میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالحسین زرین کوب

امپراتوري كورش و داريوش يك امپراتوري نمونه است كه مورخ مي‌تواند از تأمل در آن دريابد كه مملكت تنها با قدرت نظامي و حتي با نظارت چشم و گوش حكومت، برپا نمي‌ماند، احتياج به تفاهم و تسامح نيز هست و اين تسامح كورشي است كه بي‌شك اسباب سرافرازي تاريخ ايران است

عبدالحسین زرین کوب

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
زبان و گویش گویش مردمان همدان
میانگین امتیار کاربران: / 6
بسیار بدبسیار خوب 

ملت ها و قوم ها و نژاد ها داراي فرهنگ هايي متفاوت مي باشند واز اين رو براي بيان هر فرهنگ بايد زبان و گويش مختص به آن قوم و نژاد را به كار برد كه زباني جزي از فرهنگ مي باشد زبان مردم همدان يك گويش است گويشي كه در تقسيم بندي گويشهاي زبان در حيطه گويشهاي جغرافيايي قرار دارد هر چند كه از نظر گويش شناسي تاريخي و اجتماعي و گويش شناسي معيار نيز قابل بررسي است چرا كه ديار همدان داراي قدمتي به درازي تاريخ ايران باستان است وبه همين جهت زبان و گويش نياكان مان نمي تواند تنها در يك محور قابل طرح باشد مسئله مورد توجه اين است كه متاسفانه گروهي به خطا گويش مردم همدان را كه خود شكلي از زبان فارسي كهن ( زبان مادي ) كه زبان پادشاهان سلسله ماد و مردم غرب و مركز ايران بوده و البته در طي دوران همانند همه زبانها تحولات زباني را پذيرفته است تنها يك لهجه پنداشته و به همين نام ( لهجه ي همداني ) از اين زبان ياد مي كنند در حالي كه ( لهجه اثر زبان اول شخص در زبان دوم اوست ) مثل آ ثار زبان كردي در صحبت كردن يك نفر كرد زبان زمانيكه فارسي صحبت مي كنند و بايد متذكر شد كه لهجه خود زير مجموعه اي از يك گويش است و صرفا" از جنبه ي آوايي و تلفظ واژها مي تواند در اين امر دخيل باشد با توجه به اينكه يكي از توانائي هاي يك زبان گويا و غني سير تحول آن به طرف ايجاز وتوانا ساختن واژه ها از نظر مفهوم و معني رساني است ( هر منو تيك ) مي بينيم كه گويش مردم همدان از اين توانايي برخوردار است و حتي گاهي يك واژه جانشين يك جمله كوتاه مي گردد براي مثل واژه ي (مچيم. MACH IM ) معني جمله ي ( من چه مدانم ) را مي رساند كه هر حرف در واژه فوق جانشين يك واژه است و مثلهائي از اين قبيل و ديگر ويژگي اين ايجاز آ هنگين شدن واژه ها به علت همخواني (‌ واج ها ) مي باشد كه مخاطب را جلب مي كند اما نكته اي كه ياد آوري آن لازم است اين است كه در اين مقوله نبايد اشتباهات تلفظي و تقليدي را كه بيشتر در بين عوام مرسوم است مباني كار برد واژه ها قرار داد چه اينكه صورت نوشتاري بيان صحيح واژه را مي طلبد و در زبان معيار امروزه هم همين موضوع لحاظ مي شود و رعايت اين نكته ما را در بررسي تصريفي برخي از واژه ها كمك مي نمايد از آنجائيكه گويش ها از نظر داشتن قواعد دستوري و نوع واژه ها با يكديگر تفاوت دارند و بررسي هم جانبه ي يك گويش در اين مقال نمي گنجد بنابر اين باختصار نكاتي چند را ذيلا" ياد آور مي شود .

گويش مردم همدان ميراث گرانبهائي است كه از زبان پهلوي به يادگار مانده است و كار برد واژه هاي كهن در اين گويش بيانگر اين موضوع است

براي مثل مصدرهاي
‌اشكستن - اشكفتن - اشناختن - اساندن - اشاندن - اسپردن - انداختن و ... كه با ابتدا به كسر و با اضافه شدن علامتهاي ضمير به فعل تبديل مي شوند مثل از مصدر (‌ اشنفتن = شنيدن ) : اشنفتم . اشنفتي . اشنفت. اشنفتيم. اشنفين .اشنفتن .

اضافه شدن حرف اضافه ( از ) ‌به ضماير متصل و منفصل به دو صورت ( از ا)  

ضماير متصل  ازم - ازت -  ازش -  ازمان -  ازتان -  ازشان

ضماير منفصل  ام . اتو. ااو. اما .  اشما. اانا.

آوردن حرف ( د )  براي تاكيد قبل يا بعد از فعل امر (  دبرو . برود )  ( دبگو. بگود )

آوردن حرف (  آ )  و ( يا )  براي تاكيد بعد از فعل امر  (  بگو آ.نگوآ )- ( بگي يا . نگي يا ) - (  بري يا. نري يا )  

ايجاز در كلمات و گروه اسمي  

( اينجارم ) =  اينجا + را + هم

(  شبارم  ) =  شبها + را + هم

( شمارم ) =  شما + را + هم.

با توجه به اينكه قاعده ي كلي و طبيعي در املاء كلمات زبان نوشتار بايد مطابق با زبان گفتار باشد لكن در پاره اي موارد صورت گفتاري واژه با صورت نوشتاري آن مطابقت ندارد ( نا مطابق هاي املائي) كه در گويش مردم همدان نيز همين نكته مشهود است و همانند زبان فارسي معيار فرآيندهاي واجي مانند كاهش افزايش ابدال ادغام اتباع وتكرار و... با ويژگي هاي مخصوص اين زبان اعمال مي شود .

كاهش

دس بن = دست بند              صحب = صاحب           

را رف = راه رفت             بيس دو = بيست و دو  

افزايش

خانه ي حسن = خانه حسن

ابدال

وا = با(وام  =  با من ). و = ب ( وردار =  بردار )

(كفدر =  كفتر . كبوتر )  ( درخد = درخت )

( شي = چي ) ( شيه = چيه )

( مثد = مثل )   ( شمه = شنبه )

( جوق . جوب = جوي )

ابدال و ايجاز در واژه

ميوا = مي بايد

ادغام

( زوتر = زودتر )  ( شوپره = شب پره . پروانه )

اتباع و تكرار

( چوب موب ) ( درخت مرخت) ( جان مان ) (  باران ماران ) (  د س مس)

كار برد مصدرهاي لازم از زبان پهلوي  

بايستن = باييدن = لازم بودن . واجب بودن  

بايستني بري . با يستي بگي  

پناميدن = باز داشتن . منع كردن  

پنام كردن = پنهان كردن

كار برد حاصل مصدر از زبان پهلوي

خوازه گري . خواز مني = خواستگاري دختر

كار برد تركيبات اصيل

آفتاب زرد . آفتاب زردي = غروب آفتاب  

(  و آفتاب زرد پيش امير آمد وگفت ... )  چهار مقاله عروضي . مقاله دوم شعر در باب فرخي.

كار برد قيد مركب پسوند با اصالت زبان پهلوي

تاريكان =  به هنگام تاريكي                تاريك + آن (  تاريكان را افتاد )   

دودمان = خاندان . خانواده                 دود  + مان (  دود مانش بباد داد)   

كار برد مصدر مركب

ايسپا = ايستادن +  پائيدن ( ‌نگاه كردن )  

كار برد پسوند ( نه )  در صفت اشاره و قيد پرسش به دو حالت ابدال و قلب با توجه به لحن آن

اينجانه =  در اينجا . خبري  

اينجا نه ؟ در اينجا ؟ پرسشي

كوجانه ؟ در كجا ؟ پرسشي  

كوجانه ميري ؟ = به كجا ميروي ؟ پرسشي

انجانه  =  در آنجا . خبري  

انجانه ؟ =  در آنجا ؟ پرسشي  

كاربرد تركيبات بصورت مراعات   نظير با (  و )  عطف

( چك و چانه) =  چك (  فك پائين )  و  چانه  

( چك و چشم ) = چانه و چشم  

( گل و گوش ) = گل مخفف گلو = گلو و گوش  

( دم و ديم ) دهان و چهره

كار برد ( وار ) VAR =  بار =  بر ( پهلوي )

براي اندازه و مقدار ( چن وار آمدم ) =  چند بار آمدم

كار برد مصدر

هشتن = هليدن = هشيدن ( مصدر مركب ) (  پهلوي )

( هشت . بهل . هشته ) =  گذاشتن رها كردن .

بيان ( ن ) ‌ بصورت (  نون غنه )  در پاره اي موارد

من = ( م )‌   (‌مرا )‌  در زبان فارسي دري . من + را  =  م  را  

م = اول شخص مفرد در گويش همداني  

كار برد ( وا ) Va در معني با معيت

مثال  (  م وا تو ميام ) ‌= من با تو مي آيم  

( واتو نم ) =  با تو هستم

كار برد (  وا )  به معني باز

مثال  (  واشد ) =  باز شد . (  واكردي )‌ =  باز كردي .

واژهاي دخيل

همانطور كه در مقدمه گفته شد همدان داراي قدمتي به درازاي تاريخ ايران باستان است وتحولات گوناگون در هر عصر باعث تغيير و تحول در گويش اين ديار گرديده است و اثر واژه هاي دخيل تاشي از همين امر است براي نمونه  

تالان =  تاراج كردن . تركي مغولي

جارچي =  آواز دهنده . تركي مغولي

چا پار خانه =  محل پيك. تركي مغولي

قاين =  برادر زن . تركي مغولي

قاين بابا . قاين ننه =  پدر برادر زن . مادر برادر زن . تركي مغولي

باجناق =  شوهران دو يا ... خواهر .(  باجي =  خواهر ) . (  آناق = گرفتن ) تركي مغولي

شعرها . داستانها . كنايه ها وضرب المثلها يي كه در اذهان يك قوم رسوب كرده است بيا نگر گوشه اي از فرهنگ مردم آن مرز و بوم مي باشد ودر اين ميانه شعر به عنوان زبان گوياي جامعه همواره توانسته است مورد توجه واقع گردد . شعر زبان ايجاز است و چنان چه اين ايجاز در بردارنده ي ظرفتها و زيبائيها قابل پسند اذهان و مخاطبين باشد و بتوانند القاء كنند ه يك حس مشترك شوند شعري مندگار خواهد بود بطوريكه در مقدمه اين بحث ذكر شد براي بيان فرهنگ هر قوم زيباتر آن است كه از زبان همان قوم استفاده شود شنيدن شعر (حيدر بابايه سلام ) اثر مرحوم استاد شهريار به زبان تركي حال و هواي ديگري را به خواننده ترك زبان خود القاء مي كند تا ترجمه آن به زبان ديگر و همين موضوع مي تواند در همه زبانها مصداق داشته باشد . سرودن شعر به گويش همداني ضمن اينكه مي تواند برآوردنده نياز هاي روحي و رواني مردم همدان باشد در حفظ و اشاعه ي اين زبان نيز موثر خواهد بود به شرط آن كه سراينده با فرهنگ مردم همدان آشنا بوده و آن را حس كرده با شد همچنين براي سرودن شعر و تصنيف يه گويش همداني آشنائي  با واژه هاي بكر و به كار گيري صحيح آنها لازم است كه در اين راه شاعر نه تنها بايد شيوه ي تقليد براي سرودن شعر به اين گويش را رها سازد بلكه بايد با تحقيق و تفحص و نوآوري نيز دست يابد چه اينكه سروده هاي دو دهه اخير به اين گويش توانمندي شعراي استان را در ايجاد تحول در قالب و مضمون اشعار به خوبي نشان ميدهد كه همين امر باعث قبول عام و رويكرد شعراي استان به سرودن اينگونه شعر مي باشد. گردآورنده مجموعه (  ترانه هاي گنجنامه )  سعي دارد تا با ارائه آثاري از شعراي گذشته و حال استان گويشهايي از فرهنگ وهنر اين مرز وبوم را به شما بنمايد اميد است تورق اين اثر مورد قبول طبع عزيزان واقع گردد .

بن مایه : پورتال اطلاع رسانی استان همدان

  • بازدید: 1873
 

دیدگاه ها 

 
+1 #1 افشین 17 اردیبهشت 1394 ساعت 10:53
با عرض سلام و ادب و احترام و خسته نباشید واقعا بهتون تبریک میگم ممنون از مطالب خوبتون من خودم اصالتا همدانی ام اونقدر که همدان دوست دارم .... وقتی این سایت پیدا کردم و مطلبو خوندم واقعا حرف دل و واقعیت تمام مردم استانو گذاشتی چرا که همدانی هیچوقت هیچوقت نه لهجه بوده نه فارسی میانه ست همدان گویش داره که به نطرم اگر بگیم گویش ماد خیلی قشنگ تر و درست تر باید باشه چرا که همدان بیشترین شباهت به گویش ماد داره خیلی هم به کردی و لری نزدیکه اما همدان از نظر لباس و فرهنگ های عروسی کلا با کردها فرقی نداره از شما تقاضا دارم گویش همدان با نام گویش مادی تبلیغ کنین که ممه بدونن از نسل جدید همدان خیلی گله دارم که چرا باهم همدانی غلیظ صحبت نمی کنن امیدوارم امثال شما هیچوقت نزارن این گویش خیلی زود به فراموشی سپرده بشه
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد

رسیدن به آرزوهای بزرگ نیاز به کوشش زیاد دارد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title