولی دارد؟ همخانواده‌هایش کدامند؟
در فارسی ما کارواژه‌ی چمیدن را داشته‌ایم به چم «خرامیدن،با ناز رفتن ، پیچ و تاب خوردن»
«برچمیدن هم که بالاپیچ و تاب خوردن است» و می‌بینید که این واژه‌ی ستمدیده ۱۰۰درصد فارسی است.
---------------------------------------
۲- واژه‌ی چاقو!
گفته‌اید «در حالیکه واژه ی چاقو در تمام زبان های ایرانی «کارد» است »!
شما تنها فرهنگنامه‌ی هندی-فارسی را ببینید. چاقو در هندی = چاکو همانگونه که شکمو-دماغو ساخته شده اند.
ابزار چاک دهنده.امیدوارم واژه‌ی چاک خوردن و چاک دادن و... را شنیده باشید.
این دگریدن ک به ق را در واژه‌های دیگری همچون قند-قاچ-قوطی و... هم می‌بینیم(کند-کرچ-کیوت)
ازاینرو این واژه‌ی بینوا هم ۱۰۰درصد فارسیست.
---------------------------------------------
۳- واژه قیچی
درباره‌ی این واژه دودل هستم چنانکه در مغولی به قیچی хайч گفته می‌شود(خایچ) که همانند همین قیچی است(از ترگمان گوگل بهره ببرید)
خواستند این واژه را ترکی نشان دهند که از قای(برگشتن)+چی(گر) ساخته شده که برابر همیشه آمیزه‌ای پرت و پلا از آن بدست می‌امد.
پن از مغولی بودنش دل آسوده ترم.

شقایق رو دهخدا عربی دونسته که از شقایق النعمان گرفته شده که گویا آن هم از ریشه «شقق = شکافتن،سختی،ترک‌ » باشد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #5 نارسیس 18 فروردین 1395 ساعت 13:50
بخاطراطلاعات مفیدتون ممنونم
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #6 محمد 16 تیر 1395 ساعت 15:17
چاقو یا همان چاکو کاملا ریشه فارسی دارد و در گویش کردی شمالی (کرمانجی) دقیقا به همین شکل "چاکو" به کار میرود... لطفا مطلبو اصلاح کنید!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #7 تیمور 22 مهر 1396 ساعت 17:44
دوست عزیز واژگان قابلمه-قاشق-غازان و... مغولی هستند.در ضمن چاقو ریشه فارسی ندارد و فارسها به چاقو،چاکو نمیگویند و معادل چاقو در فارسی همان کارد است.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #8 فرهاد 22 دی 1396 ساعت 22:46
گفتاورد عباس:
کلمه آری نیز مغولی است که در کتاب تاریخ سری مغولان آمده است.

من سال 69 رفته بودم انتشارات آقای نیشابور کتاب بخرم آقای جنیدی هم آنجا بود. جالب بود من قبلش فقط کتاب های ایشان را خوانده بودم، ولی خودشان شبیه مغول ها بودند و برای من خیلی جالب بود که اینقدر غیرت ایرانی دارند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+2 #9 پیمان 21 اسفند 1396 ساعت 09:19
گفتاورد فرهاد:
من سال 69 رفته بودم انتشارات آقای نیشابور کتاب بخرم آقای جنیدی هم آنجا بود. جالب بود من قبلش فقط کتاب های ایشان را خوانده بودم، ولی خودشان شبیه مغول ها بودند و برای من خیلی جالب بود که اینقدر غیرت ایرانی دارند.

همگی بایستی به یکدیگر و فرهنگ و زبان یکدیگر احترام بگذاریم.
مغولان نیز از اقوام تورک ها بوده اند، اما در فرهنگ این سرزمین تقریبا هضم شدند و حتی به رشد بسیار ادب و فرهنگ این سرزمین کمکها زیادی کردند. این قابلیت فرهنگی و ریشه تاریخی سرزمین ماست، و آیا می توان گفت که همه به دلیل پارس بودن این سرزمین بوده است؟ آیا در آن زمان سایر اقوام و ملل سرزمین ما در هضم خوی تند مغولان نقش نداشته اند؟ مثلا تورکان آزربایجان، لر های بختیاری و غیره.
در هر صورت ما نیاز به فهم و درک یکدیگر برای آبادانی بیشتر حتی دور افتاده ترین نقاط از مرکز این سرزمین را داریم.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #10 ارش 03 مهر 1397 ساعت 12:05
قابلمه.بشقاب.قاشق.چوپان.چنگال.قایق.چالش.چاوش.سراغ.اتو.قلق.دماغ.لنگ.اخته.
سقز.یواش.قرقی.تسمه.قالپاق.قالتاق.قنداق.الاچیق.اردو.کباب.برگ.شیشلیک.دولمه.
قورمه.قدغغن.سوگلی.چاخان.کاغذ.شیشه.قاطر.سورتمه.قلعه.یورتمه.هجوم.گل.توپ.
قرمز.قو.قورباغه.قزل الا.اوزونبرون.سان.میتینگ.ابجی.من.اقا.خانم.خاتون. بی بی.سورتتمه.گزمه.خواجه.گنبد.الاغ.اتراق.قوطی.اتاق.دایی.چارق.چپق.توتون.خدنگ.
تشک.بالش.ایل.اردو.بیرق.پرچم.بزک.بالکن.ساچمه.قاچاق.توندرا.جلگه.مقنی باشی.قرقاول.دولت.پاشا.بیگ.یرقان.چراغ.قشقرق.لوله.فنر.یاقوت.قره قوروت.اچار.اردک.اچمز.یوغ.یقه.اوستا.الک.نرده.اینه.ارزو.امید.داغون.تسمه.قاب.
قباله.بنچاق.قوری.چای.قاتی.ال و بل.الاخون والاخون.اواره.استر.استانه.کشیک.گزمه.جوشیدن.قاپیدن.باجه.چادر.قلیچ.دشت لوت.سراغ.انگ.بلدرچین.قرق.قرمساغ.شلتاق.اغاسی.اتابک.تغار.اماج.توت.قره نی.تار.کرنش.قلنج.زگیل.خال.لق.خانه.ساقدوش.سولدوش.اجاق.باجناق.تاراج.پنبه.
جلو.کبک.اردک.سورمه.سوراخ.قیر.جان.قر.چاپار.باشماق.قره سو.خزر.تپه.تنبک.سنجاق.سنجاقک.تفنگ.قمه.قیچی.قلدر.قوش.ارابه.چکاوک.
وصدها و هزاران کلمه و فعل و پیشوند و پسوند ترکی درفارسی هست
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #11 اردلان 19 آبان 1397 ساعت 22:56
جهت اطلاع دوستان عرض کنم که در فارسی حرف "ق" وجود نداره (البته ث، ح، ص، ض ط، ظ، ع، غ هم همین طور) بنابراین کلمات دارای حرف قاف مثل قایق اقیانوس چاقو قاشق اقلیم قوطی قرقی و امثالهم فارسی نیست
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #12 Vahid 05 دی 1397 ساعت 01:57
این کلمات مغولی نیستند، بلکه تورکی هستند. شاهنامه در زمان سلطه ی تورکها به ایران نوشته شده. مغولها خود مستعمره ی پروتورکها بودند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست زبان و گویش واژگان مغولی : پرچم ، چاقو ، قیچی ، شقایق
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد

رسیدن به آرزوهای بزرگ نیاز به کوشش زیاد دارد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • دبیره ی امروز ما، الفبای عربی یا الفبای آریایی؟
    نخست باید اعتراف کنم که اطلاعاتی که داده شده بسیار جالب و آموزنده بود. اما چند نکته را به عرض خوانندگان میرسانم شاید کمی جای تٱمل برای آنها باشد. اول این که حروف الفبا یا رسم الخط فقط یک قرارداد است برای این که سایر افراد بتوانند منظور نویسنده را متوجه شوند. این که این قرارداد چه اسمی دارد، از کجا آمده، ارزش و اهمیت زیادی ندارد و مهمتر از آن آشنایی با زبانی است که آن متن بدان نواشته شده است. برای مثال اکثر مردم اروپا از حروف لاتین برای نوشتن استفاده میکنند اما هرگز یک آلمانی وقتی متنی به زبان اس... نمایش / پاسخ
    فرستنده : فرزندی از ایران


Your SEO optimized title