میهن نما
میهن نما
گفتاورد

رودکی

مردی نبود فتاده را پای زدن / گر دست فتاده ای بگیری مردی

جوانمردی آن است که به جای آسیب زدن به انسانی ناتوان به او یاری رسانی

رودکی سمرقندی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه نویسندگان مهرمیهن )

خسته یک واژه ی پارسی است به معنی زخمی شدن یا مجروح شدن  که امروزه به گونه ای نادرست به معنی ماندگی بکار می رود. برای نمونه اگر کسی در جنگی زخمی شده باشد باید بگوییم او خسته شده است و اگر کسی به سبب کوشش بسیار مانده شده باشد باید بگوییم او مانده است.در تاجیکستان و افغانستان امروزی به پیروی از نیاکان، به هر کس که کوشش بسیار نموده باشد مانده نباشید می گویند و نه خسته نباشید.

کاربرد درست واژه ی خسته در شاهنامه :

چنان شد ز بس کشته و خسته دشت

که پوینده را راه دشوار گشت

..............

رو خیره شد دست پور پشنگ

از ایران سپه بیشتر خسته شد

............

اگر کشته بودند اگر خسته تن

گرفتار در دست آن انجمن

................

ز تیر و ز ژوپین ببد خسته شاه

نگون اندر آمد ز پشت سپاه

واژه ی خسته در فرهنگ فارسی معین :

(خَ تِ)  (ص مف .) مجروح ، آزرده

  • بازدید: 1128
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست زبان و گویش اشاره ای به معنی درست واژه ی" خسته "
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

با یک گل بهار نمی شود

از یک مورد نتیجه کلی نمی شود گرفت

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title